| قضاوتی عادلانه در سایه حکومت اسلامی ایران |
به این مطلب توجه کنید: متهم ردیف اول مفاسد اقتصادی مشتمل بر جرایمی مانند تشکیل شبکه گسترده کلاهبرداری ، جعل اسناد ، فروش مال غیرو...معروف به سلطان شکر از روسای هیأت مدیره و عمده مالکِ چهار کارخانه مهم قند و شکر کشور، که پس از دو سال برای بخشهایی از پرونده اش بواسطه جرایم ارتکابی به تحمل 27 سال حبس وبالغ بر 73 میلیارد تومان رد مال و جزای نقدی محکوم شده بود ، بدون پرداخت وثیقه و با کفالت یک مفسد اقتصادی دیگر که در جریان بزرگترین اختلاس تاریخ بانکهای ایران* به حبس ابد و سپس با تخفیف به 15 سال حبس محکوم شده بود ، آزاد شده است . ومتهم ردیف دوم این پرونده نیز با کفالت یک نماینده مجلس آزاد شده است . (برگرفته از سایت رجانیوز چهار شنبه 15 اسفند ،* به احتمال زیاد منظور 123 میلیارد اختلاس از بانک صادرات ورفیق دوست می باشد! توجه داشته باشیم که از این نمونه ها بسیار بوده !) وحالا به این مطلب توجه کنید : بهروز کریمی زاده دانش آموخته ای از مدارس استعدادهای درخشان یا تیز هوشان و دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه تهران ، در روز 12آذر در خیابان توسط نیروهای امنیتی ربوده و به سلولهای انفرادی اوین برده می شود ، سه ماه تحت شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار می گیرد ،تا وادار به انجام اقرار واعترافات تلویزیونی به داشتن ارتباط با جریانات خارج از کشور شود ! یک باردست به خودکشی می زند ، از قبل مشکل نا رسایی کلیه داشته ، بر اثرضربات دژخیمان جهل و سرمایه ، دست راستش آسیب می بیند و دچار خونریزی گوش ، دستگاه گوارش ، معده و مقعد می شود . تا بحال حتی وکیلش را ندیده وبرای دفاع از خود به بی دادگاهی برده نشده . تا اینکه دستگاه سرکوب اسلامی قرار بازداشتش را به قرار وثیقه بسیار سنگین ، عجیب و بی سابقه 300 میلیون تومانی تبدیل می کنند وضمن مخالفت با خانواده اش در اعتراض به مقدار بالای این وثیقه اعلام می کنند که باید تا 10 روز دیگر، یعنی 20 اسفند پرداخت شود و در غیر این صورت بهروز کریمی زاده را به بند زندانیان غیر سیاسی منتقل می کنند و دیگر نمی توانند جان او را تضمین کنند ! و خانواده بهروز یعنی مادر و برادرانش توان و امکان تهیه این مبلغ سنگین را ندارند . وحالا قضاوت کنید! که در سایه حکومت اسلامی وادعای عدل علی ، چگونه است که ، سرمایه دارانی وجود دارند که با حکم 27 سال زندان! وهفتاد و سه میلیارد تومان ! پرداخت جزای نقدی ، بدون وثیقه و با پادرمیانی یک دزد دیگربه راحتی آزاد می شوند و جوانی تحصیلکرده برای اینکه 4 روز بعد می خواسته در روز خودش 16 آذر و با پرچم آزادی خواهانه و برابری طلبانه اش بیاد و بگوید دانشگاه پادگان نیست و جنگ نمی خواهد ، این همه بلا سر خود و خانواده اش بیاید !؟ کدامشان مجرم و گناهکار و ضد امنیت و مردم اند ، سرمایه داران، دزدان ، رانت خواران ، اختلاس کنندگان ، ثروت اندوزان و زر پرستانی که برای رسیدن به منافعشان از هیچ جنایت و اجحاف و ظلمی در حق جامعه و مردم و کارگران و اقشار تهیدست جامعه فروگذاری نمی کنند ، یا جوانی که می خواسته فریاد و صدای آزادیخواهانه و برابری طلبانه جامعه اش باشد !؟ واقعا در سرتا سر این کره خاکی می توان این چنین نمونه ای را یافت که بدنبال آزادی و برابری بودن جرم محسوب و این همه عقوبت ، عذاب ، شکنجه ، زندان ووثیقه و... داشته باشد ؟ و آیا در کشورهای سرمایه داری دیگر حتی ، می توان سراغ داشت که اینچنین جنایتکاران اقتصادی با آن حکم ، آزاد و راحت به چاپیدن و دزدی و استثمارشان ادامه دهند و به ریش مردم و جامعه بخندند!؟ ***************************** اپیزود 11 - بازجو کیست؟ چگونه کار می کند؟ بازجوی وزارت اطلاعات موجودی است که می بایستی: ۱. ابهت داشته باشد. اگر زندانی از بازجویش نترسد، بازجو به هدفش نمی رسد. این ابهت می تواند در هیکل بزرگ یا صدای کلفت و بلند باشد. ۲. قوی باشد. عمده ی کتک ها را بازجوها به زندانی می زنند. بازجو باید دستش آنقدر سنگین باشد که هر سیلی اش بتواند بند بند بدن آدمیزاد را به لرزه بیندازد. کفش نوک تیز، انگشتر عقیق بزرگ، سیگار و ... به شدت به بازجو کمک می کند. ۳. باهوش باشد. البته این یکی از مواردی است که واقعاْ به ندرت در استخدام بازجوها رعایت می شود. بعضی از بازجوهای ۲۰۹ آدم را یاد هیولای کتاب «موشها و آدم ها» می انداختند. مغز نداشتند، فقط با کتک اطلاعات جمع آوری می کردند. ۴. زندگیش را برای جمهوری اسلامی گذاشته باشد. بازجوها گاهاْ در ماموریتهایشان به کردستان یا هنگام دستگیری های کلکتیو، هفته ها از خانواده شان دور می افتادند. گاهی بازجوها مجبور هستند هفته ها مثل کردها زندگی کنند و کردی حرف بزنند. زندگی بازجو مثل زندگی کارمندی است که باید دائم در اضافه کاری باشد و البته حقوق خیلی زیادی می گیرد. این مورد را حتی از کت و شلوار کار بازجوها می شد فهمید. کت و شلواری که ممکن بود گاهی خونی هم بشود. ۵. قوانین و حقوق شهروندی را از بر باشد تا بتواند خلاف آنها را انجام دهد. بازجوها در روند بازجویی حتی یک مورد استاندارد در مورد تکمیل پرونده و حرف کشیدن از متهم را رعایت نمی کنند. چشم بند، شکنجه، نشستن پشت سر متهم، تهدید متهم، فحاشی به خانواده ی متهم و ... همه فاکتورهایی است که قانون، ضابطین قضایی و اطلاعاتی را از آنها نهی کرده ولی بلا استثنا توسط همه ی بازجوها اعمال می شود. بازجو جهت ادامه ی روند کارش به ابزار احتیاج دارد. ابزار بازجو پرونده هایی است که توسط قسمت انفورماتیک وزارتخانه ساخته می شوند و عمدتاْ پرینت همه ی اطلاعات در مورد متهم در اینترنت، مصاحبه ی های مکتوب شده ی متهم با رادیوهای بیگانه، تک نویسی متهمین دیگر در مورد سوژه، استعلام همه ی خطوط تلفنی استفاده شده توسط متهم، مجوز رسمی شنود تلفن از مراجع ذی صلاح، پرینت اس ام اس های فرستاده شده ی اخیر از تلفن همراه متهم، سوابق خانوادگی متهم به تفصیل و عکس های مربوط به متهمین در تجمعات و محفل های دوستانه را شامل می شود. در مورد استعلام خطوط تلفن از مخابرات لازم به توضیح است که حتی آن دسته از رفقایی که از خطوط تلفن ایرانسل به عنوان «خط امن» برای تماس با شماره ی امن دیگر رفقا استفاده می کردند، شماره هایشان درون پرونده محفوظ بود و شنود می شد. از دیگر ابزارهای روتین بازجو، یکی جاسوس و دیگری شکنجه است. توضیح این که شکنجه ها گاهی توسط خود بازجو و گاهی توسط تیم شکنجه اعمال می شد. خود بازجو گاهی از فرط کتک زدن متهمین به هن هن می افتاد و مجبور می شد آب قند بخورد تا سر حال بیاید. اگر کسی چیزی را که بازجوها می خواستند تکذیب می کرد، شدیداْ کتک می خورد. فکر می کنم در مورد بهروز کریمی زاده، علی کانطوری و فرهاد حاج میرزایی که اخیراْ اتهاماتشان را در دادگاه تکذیب کرده و گفته اند که هر آنچه نوشته اند کاملاْ تحت شرایط غیرعادی و شکنجه بوده است، وضع به همین صورت باشد. بازجوها در بهترین حالت در تیم های بازجویی کار می کنند. مثلاْ تیم بازجویی احزاب خارج از کشور، تیم بازجویی دانشجویان چپ رادیکال، تیم بازجویی کارگران سندیکای شرکت واحد و .... کار کردن در تیم های بازجویی موجب می شود که بازجوها بتوانند روی یک مساله تمرکز خاصی داشته باشند و بتوانند اعتراف های دسته جمعی از اعضای یک جریان خاص بگیرند. اگر هر یک از متهمین چیزی می گفت که مربوط به تیم بازجویی دیگری می شد، از بازجوهای آن تیم هم در جریان بازجویی متهم استفاده می کردند. |