دیالنفی
  
 تضاد و تغییر تنها اصل پایدار هستی
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
بایگانی
موضوع بندی
 
16 تیر 1387
گوسفند سیاه - ایتالو کالوینو

 شهری بود که همة اهالی آن دزد بودند. شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانة یک همسایه. حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانة خودش که آنرا هم دزد زده بود. به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری میدزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی میدزدید. داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها. دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده. روزی، چطورش را نمیدانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد. شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که میخورد، سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان. دزدها میامدند؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند و میرفتند.
 
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود. هرشب که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روز بعد هم چیزی برای خوردن ندارد.
 
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد. آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود. میرفت روی پل شهر میایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد و بعد به خانه برمیگشت و میدید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است.
 
در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکلی این نبود. چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود! او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانة دیگری، وقتی صبح به خانة خودش وارد میشد، میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد میزد.
 
به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانة مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند، دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روز به روز بدتر میشد و خود را فقیرتر میافتند.
 
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفتة شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
 
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشد و به این فکر افتادند که "چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی". قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و آن دیگری هم از ... . اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند. ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها میدزدیدند. فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، ادارة پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد.
 
به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند. صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند.
 
تنها فرد درستکار، همان مرد اولی بود که ما نفهمیدیم برای چه به آن شهر آمد و  کمی بعد هم از گرسنگی مرد.

 
به نقل از کتاب : شاه گوش میکند؛ ایتالو کالوینو


 
3 تیر 1387
علل تجاوز جنسی

برگرفته از سایت آزادی برابری

تجاوز جنسی یکی از مسائل و معضلاتی است که اگرچه فقط قربانیان آن زنان نیستند و کودکان پسر یا دختر و زنان بیشتر از هر کسی دیگری تهدید می شود و تمامی زنان دنیا به دلیل جنسیتشان مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند و هیچ زنی از تجاوز در امان نیست ولی در جوامع عقب مانده و کشورهای در حال توسعه، نگاه تحقیرآمیز به جنس زن و قوانین ضد زن، آمار  تجاوز  به زنان را بالاتر برده و  زندگی آنها را به مخاطره می اندازد و هر لحظه نگران آن هستند مبادا مورد تجاوز قرار بگیرند.

نگاهی به تجاوزهای اخیر که در روزنامه ها و صفحه حوادث منتشر شده:

  دختر 5 ساله ای  در  رستورانی توسط 2 نفر مورد تجاوز قرار می گیرد.

 زنی  هنگام برگشت به منزلش توسط راننده تاکسی و دو نفر دیگر، در جنگل های شمال مورد تجاوز قرار می گیرد.

 دختری  توسط دوست پسر و  6 نفر دیگر مورد تجاوز قرار می گیرد.

 زنی توسط 2 موتور سوار به بهانه تمام شدن بنزین، در جاده قم در مقابل چشمان همسرش مورد تجاوز قرار می  گیرد.

دختر  اتریشی توسط پدرش، 25 سال حبس می شود و طی این مدت مورد تجاوز جنسی پدر قرار می گیرد و .....

اینها نمونه های کوچکی از هزاران هزار تجاوز های ست که زنان و دختران،  از خانه اش که به اصطلاح امن ترین مکان است توسط نزدیکترین کسان پدر، برادر و شوهر  تا کوچه و خیابان  ...  صورت می گیرد و به دلیل ترس،  خجالت، تهدید یا حفظ آبرو پنهان باقی می ماند و بسیاری از این تجاوز ها علنی نمی شود و یا در صورت علنی شدن قربانی قتل های ناموسی می شوند.

جامعی که بر پایه های سنت و تعصب  بنا شده حتی از  گفتن کلمه "تجاوز جنسی" طفره می روند و سانسور می شود و اگر ندرتاً  حرفی از آن به میان آید با عنوان "تعرض جنسی" نام برده می شود.

در تعریف لغوی تعرض از  متلک گفتن تا تماس جسمی و  جنسی را شامل می شود و  جایگزینی کلمه "تعرض"  از مقدار خشونت و رفتار غیر انسانی و اعمال زوری که بر  فرد قربانی صورت گرفته به شدت  می کاهد و آنرا کمرنگ می کند.

جامعه ای که گرفتار قوانین مردسالار و سنتی است عامل و مقصر اصلی این تجاوز ها را زنان می دانند و دلایل مختلفی برای آن می آورند که اولین و قطعی ترین استدلالشان عشوه گری زنان، رعایت نکردن حجاب و آرایش های غلیظ ،  پوشیدن لباس های تحریک آمیز ، رفتار و حرکات  جلف و ... می دانند.

زمستان سال گذشته در روزهای اولیه اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی در یک برنامه تلویزیونی، دختری که صورتش را شطرنجی نشان می دادند که هنگام ظهر در کوچه ای خلوت توسط 2 نفر مورد تجاوز قرار گرفته بود.  گزارشگر  از چگونگی عمل تجاوز از دختر سوال کرد که مانتویی که به تن داشته مناسب بوده یا نه؟! دختر چندین بار به این مسئله اذعان کرد که لباسی که پوشیده بود و حتی آرایشش هم بسیار معمولی بوده و اصلا هم به اصطلاح تحریک آمیز نبوده! ولی گزارشگر در پی تایید گفته های متهم (تجاوزگر) بود که گفته مانتو تنگ و آرایش شما در خلوتی کوچه باعث تحریک او شده است؟! در نهایت بعد از  اصرار زیاد گزارشگر و تاکید  بر گفته ی متهم! دختر باناباوری و اکراه گفت خب من آرایش داشتم نمی گم نداشتم و مانتوم هم تا روی زانوم بود! ولی اون کسی که بخاطر آرایش و مانتو تحریک بشه و به دیگران تجاوز می کنه  اصلا آدم نیست!!

