دیالنفی
  
 تضاد و تغییر تنها اصل پایدار هستی
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
بایگانی
موضوع بندی
 
9 اردیبهشت 1387
توضیح و پوزش

درود ...

لازم دیدم بعد از این مدت طولانی عدم حضور و تنها قرار دادن چند مقاله و خبر که لازم می دیدمشان توضیحی ارائه کنم از اینکه چرا متنی از خودم ، از دیدگاهها و مطالعاتم در عرصه ی سیاسی برای دیالنفی و از مشاهداتم برای خوب که نگاه می کنی نمی نویسم . اولین دلیلی که می بینمش دور شدن و عدم تعلق خاطر و پیگیری مباحث و خبرهای عرصه ی سیاسی ست . نهایتش از زبان دیگران یا از روی تیتر روزنامه ها مطلع می شوم . مدتی ست که دیگر مطالعه ای در این عرصه نمی کنم و تمایلی ندارم شاید نتیجه ی نومیدی و یأسم از شرایط حال حاضر است تا جایی که در برابر شگفتی و ذوق یکی از دوستان در حین بازگویی خبر درگیری های شدید درون نظام و قوای سه گانه و رو شدن بی لیاقتی ها و بی مدیریتی ها و ... هیچ گونه تمایل یا کنجکاوی ای درونم زنده نشد و با بی میلی گفتم خب که چه ؟ با خودم می گفتم نظام در نتیجه ی انباشت تضاد و درگیری ها اگر به زوال برود باید امیدوار و شاد شوم ؟ وقتی جامعه ام و سطح فرهنگ و شناخت و درکش را اینطور آزارنده می بینم ؟ که هر تغییر و دگرگونی ای را در منجلاب درک و فهم و رفتار و عکس العمل های تأسفبار و تنفر انگیز و تهوع آورش غرق می کند !!! آیا امیدی به روی کار آمدن جریانی نو و مترقی هست با این رسوخ باورها و عقاید پوسیده تا عمق جان و روان مردم این جامعه ؟ ناگفته نماند که به ضعف و ناکافی بودن مطالعات و تحقیقاتم به خوبی واقفم و به مانند اکثریت و روال رایج با اندکی مطالعه و دوره ی کوتاهی بحث و فعالیت ، خودم را محق به اظهار نظری قطعی در این عرصه ی پیچیده و گسترده نمی بینم !! نکاتی که در همین ابتدای امر در گفته هایم جای نقد و مقابله دارد اینهاست :

۱- چرا انفعال پیشه کرده ام و روی کار آمدن جریانات حاکم سیاسی را نظاره گر هستم و ناله می کنم ؟ و اقدامی در این سو انجام نمی دهم ...

۲- آیا من نیز در نتیجه ی یکی از بارزترین و شناخته شده ترین تبعات زندگی تحت سلطه ی حکومت های توتالیتر به حوزه و مرزهای تنگ شخصی و خصوصی ام که آن هم تحت نظارت و  تحمیل خواسته ها و اوامر حکومت است رانده نشده و پناه نبرده ام؟! آیا پروسه ی آشنای فرو کاهیدن علل مؤثر در انقلاب و تغییرات اجتماعی از مؤلفه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی به افراد و تجویز اصلاح و تغییر و بهبود اوضاع فرهنگی ، نتیجه ی شکست در حوزه ی غالب و قدرتمند بیرونی و یأس و نومیدی ناشی از آن نیست؟

فکر می کنم سئوال دوم روشنگر خیلی از مواضع و انتقادهای من به خودم باشد . علاقه مند شدنم به کشف و فهم و گسترش مرزهای شگفت انگیز و پر هیجان و دلهره و لذت ِ تجربه های انسانی و «بود» و «شدن» های بی وقفه و بی انتهایش از یک منظر به اقتضای سن و شرایطم بر می گردد و از بعد خودآگاهش به علاقه ام به تغییر و چالش و حرکت و در بعدی احیاناْ ناخودآگاه به جایگزینی برای ابعاد فرو خورده و سرخورده شده ی دیروز ! یعنی در راستای اعتقادم به نگرش چند مؤلفه ای هم اختیار و انتخاب را در آن می بینم که جویای لذت و هیجانم و هم بعدی ناخودآگاه و ناگزیر که در نتیجه ی بسته دیدن اکثر راههای تغییر و دگرگونی در بنیان های کلان و اساسی جامعه و هزینه ی گزافش که حرکت و پراتیک را معادل با ریسکی پر هزینه و بی فایده و به نوعی خودکشی می کند (به مانند فشار و هزینه ی جسمی و روحی و روانی و مالی ای که رفقای آزاد منش و نیک اندیش مان این اواخر متحمل شدند و متأسفانه از دور و در بین اکثریت جامعه و حتی در بین اقلیت مثلاْ روشنفکر و فعالین سیاسی نیز هیچ بازتاب و تغییر موضع و اثری را نمی بینم ! ) نبود هیچ گونه حامی و پشتوانه ی مالی ، حزبی و سیاسی ، نظامی و حتی از دیدگاه من مردمی نومیدی ام را بیشتر می کند و نیز انزجارم را از این تخلیه و ارضای بیهوده و تکراری و عقیم کننده به واسطه ی نوشتن متن و مقاله و سوگنامه و رنجنامه ! و حتی تحلیل های پُر پَر و پیمانه ... ترسم نه از واهی و بی ریشه بودن این آرمانها و اهداف و اعتقادات که تعکیس و یا تشدید آنها در نتیجه ی سرخوردگی های دیگر در حوزه ی شخصی !! است و اینکه تداوم این سویه به سوختن و هدر رفتن بهترین سالهای عمر یک انسان با یکبار فرصت زیستنش بینجامد!

بحث کمی طولانی شد .. خلاصه اینکه در چنین مرحله ای هستم و ترجیح و علاقه ی شخصی ام فعلاْ بر این است که مطالعاتم در حوزه ی رمان و روانکاوی باشد و نوشتارم جهت کشف و ثبت حس و حال و جستارها و فرازهای بی زمان و مکان و بی قید و بند ذهنم !! جهت دستیابی به لحظه ها و لذت ها و مفاهیمی ناب و بکر و جذاب در حوزه ی تجربیات انسانی ... از کم کاری و نبودنم در این دو وبلاگ از همه ی دوستان اندک شمار که پیگیر و یا علاقه مند بودند پوزش می طلبم ...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 36249


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 
 


لوگوها
















نشریه الکترونیکی-سیاسی و خبری





لیست وبلاگهای به روز شده