قبل از هر چیز باید ببینم ما چه  رفتاری را  تجاوز و  چه رفتاری را  تجاوز  نمی دانیم؟

در کشورهای پیشرفته هرگونه ارتباطی از سوی جنس مذکر، شوهر یا غیر،  و هر عملی که خلاف خواسته و تمایل زن بر او اعمال شود، تجاوز محسوب می شود و زن می تواند از همسرش و هرکس دیگری شکایت کند، در حالی که در کشورهای که دارای قوانین مردسالار است،  تجاوز شوهر به همسرش، اصلا تجاوز شناخته نمی شود و هر خواسته ای از سوی شوهر حتی بدون رضایت زن جزء وظایف اصلی زن محسوب می شود،

همچنین بسیاری از رفتارهای مردان نسبت به زنان در کوچه و خیابان مثل متلک گفتن، لمس کردن باسن زنان وقتی از کنار آنها رد می شوند، دست درازی بر دیگر اعضا بدن زن،  به شکل یک مسئله بسیار عادی در آمده  و  زنان باز هم  بخاطر حفظ آبرو و فرار  از  نگاه ها و قضاوت های متهم کننده مردم،  یا اصلاً به روی خود نمی آورند و سکوت اختیار می کنند یا نهایت به یک فحش ختم می شود!

با نگاهی منصفانه  به موارد تجاوز  می بینیم که مسئله  عدم رعایت نکردن حجاب و یا آرایش های غلیظ و ... بیشتر بهانه ای برای هرچه بیشتر محبوس و منزوی کردن زنان و دختران در خانه است . بیشترین تجاوز های جنسی در خصوص زنان و کودکان که ضعیف ترین بخش جامعه هستند (کودکان دختر یا پسر، اگرچه بیشتر به دختران تجاوز می شود)  صورت می گیرد و با مطالعه به کیس هایی که مورد تجاوز قرار گرفته اند بیشترین آنها کودکانی هستند که توسط نزدیکترین افراد خانواده(پدر- دایی- عمو- برادر) یا زنی که در جلوی چشمان همسرش مورد تجاوز قرار می گیرد! جای سوال است که آیا آرایش یا عدم رعایت حجاب او باعث رخ دادن چنین عمل شنیع و غیرانسانی شده است!! مسلما اینطور نیست.

 تجاوز جنسی ریشه در تبعیض جنسی، بی حقوقی، قوانین تبعیض آمیز و  ضعیف نگه داشتن  عده ای خاص بر اساس جنسیت یا قدرت بدنی صورت می گیرد که بیشترین قربانیان این تجاوز ها زنان ودختران  و کودکان هستند که مورد بهره کشی و تجاوز های جنسی قرار می گیرند .  زیر دست نگه داشتن و تسلط مردانه و نگاه مردسالار  بر زندگی زنان و کودکان همواره سایه افکنده و تایید قوانین نابرابر موجود در هر جامعه ای نقش اصلی در ضعیف نگاه داشتن و تجاوز به حقوق انسانی قشر خاصی از جامعه  را ایفا می کند.

زنان خصوصا در جوامع عقب مانده همواره به لحاظ اقتصادی وابسته و جیره خوار  مردان بوده اند  و این خود زمینه های آسیب پذیری زنان را بیشتر می کند تا در مقابل تجاوزی که برآنان می رود سکوت اختیار کنند، از دلایل دیگر  شدت یافتن تجاوز جنسی به زنان، نگرانی از  ازهمپاچیدگی زندگی،  عدم باور گفته هایشان و نیاز به شهود، ترس از  به قتل رسیدن، نگرانی از برچسب خوردن به تمایل خود زن برای ارتباط  و ....  گسترش فرهنگ و قوانین ضد زن  باعث تضییع و تجاوز به حقوق قشر آسیب پذیر ی مثل کودکان و زنان  می شود.

شراره رضایی

 برای روشن تر شدن علل انحرافات جنسی از نظر علمی و روانشناسی از دیدگاه یک کارشناس به مسائل اختلالات رفتاری و یادگیری در کودکان بهره گرفتیم:

بررسی علل انحرافات جنسی

در زندگی هر فرد، زمانی فرا می رسد که بدنش از حالت کودکی به بزرگسالی تغییر شکل می یابد. در نظر اول شاید این دگرگونی چندان قابل ملاحظه نباشد، اما اختلاف آشکار آن با دوره های کودکی از لحاظ وضع ظاهر، رفتار و حالت های درونی کاملاً محسوس است.

احساس نوجوان این است که او دیگر آن کودک دیروز نیست. اینک چیزهایی را احساس می کند که در گذشته هیچ احساس از آن ها نداشت، یا قادر به انجام دادن اموری است که قبلاً از انجام آن ها ناتوان بود. خلاصه در تن و روان خود دگرگونی هایی را می بیند که برایش تازگی دارند و این دگرگونی ها آنقدر ادامه پیدا می کنند تا برای نوجوان رفتاری همانند بزرگسالان به وجود آورند.

رشد جنسی در پسران : نزدیک به دوره بلوغ و اوائل این دوره در زمینه جنسی تغییرات عمده ای که اغلب باعث ناراحتی می شود در پسرها بوجود می آید. اعضاء جنسی بطور سریع رشد می کند و فرد به اشکال مختلف می تواند تمایلات جنسی خود را در شرایط تحریک کننده کنترل کند. چون تمایلات جنسی در افراد شدید است، عدم ارضاء این تمایل سبب ناراحتی فرد می شود. در پاره ای از اجتماعات افراد بالغ به جلق زدن مبادرت می کنند.  رشد افراد در دوره بلوغ و بروز حالات مردانگی در آن ها توجه ایشان را به خود جلب می کند. رشد جنسی سبب تغییر احساس ها و تمایلات فرد می شود.

رشد جنسی در دختران: علامت رشد جنسی در دختران شروع اولین عادت ماهانگی است. رشد جنسی در دخترها با رشد قد، وزن و رشد استخوان ها ارتباط دارد. دخترهایی که وزن آن ها بیشتر، قد آن ها بلندتر و رشد استخوان ها زیاد باشد رشد جنسی در آنها زودتر ظاهر می گردد.

ناراحتی شدید و غیرعادی در دوران پریودی می تواند معلول عوامل روانی باشد. این عوامل در قسمت ناآگاه ذهنی قرار دارند و فرد را دچار اضطراب و پریشانی می کنند. در موقع عادت ماهانه دختر ممکن است در اثر این احساس دچار ناراحتی شدید و غیرعادی شود. گاهی احساس حقارت در دختر ها سبب می شود که آن ها مونث بودن خود را مورد انکار قرار دهند.

در دوره ی بلوغ افراد متوجه روابط اجتماعی و آثار آن هستند و میل دارند موافق ذوق و تمایلات گروه رفتار نمایند و از این راه حیثیت اجتماعی خود راحفظ کنند. روابط افراد بالغ با هم عادی و نسبتاً معقول است، در صورتیکه اواخر دوره بچگی افراد بیشتر به منظور ایجاد حوادث هیجان انگیز با یکدیگر ارتباط پیدا می کند.

فیزیولوژی و روان شناسی مرحله جنسی:

ایجاد میل جنسی همانند گرسنگی، تشنگی یکی از خواسته های بیولوژیک بدن است. نیاز به غذا این احساس را در بدن به حرکت در می آورد، اگر این مراکز فعال نباشد، یعنی در آن ها به علت اشباع بودن یا تعارض یا دار و بازداری انجام گیرد بی اشتهایی حاصل می شود. مراکز جنسی مردان و زنان بر اثر محرک جنسی خاص تحریک می شوند. هنگامی که چنین تحریکات نورونی رخ می دهد. به فرد احساس جنسی که همان میل یا اشتهای جنسی است، دست می دهد. اگر از فعالیت مراکز جنسی در سلسله اعصاب به دلیل جسمی و روانی بازداری شود، میل جنسی فعالی نخواهیم داشت. در این صورت اشتهای جنسی خود را از دست می دهیم و بی اشتهایی جنسی دچار می شویم.

میل جنسی نه تنها ممکن است به علت عوامل جسمانی بازداری یا تحریک شوند بلکه عوامل روانی مانند ترس، خشم، افسردگی، تعارضات روانی، استرس و بعضی از بیماریها و داروها نیز مدارهای جنسی تاثیر می گذارند.

انحرافات جنسی را می توان از جهتی به سرکوبی شدید و غیرعادی میل جنسی دانست. بیماران مبتلا به انحرافات جنسی از ابزار تمایلات سالم به جنس مخالف احساس خطر می کنند و رفتار انحرافی به آنها امنیت بیشتری می دهد. بدین جهت میل جنسی آن ها فقط در ارتباط با جنس مخالف بازداری می شود.

عوامل روانی بوجود آورنده انحرافات جنسی:

مهمترین آن ها عبارتند از محرومیت از روابط جنسی طبیعی، انزوای کودکی، وقایع خاص که سبب یادگیری انحرافات در کودکی و نوجوانی می شود، اضطراب اخته شدن، تثبیت یا بازگشت به دوران کودکی، جهالت در امور جنسی، همانند سازی جنسی، بازداری کلی شخصیت، ترس از مسئولیت و بالاخره ترس از جنس مخالف

محرومیت از روابطه جنسی طبیعی: تحت شرایط محروم کننده شدید که در آن زن و مرد فرصت رابطه جنسی طبیعی ندارند، انحرافات جنسی افزایش می یابد.

انزوای کودکی: کودکانی که در دوران طفولیت و کودکی مدت طولانی از دیگران جدا بوده اند در روند تکامل روانی- جنسی خود اختلال پیدا کرده اند.  انحرافات مربوط به انزوای کودکی شامل بچه بازی و همجنس گرایی و زنا می باشد که در واقع جبرانی است برای محرومیت های عاطفی دوران کودکی

همجنس گرایی: اغلب هنگامی شروع می شود که در دوران کودکی به فرد تجاوز شود و یا فرد بدآموزیهایی داشته باشد.

شی ء  پرستی (جایگزین کردن شی ء بجای دستگاه جنسی طرف مقابل): ممکن است به علت شرطی شدن هیجان جنسی با شیء در دوران کودکی یا نوجوانی به وقوع بپیوندد.  مثلا در یک زمان یک شی ء را ببیند و توام با آن خاطره ای که باعث تحریک می شود،  بعد از آن  با دیدن آن شی ء خاص باعث تحریک او می شود.

ضربه زدن به نشیمنگاه کودک دردی توام با لذت در او ایجاد می کند و در نتیجه در بعضی از کودکان ممکن است سبب بیماری ماسوخیسم (خودآزاری) گردد.

روانکاوان معتقدند: ترس از جنس مخالف، استمناء، شی پرستی جنسی و همجنس گرایی ممکن است به دلیل ترسی باشد که فرد در دوران کودکی، در رابطه با مسائل جنسی و در رابطه با جنس مخالف بخصوص  با مادر و محارم پیدا می کند. طبق این نظریه فرد به علت ترس از رابطه با جنس مخالف، با همجنس خود که از آن کمتر می ترسد و بیشتر با آن آشناست رابطه می گیرد.

نقش سازی یا نقش بازی: عبارت است از الگو پذیری، تقلید نمودن و ادای نقش فردی و اجتماعی از طرف دختر با قراردادن زن در آن فرهنگ به عنوان الگو و ازطرف پسر با پذیرفتن  آن فرهنگ خاص به عنوان سرمشق و الگو.

این الگوپذیری و نقش پذیری شامل نحوه تکلم، حرکات، تفریح و بازی، پوشیدن لباس و آرایش و بسیاری از رفتارهای دیگر می شود. ممکن است عدم موفقیت در گرفتن نقش صحیح جنسی سبب اختلال جنسی گردد.

عواملی که سبب عدم موفقیت می شوند:

1-                  نداشتن خصوصیات جسمانی کافی و لازم: مثلا پسری که ساختمان بدنی زنانه دارد نسبت به پسری که دارای ساختمان جسمی قوی است نقش جنسی مردانه را دشوارتر به خود می گیرد.

2-                  فشار اجتماعی و خانوادگی فرد برای نقش پذیرفتن به او فشار می آورد. مثلا اگر توقعات جامعه و بخصوص خانواده، شدید اً  با امکانات جسمی و روانی کودک در نقش پذیری جنسی مغایر باشد، کودک دچار تعارض می شود و درنتیجه زمینه انحراف را آماده می سازد.

3-                  فقدان الگوی صحیح مرد یا زن در خانواده: معمولا این الگو شامل پدر و مادر می باشد، که آن ها همانند سازی جنسی کودک را شکل می دهند. اگر در جریان رشد، پسر نتواند با پدر خود به درستی و به اندازه کافی همانند سازی سالم جنسی نماید یعنی از او الگوی نادرستی بیاموزد یا امکان الگوسازی از پدر (در صورت نبود پدر) را نداشته باشد، امکان انحراف جنسی در او ایجاد می شود.

4-                  یکی از علل انحرافات جنسی: جهالت و عدم دانش صحیح در رابطه با مسائل جنسی است، تعداد زیادی از منحرفین جنسی از کسانی بودند که فهم روشن و درستی ازمسائل جنسی نداشته و نیز در دوران کودکی از فهمیدن موضوعات به سختی بازداری، ترسانده و منع می شدند.

5-  ترس را از عوامل دیگر انحراف جنسی می توان نام برد، ترس از عهده دار شدن مسئولیت است، کسانی که شخصیت آن ها برای قبول مسئولیت ها و مسائل مربوط به آن رشد کافی نکرده است.

هیات تحریریه کانون دفاع از حقوق کودکان و زنان تهران


 
11 فروردین 1387
قضاوتی عادلانه در سایه حکومت اسلامی ایران

به این مطلب توجه کنید: متهم ردیف اول مفاسد اقتصادی مشتمل بر جرایمی مانند تشکیل شبکه گسترده کلاهبرداری ، جعل اسناد ، فروش مال غیرو...معروف به سلطان شکر از روسای هیأت مدیره و عمده مالکِ چهار کارخانه مهم قند و شکر کشور، که پس از دو سال برای بخشهایی از پرونده اش بواسطه جرایم ارتکابی به تحمل 27 سال حبس وبالغ بر 73 میلیارد تومان رد مال و جزای نقدی محکوم شده بود ، بدون پرداخت وثیقه و با کفالت یک مفسد اقتصادی دیگر که در جریان بزرگترین اختلاس تاریخ بانکهای ایران* به حبس ابد و سپس با تخفیف به 15 سال حبس محکوم شده بود ، آزاد شده است . ومتهم ردیف دوم این پرونده نیز با کفالت یک نماینده مجلس آزاد شده است . (برگرفته از سایت رجانیوز چهار شنبه 15 اسفند ،* به احتمال زیاد منظور 123 میلیارد اختلاس از بانک صادرات ورفیق دوست می باشد! توجه داشته باشیم که از این نمونه ها بسیار بوده !) 

وحالا به این مطلب توجه کنید : بهروز کریمی زاده دانش آموخته ای از مدارس استعدادهای درخشان یا تیز هوشان و دانشجوی رشته اقتصاد دانشگاه تهران ، در روز 12آذر در خیابان توسط نیروهای امنیتی ربوده و به سلولهای انفرادی اوین برده می شود ، سه ماه تحت شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار می گیرد ،تا وادار به انجام اقرار واعترافات تلویزیونی به داشتن ارتباط با جریانات خارج از کشور شود ! یک باردست به خودکشی می زند ، از قبل مشکل نا رسایی کلیه داشته ، بر اثرضربات دژخیمان جهل و سرمایه ، دست راستش آسیب می بیند و دچار خونریزی گوش ، دستگاه گوارش ، معده و مقعد می شود . تا بحال حتی وکیلش را ندیده وبرای دفاع از خود به بی دادگاهی برده نشده . تا اینکه دستگاه سرکوب اسلامی قرار بازداشتش را به قرار وثیقه بسیار سنگین ، عجیب و بی سابقه 300 میلیون تومانی تبدیل می کنند  وضمن مخالفت با خانواده اش در اعتراض به مقدار بالای این وثیقه اعلام می کنند که باید تا 10 روز دیگر، یعنی 20 اسفند پرداخت شود و در غیر این صورت بهروز کریمی زاده را به بند زندانیان غیر سیاسی منتقل می کنند و دیگر نمی توانند جان او را تضمین کنند ! و خانواده بهروز یعنی مادر و برادرانش توان و امکان تهیه این مبلغ سنگین را ندارند . 

وحالا قضاوت کنید! که در سایه حکومت اسلامی وادعای عدل علی ، چگونه است که ، سرمایه دارانی وجود دارند که با حکم 27 سال زندان! وهفتاد و سه میلیارد تومان ! پرداخت جزای نقدی ، بدون وثیقه و با پادرمیانی یک دزد دیگربه راحتی آزاد می شوند و جوانی تحصیلکرده برای اینکه 4 روز بعد می خواسته در روز خودش 16 آذر و با پرچم آزادی خواهانه و برابری طلبانه اش بیاد و بگوید دانشگاه پادگان نیست و جنگ نمی خواهد ، این همه بلا سر خود و خانواده اش بیاید !؟ 

کدامشان مجرم و گناهکار و ضد امنیت و مردم اند ، سرمایه داران، دزدان ، رانت خواران ، اختلاس کنندگان ، ثروت اندوزان و زر پرستانی که برای رسیدن به منافعشان از هیچ جنایت و اجحاف و ظلمی در حق جامعه و مردم و کارگران و اقشار تهیدست جامعه فروگذاری نمی کنند ، یا جوانی که می خواسته فریاد و صدای آزادیخواهانه و برابری طلبانه جامعه اش باشد !؟ 

واقعا در سرتا سر این کره خاکی می توان این چنین نمونه ای را یافت که بدنبال آزادی و برابری بودن جرم محسوب و این همه عقوبت ، عذاب ، شکنجه ، زندان ووثیقه و... داشته باشد ؟ و آیا در کشورهای سرمایه داری دیگر حتی ، می توان سراغ داشت که اینچنین جنایتکاران اقتصادی با آن حکم ، آزاد و راحت به چاپیدن و دزدی و استثمارشان ادامه دهند و به ریش مردم و جامعه بخندند!؟

*****************************

اپیزود 11 - بازجو کیست؟ چگونه کار می کند؟

بازجوی وزارت اطلاعات موجودی است که می بایستی:

۱. ابهت داشته باشد. اگر زندانی از بازجویش نترسد، بازجو به هدفش نمی رسد. این ابهت می تواند در هیکل بزرگ یا صدای کلفت و بلند باشد.

۲. قوی باشد. عمده ی کتک ها را بازجوها به زندانی می زنند. بازجو باید دستش آنقدر سنگین باشد که هر سیلی اش بتواند بند بند بدن آدمیزاد را به لرزه بیندازد. کفش نوک تیز، انگشتر عقیق بزرگ، سیگار و ... به شدت به بازجو کمک می کند.

۳. باهوش باشد. البته این یکی از مواردی است که واقعاْ به ندرت در استخدام بازجوها رعایت می شود. بعضی از بازجوهای ۲۰۹ آدم را یاد هیولای کتاب «موشها و آدم ها» می انداختند. مغز نداشتند، فقط با کتک اطلاعات جمع آوری می کردند.

۴. زندگیش را برای جمهوری اسلامی گذاشته باشد. بازجوها گاهاْ در ماموریتهایشان به کردستان یا هنگام دستگیری های کلکتیو، هفته ها از خانواده شان دور می افتادند. گاهی بازجوها مجبور هستند هفته ها مثل کردها زندگی کنند و کردی حرف بزنند. زندگی بازجو مثل زندگی کارمندی است که باید دائم در اضافه کاری باشد و البته حقوق خیلی زیادی می گیرد. این مورد را حتی از کت و شلوار کار بازجوها می شد فهمید. کت و شلواری که ممکن بود گاهی خونی هم بشود.

۵. قوانین و حقوق شهروندی را از بر باشد تا بتواند خلاف آنها را انجام دهد. بازجوها در روند بازجویی حتی یک مورد استاندارد در مورد تکمیل پرونده و حرف کشیدن از متهم را رعایت نمی کنند. چشم بند، شکنجه، نشستن پشت سر متهم، تهدید متهم، فحاشی به خانواده ی متهم و ... همه فاکتورهایی است که قانون، ضابطین قضایی و اطلاعاتی را از آنها نهی کرده ولی بلا استثنا توسط همه ی بازجوها اعمال می شود.

بازجو جهت ادامه ی روند کارش به ابزار احتیاج دارد. ابزار بازجو پرونده هایی است که توسط قسمت انفورماتیک وزارتخانه ساخته می شوند و عمدتاْ پرینت همه ی اطلاعات در مورد متهم در اینترنت، مصاحبه ی های مکتوب شده ی متهم با رادیوهای بیگانه، تک نویسی متهمین دیگر در مورد سوژه، استعلام همه ی خطوط تلفنی استفاده شده توسط متهم، مجوز رسمی شنود تلفن از مراجع ذی صلاح، پرینت اس ام اس های فرستاده شده ی اخیر از تلفن همراه متهم، سوابق خانوادگی متهم به تفصیل و عکس های مربوط به متهمین در تجمعات و محفل های دوستانه را شامل می شود. در مورد استعلام خطوط تلفن از مخابرات لازم به توضیح است که حتی آن دسته از رفقایی که از خطوط تلفن ایرانسل به عنوان «خط امن» برای تماس با شماره ی امن دیگر رفقا استفاده می کردند، شماره هایشان درون پرونده محفوظ بود و شنود می شد.

از دیگر ابزارهای روتین بازجو، یکی جاسوس و دیگری شکنجه است. توضیح این که شکنجه ها گاهی توسط خود بازجو و گاهی توسط تیم شکنجه اعمال می شد. خود بازجو گاهی از فرط کتک زدن متهمین به هن هن می افتاد و مجبور می شد آب قند بخورد تا سر حال بیاید. اگر کسی چیزی را که بازجوها می خواستند تکذیب می کرد، شدیداْ کتک می خورد. فکر می کنم در مورد بهروز کریمی زاده، علی کانطوری و فرهاد حاج میرزایی که اخیراْ اتهاماتشان را در دادگاه تکذیب کرده و گفته اند که هر آنچه نوشته اند کاملاْ تحت شرایط غیرعادی و شکنجه بوده است، وضع به همین صورت باشد.

بازجوها در بهترین حالت در تیم های بازجویی کار می کنند. مثلاْ تیم بازجویی احزاب خارج از کشور، تیم بازجویی دانشجویان چپ رادیکال، تیم بازجویی کارگران سندیکای شرکت واحد و .... کار کردن در تیم های بازجویی موجب می شود که بازجوها بتوانند روی یک مساله تمرکز خاصی داشته باشند و بتوانند اعتراف های دسته جمعی از اعضای یک جریان خاص بگیرند. اگر هر یک از متهمین چیزی می گفت که مربوط به تیم بازجویی دیگری می شد، از بازجوهای آن تیم هم در جریان بازجویی متهم استفاده می کردند.


 
27 اسفند 1386
اپیزود 8 - رفیق بهروز کریمی زاده

اومدم مرخصی .. خبر خوش آزادی تنی چند از رفقای عزیزم رو شنیدم .. سروش و امین عزیز و تعدادی دیگر البته با همان وثیقه های سنگین .. شنیدن آنچه بر آنها رفته سخت و ناگوار بود و انتظار تلخ و فرساینده برای آزادی دیگر رفقا که هر بار خبرهای ناگواری از وضعیت شان به گوش می رسد . تهیه وثیقه ی سنگین بهروز کار آسونی نیست . رفقا در سایت آزادی - برابری شماره حسابی رو به این کار اختصاص دادند .. هر چه زمان می گذرد و بیشتر با طیف های مختلف مردم برخورد و بحث می کنم و عقاید و نیازها و دیدگاه هایشان رو می بینم بر این حراج بی عاید بهترین سالهای عمر این شریف ترین و کم نظیرترین انسانهای این دوره و زمونه ی تهوع آور افسوس بیشتری می خورم . با تأسف و حسرت و افسوس فکر می کنم و آرزو می کنم که این رفقا از این گنداب متعفن بروند و این گرگدن های پوست کلفت لجن دوست را به حال خود گذارند ! که تلاش بیش از این باور دارم له شدن زیر پای جثه های لجن مال شان است ! مبارزه و تغییر هر زمانی روا نیست ! لذت مطالعه ، نقد ، فریاد ، نوشتار آزاد و بی سانسور ، تنفس و بود ِ خود خواسته ی بی هراس را از خود نگیرید که شایسته ی آنید ...

راستی ، بدرود مزدک عزیز .. بی خداحافظی میرن رفیق ؟

از وبلاگ آزاد شده از اوین

رفیق بهروز کریمی زاده که یکی از رهبران جریان چپ رادیکال و دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب محسوب می شود شب ۱۲ آذر هنگام رفتن به خانه ی یکی از دوستانش دستگیر شد. او را با ۳ خودروی پژو ۴۰۵ پلاک معمولی دستگیر کردند و به بند ۲۰۹ اوین بردند. اتهام بهروز کریمی زاده از روز اول بازجوییش ارتباط با حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست بوده است. اطلاعاتی ها تماماْ سعی داشتند او را به این حزب و شاخه ی نظامی آن (گارد آزادی) پیوند بزنند.

بهروز تا یکی دو هفته به صورت عادی بازجویی شده بود و هر آنچه بود، کتک بود برای پرونده سازی علیه وی. بهروز یک شب در ۲۰۹ با زدن رگهای دو دستش خودکشی کرد زیرا ظاهراْ از او خواسته بودند که یک سری از ارتباطاتش را لو بدهد. او با ترکاندن لامپ اتاقش با آب، از شیشه های آن برای زدن رگهایش استفاده کرده بود. و البته باید بدانیم که این کار واقعا درد آور است چون بعضی از شیشه خرده ها اصلا تیز نیستند. بهروز پس از خودکشی ناکامش به علت عمق جراحات وارده به بیمارستانی خارج از اوین منتقل شد. پس از بازگشت او از بیمارستان، بلافاصله او را زیر هشت بردند و کتکهای ناجور شروع شد. هر وقت که او از شدت کتکها بیهوش می شد، به او آب قند می دادند تا به هوش بیاید و دوباره از نو کتکها شروع می شد.

سپس بهروز را به اتاق فنی بردند. آنچه در اتاق فنی بر او گذشت را هیچ کس نمی تواند بفهمد. فقط می دانیم که او خونریزی مقعدی، خونریزی از گوش چپ و خونریزی دستگاه گوارش دارد. بازجویی که او را مورد ضرب و شتم قرار می داد، حاج سعید با نام واقعی کربلایی بود. او همچنین تلاش می کرد خود را دوست بهروز نشان بدهد و جلوی بچه های دیگر او را تحویل بگیرد و بگوید که هوایش را دارد. همینطور ظاهراْ جشن تولدی برای او برگزار کردند که او با حال نزارش در آن شرکت کرد و بچه های دیگر را به دیدن او آوردند. همه می توانستند به طور اتفاقی جای زخم های عمیق روی مچ دستش را ببینند که هنوز خوب نشده است.

خانواده ی بهروز (مخصوصاْ آن برادرش که خودکشی کرده بود) دائماْ تهدید می شوند. مادرش بسیار نگران است ... او هم چیزی برای از دست دادن ندارد....

بهروز را مجبور می کردند برود بالای سر بچه ها و بگوید که همه چیز لو رفته است، حرف بزنید و خود را راحت کنید.... خیلی از بچه ها با دیدن او شوکه می شدند. چشمان رفیق بهروز از فرط سه شبانه روز بی خوابی و کتکهای دائمی قرمز بود.

اما رفیق بهروز روحیه اش عالی بود. او تا آخرین روزی که دیدمش خود را نباخته بود و زنده بود. زنده بود، فکر می کرد و همان رفیق بهروز خودمان بود.

خیلی ها را مجبور کردند بنویسند که بهروز کریمی زاده لیدر جریان چپ رادیکال است و او آنها را سوسیالیست کرده است. بهروز کریمی زاده در راس هرم چپ رادیکال بود.

او هنوز هم در راس هرم دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب است. حتی اگر پیمان عارف بی سواد به او بگوید استالینیست. بهروز کریمی زاده نشانه ی آزادی، انسانیت و ایستادگی بود و هست. تاثیری که او بر جنبش چپ و احیای سوسیالیسم در ایران داشت بر هیچ کس پوشیده نیست.

بهروز جان! تو را تنها نخواهیم گذاشت!

پی نوشت: امیدوارم املای «هرم» را درست نوشته باشم!


 
6 اسفند 1386
در احکام عطسه کردن و آروغ زدن
تو خود حدیث مفصل بخوان از این 000 عجب!!
 
اصول کافی- کتاب العشره- باب العطاس و التسمیت
-- علی بن احمد از پدرش و او از ابن ابی عمیر، و او از اسماعیل البصری، و او از فضیل بن یسار، روایت کند که به حضرت امام محمد باقر علیه السلام عرض کردم: مردم در سه جا صلوات بر محمد و آل او را بد دانند: یکی هنگام عطسه ، دیگر موقع سر بریدن حیوانات ، سوم در وقت جماع. حضرت باقر علیه السلام فرمود: چه شده است آنها را ؟ وای بر آنها که نفاق میکنند! خدا لعنتشان کند!
وابواسامه گوید: حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که صدای عطسه ای را بشنود و خدای عزوجل را حمد گوید و بر پیغمبر صلی الله علیه و خاندانش صلوات بفرستد، پس درد چشم و درد دندان نبیند.
سپس فرمود : اگر صدای عطسه کسی را شنیدی حمد و صلوات بگو، اگرچه میان تو و آن کس دریا فاصله باشد.
و ابوبکر حضر گوید : از حضرت امام صادق علیه السلام پرسیدم از گفتار خدای عزوجل در قرآن که « ناخوش ترین آوازها بانگ خران است.» فرمود: نه، عطسه قبیح و ناهموار است!
و محمد بن یحیی از احمد بن محمد، و او از قاسم بن یحیی ، و او از جدش حسن بن راشد روایت کند که حضرت امام ابی عبدالله جعفر صادق علیه السلام فرمود: هر که عطسه زند، سپس دستش را بر استخوان تیغه بینی نهد و بگوید: « الحمدلله رب العالمین حمدآ کثیرا....»، از سوراخ چپ بینی او پرنده ای کوچکتر از ملخ و بزرگتر از مگس بیرون آید و یکسره برود تا به زیر عرش رسد، و در آنجا تا روز قیامت برای او استغفار کند.
و محمد بن یحیی از احمدبن محمد، و او از یکی از اصحاب، روایت کند که مردی از عامه گفت: من با حضرت امام صادق علیه السلام نشست و برخاست داشتم و بخدا سوگند مجلسی بهتر از مجلس او ندیدم. و هم آن مرد گفت: روزی آن حضرت به من فرمود: میدانی عطسه از کجا بیرون آید؟ گفتم: از بینی. فرمود: به خطا رفتی . گفتم : قربانت، پس از کجا بیرون آید؟
فرمود: از همه بدن ، چنانکه منی از همه بدن بیرون آید گرچه بظاهر از احلیل خارج شود.
سپس فرمود: آیا نبینی که چون انسان عطسه زند همه اعضاء بدنش تکان خورد؟ و بدرستی که هر که عطسه میزند هفت روز از مرگ در امان است.
 
حلیۀ المتقین- باب یازدهم- فصل ششم
-- در حدیث معتبر از حضرت رسول اکرم (ص) منقول است که کسیکه آروق زند سر بجانب آسمان بلند نکند. و فرمود که آروق نعمت خدا است، و بعد از آن حمد الهی بکنید.
-- از حضرت امیرالمؤمنین (ع) منقول است که هر که بعد از عطسه حمد خدا را بگوید درد چشم و درد دندان نیابد.
-- حضرت امام محمد باقر (ع) فرمود که هر که در بیت الخلاء عطسه کند باید که حمد الهی را در خاطر خود بگذراند.
-- حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود که بسیار عطسه کردن ایمن میگرداند از پنج درد: خوره، لقوه، نزول آب در چشم، صلابت پره های بینی، بیرون آمدن مو در چشم.
-- حضرت امام رضا (ع) فرمود که دهن دره از جانب شیطان است، و عطسه از جانب خداوند عالمیان است.
و فرمود که چون بنده ای شکر نعمتهای خداوند را فراموش کند، خدا امر میفرماید بادی را که در بدنش جولان میکند و از بینی او بیرون میاید، و پس باید که در این حال خدا را حمد کند که تلافی شکر آن نعمتها باشد که فراموش کرده است.

 
1 اسفند 1386
در احکام دارلخلا

با تشکر از سایت خوب ادبستان کاوه آهنگر

جامع عباسی- باب اول- واجبات و محرمات و مکروهات و سنن بیت الخلا رفتن
 
-- و آن بیست و یک چیز است: سه چیز واجب است و پنج چیز حرام و پنج چیز سنت و هشت چیز مکروه.
از موارد واجب یکی آنکه از قبله منحرف نشیند یعنی روی و پشت به قبله نکند. مورد دیگر مخرج بول را به آب مطلق طهارت دادن نه به گلاب و امثال آن، و نه به کلوخ که آن مذهب سنیان است. اما مخرج غایط را که حوالی آن موضع به آن آلوده نشده باشد به کلوخ و لته و پنبه و امثال آن طاهر میتوان کرد.
اما آن پنج چیز که حرام است: اول مخرج غایط را به سرگین پاک کردن، هر چند سرگین از حیوانی باشد که گوشت آن حلال است. دوم به چیزی پاک کردن که خوردنی باشد مثل میوه و غیر آن. سیم به استخوان پاک کردن که آن نیز حرام است. چهارم به چیزی پاک کردن که محترم باشد، مثل کاغذی که علم دین بر آن نوشته شده باشد. پنجم به دستی استنجاء کردن که در آن انگشتری باشد که نام یکی از ائمه معصومین علیهم السلام بر آن نقش شده باشد.
اما چندی از آن مواردی که سنت است: اول آنکه در وقت داخل شدن به دارالخلاء اول پای چپ خود را پیش کند و در وقت بیرون آمدن پای راست را. دوم آنکه در وقت طهارت کردن سنگینی بدن خود را بر پای چپ اندازد. سوم آنکه سه نوبت از مقعد تا بیخ َذکَر رل مسح نماید و بعد از آن از بیخ َذکَر تا سر حشفه را، و بعد از آن سه نوبت َذکَررا بفشارد. چهارم آنکه اول مقعد را طهارت دهد و از آن َذکَر را.
و در آخر چندی از آن مواردی که در موقع طهارت انجام دادن آنها مکروه است: اول روی پا پشت خود را به جانب آفتاب یا ماه کردن بعنوانی که نور آفتاب یا ماه به عورتین او بتابد و یا روی بجانب باد بول کردن. دوم آنکه با دست راست مقعد را پاک کردن. سوم حرف زدن در وقت طهارت گرفتن مگر بیکی از چهار چیز: اول ذکر خدای تعالی. دوم آیۀ الکرسی خواندن. سوم حکایت اذان، یعنی هر چه مؤذن بگوید این کس نیز بگوید. چهارم اگر امر ضروری باشد که اگر حرف نزند آن امر فوت شود.
 
مفاتیح الجنان و باقیات صالحات، باب اول
 
--و چون حاجت داری به رفتن به بیت الخلاء، پس بدان که آداب بیت الخلاء بسیار است، و جمله ای از آن بطور اختصار آن است که: مقدم میداری در وقت داخل شدن پای چپ را و میگوئی«بسم الله و بالله اعوذ بالله من الرجس النجس الخبیث المخبث الشیطان الرحیم».
و چون عورت باز کردن بسم الله میگوئی، و واجب است در این حال بلکه در تمام حالات مستور کردن عورت را، و حرام است در این حال رو به قبله و پشت به قبله نشستن، و مستحب است آنکه بگوئی د رحال قضاء حاجت:«اللهم اطعمنی طیبآ فی عافیه، واخرجه منی خبیثا فی عافیه».
و وقتیکه نظرت افتاد بر آنچه از تو دفع شده، میگوئی«اللهمارزقنی الحلال وجنبنی الحرام». و چون خواستی طهارت بگیری، اول استبراء میکنی، پس دعای رؤیت آب را میخوانی:« الحمدلله الذی جعل الماء طهوراولم یجعله نجسا». و در وقت طهارت میگوئی: « اللهم حصن فرجی و اعفه و استر عورتی و حرمنی علی النار». و چون از جای خود برخاستی دست راست را بر شکم میکشی و میگوئی« الحمدلله الذی اماط عنی الادی و هنانی طعامی و شرابی و عافانی من البلوی». پس بیرون میایی و مقدم میداری پای راست را بر پای چپ، و این دعا را میخوانی: « الحمدلله الذی عرفنی لذته واتقی فی جسدی قوته و اخرج عنی اذاه، یالها نعمۀ یا لها نعمۀ لایقدرالقادرون قدرها».
 
حلیه المتقین - باب ۸ فصل ۱۱ – باب اول فصل ۱۲ – باب سوم فصل ۶ – باب ۹ فصل سوم
 
-- چون خواهد که داخل بیت الخلاء شود، سر را بپوشاند، اگر در بالای عمامه چیزی بر سر گیرد بهتر است. و چون داخل شود بسم الله بگوید و این دعا را بخواند(متن دعا)، و بعد از آن بگوید (متن دعای دوم). و چون داخل شود پای چپ را مقدم دارد، و چون عورتش باز شود بسم الله بگوید تا شیطان چشم بر هم نهد و نظرش به عورت او نیفتد.
و چون درست بنشیند بگوید (متن دعا). و چون بر محل تخلیه بیشیند تکیه بر پای چپ کند و پای راست را گشاده گذارد، و اگر غایط یا بول به دشواری بیرون آید این دعا را بخواند(متن دعا)، و در حدیث است که بر هر بنده ای فرشته ای موکل است که در بیت الخلاء سر او را به زیر بیندازد که نظر به مدفوع خود کند.... پس سزاوار است که بنده در این حال این دعا را بخواند(متن دعا). و چون برخیزد دست بر شکم خود مالد و بگوید (متن دعا).
و چون خواهد که از بیت الخلاء بیرون آید پای راست را مقدم دارد. و دست بر شکم خود بمالد و بگوید(متن دعا) و در برخی از کتب معتبره خواندن این دعا سه مرتبه وارد شده است. و سنت است که بعد از قطع قطرات بول استبراء کند، و بعضی این کار را واجب میدانند. و طریق استبراء آن است که انگشت وسطی دست چپ را نزدیک مقعد گذاشته به قوت بکشد تا زیر خصیتین، سه مرتبه پس انگشت شهادت را به زیر ّذّکر گذارد، و انگشت بزرگ را بر بالای آن به قوت بکشد تا سر ّذّکر، سه مرتبه، و اکثر علماء گفته اند که سر ذکر را سه مرتبه بفشارد.
و سنت است مقعد را شستن به آب سرد، که دفع بواسیر میکند. و بسیار نشستن در دارالخلاء مکروه است، زیرا منقول است که حضرت لقمان فرمود که در همه بیت الخلاء ها نوشتند که بسیار نشستن در بیت الخلاء باعث بواسیر میشود.
و پاک کردن مقعد به استخوان و سرگین مکروه است، زیرا در حدیث آمده است که اجنه به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه آمدند و از برای خود و حیوانات خود طعامی طلبیدند. حضرت استخوان را برای ایشان و سرگین را برای حیوانات ایشان قرار داد. و باین سبب استخوان را پاک کردن خوب نیست. همچنین پاک کردن مقعد به سایر خوراکیها خصوصا نان کراهت شدید دارد، و به چیزهای محترم مثل خاک تربت حضرت امام حسین علیه السلام و نوشته ای که در آن آیه های قرآن یا نام خدا یا نام پیغمبران یا ائمه علیهما السلام یا حریث یا فقه بوده باشد حرام است.
و پاک کردن یا شستن مقعد به دست راست مطلقآ مکروه است، و اگر در دست چپ انگشتری باشد که در آن اسم خدا باشد استنجا به دست چپ هم مکروه است، و علمای اعلام اسمإ ائمه معصومین صلوات الله علیهم را نیز هر گاه به قصد نام ایشان کنده باشند بدین کراهت الحاق کرده اند و مکروه است با خود بردن به بیت الخلاء چنین انگشتری را هر چند هم که در انگشت نباشد، و همچنین با خود بردن نقره سکه دار را مگر آنکه در کیسه باشد. و مکروه است مسواک کردن در بیت الخلاء، که باعث گند دهان میشود.
و مکروه است حرف زدن در آن حال، مگر آنگه ذکر خدا را بکنند یا آیۀ الکرسی بخوانند و حمد الهی بکنند یا آنچه را مؤذن میگوید از پی آن بگویند. و واجب است که اگر اسم حضرت رسول صلی الله علیه و آله را در بیت الخلاء بشنود صلوات بفرستد، و نیز سنت است که اگر در بیت الخلاء عطسه کند حمد بگوید و صلوات بفرستد..... و منقول است که هر که در بیت الخلاء سخن بگوید حاجتش برآورده نشود، و مکروه است خوردن و آشامیدن در حال بول و غایط.
-- در حدیث معتبر منقول است که روزی حضرت امام حسین علیه السلام داخل بیت الخلاء شدند. لقمه نانی دیدند که در انجا افتاده است. برداشتند و به غلامی از غلامان خود دادند. چون بیرون آمدند پرسیدند که چه شد لقمه نان را؟ گفت خوردم. فرمودند ترا آزاد کردم، زیرا از جدم رسول الله شنیدم که هر که لقمه ای در دارالخلاء بیابد و آنرا فوت کند و بخورد پس از آتش جهنم آزاد گردد.
-- هر گاه با سنگ و کلوخ و مانند اینها غایط را از مخرج بر طرف کنند نماز خواندن مانعی ندارد، و ذره های کوچک و لزج بودن محل اشکال ندارد.
-- لازم نیست با سه سنگ یا سه پارچه مخرج را پاک کنند، بلکه با اطراف یک سنگ هم کافی است، ولی با استخوان و سرگین و کاغذی که اسم خدا برآن نوشته باشد اگر محل را پاک کند نمیتواند نماز بخواند.
-- اگر مخرج غایط را با آب بشویند باید چیزی از غایط در آن نماند، ولی باقی ماندن رنگ و بوی آن مانعی ندارد.
-- مردها بعد از بیرون آمدن بول باید استبراء کنند، و بهترین قسم استبراء این است که بعد از قطع شدن بول اگر مخرج غایط نجس شده، اول آنرا تطهیر کنند، بعد سه دفعه با انگشت میانه دست چپ از مخرج غایط تا بیخ آلت بکشند، و بعد شست را روی آلت و انگشت پهلوی شست را زیر آن بگذارند، و سه مرتبه تا ختنه گاه بکشند، و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.
-- اگر انسان شک کند که استبراء کرده یا نه و رطوبتی از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه نجس میباشد، ولی اگر شک کند استبرایی که کرده درست بوده یا نه، و رطوبتی از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه، پاک میباشد.
-- اگر انسان بعد از بول استبراء کند و وضو بگیرد، چنانچه بعد از وضو رطوبتی ببیند که بداند یا بول است یا منی، واجب است احتیاطآ غسل کند، وضوهم بگیرد.
-- و نیز در حدیث صحیح از حضرت امام باقر(ع) منقول است که هر که بر روی قبر بول یا غایط کند یا ایستاده بول کند یا در خانه تنها بخوابد شیطان او را بگیرد و دیوانه کند.
و نیز از حضرت رضا(ع) منقول است که فرمود هرگاه بول آمد بکن٬‌و تا ظرور نشود٬‌جماع مکن٬ وهرگاه که تر خواب گیرد خواب کن.

 
2 بهمن 1386
سروده ای از ایرج میرزا بمناسبت عاشورای حسینی

بعضی وقتها یک شعر چقدر راه نرفته رو میره و چه خوب حق مطلب رو ادا می کنه! تقدیم به همه ی رمگان و چوپانان بی شرف سوء استفاده گرشان!

بیچاره چه می کشی خودت را ----------          دیگر نشود حسین زنده
کشند و گذشت و رفت وشد خاک ----------       خاکش علف و علف چرنده
من هم گویم یزید بد کرد ---                 ------- لعنت به یزید بد کننده
اما دگر این کتل متل چیست ----------              وین دسته خنده آورنده
تخم چه کسی برید