دیالنفی
  
 تضاد و تغییر تنها اصل پایدار هستی
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
بایگانی
موضوع بندی
 
27 اسفند 1386
اپیزود 8 - رفیق بهروز کریمی زاده

اومدم مرخصی .. خبر خوش آزادی تنی چند از رفقای عزیزم رو شنیدم .. سروش و امین عزیز و تعدادی دیگر البته با همان وثیقه های سنگین .. شنیدن آنچه بر آنها رفته سخت و ناگوار بود و انتظار تلخ و فرساینده برای آزادی دیگر رفقا که هر بار خبرهای ناگواری از وضعیت شان به گوش می رسد . تهیه وثیقه ی سنگین بهروز کار آسونی نیست . رفقا در سایت آزادی - برابری شماره حسابی رو به این کار اختصاص دادند .. هر چه زمان می گذرد و بیشتر با طیف های مختلف مردم برخورد و بحث می کنم و عقاید و نیازها و دیدگاه هایشان رو می بینم بر این حراج بی عاید بهترین سالهای عمر این شریف ترین و کم نظیرترین انسانهای این دوره و زمونه ی تهوع آور افسوس بیشتری می خورم . با تأسف و حسرت و افسوس فکر می کنم و آرزو می کنم که این رفقا از این گنداب متعفن بروند و این گرگدن های پوست کلفت لجن دوست را به حال خود گذارند ! که تلاش بیش از این باور دارم له شدن زیر پای جثه های لجن مال شان است ! مبارزه و تغییر هر زمانی روا نیست ! لذت مطالعه ، نقد ، فریاد ، نوشتار آزاد و بی سانسور ، تنفس و بود ِ خود خواسته ی بی هراس را از خود نگیرید که شایسته ی آنید ...

راستی ، بدرود مزدک عزیز .. بی خداحافظی میرن رفیق ؟

از وبلاگ آزاد شده از اوین

رفیق بهروز کریمی زاده که یکی از رهبران جریان چپ رادیکال و دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب محسوب می شود شب ۱۲ آذر هنگام رفتن به خانه ی یکی از دوستانش دستگیر شد. او را با ۳ خودروی پژو ۴۰۵ پلاک معمولی دستگیر کردند و به بند ۲۰۹ اوین بردند. اتهام بهروز کریمی زاده از روز اول بازجوییش ارتباط با حزب کمونیست کارگری ایران - حکمتیست بوده است. اطلاعاتی ها تماماْ سعی داشتند او را به این حزب و شاخه ی نظامی آن (گارد آزادی) پیوند بزنند.

بهروز تا یکی دو هفته به صورت عادی بازجویی شده بود و هر آنچه بود، کتک بود برای پرونده سازی علیه وی. بهروز یک شب در ۲۰۹ با زدن رگهای دو دستش خودکشی کرد زیرا ظاهراْ از او خواسته بودند که یک سری از ارتباطاتش را لو بدهد. او با ترکاندن لامپ اتاقش با آب، از شیشه های آن برای زدن رگهایش استفاده کرده بود. و البته باید بدانیم که این کار واقعا درد آور است چون بعضی از شیشه خرده ها اصلا تیز نیستند. بهروز پس از خودکشی ناکامش به علت عمق جراحات وارده به بیمارستانی خارج از اوین منتقل شد. پس از بازگشت او از بیمارستان، بلافاصله او را زیر هشت بردند و کتکهای ناجور شروع شد. هر وقت که او از شدت کتکها بیهوش می شد، به او آب قند می دادند تا به هوش بیاید و دوباره از نو کتکها شروع می شد.

سپس بهروز را به اتاق فنی بردند. آنچه در اتاق فنی بر او گذشت را هیچ کس نمی تواند بفهمد. فقط می دانیم که او خونریزی مقعدی، خونریزی از گوش چپ و خونریزی دستگاه گوارش دارد. بازجویی که او را مورد ضرب و شتم قرار می داد، حاج سعید با نام واقعی کربلایی بود. او همچنین تلاش می کرد خود را دوست بهروز نشان بدهد و جلوی بچه های دیگر او را تحویل بگیرد و بگوید که هوایش را دارد. همینطور ظاهراْ جشن تولدی برای او برگزار کردند که او با حال نزارش در آن شرکت کرد و بچه های دیگر را به دیدن او آوردند. همه می توانستند به طور اتفاقی جای زخم های عمیق روی مچ دستش را ببینند که هنوز خوب نشده است.

خانواده ی بهروز (مخصوصاْ آن برادرش که خودکشی کرده بود) دائماْ تهدید می شوند. مادرش بسیار نگران است ... او هم چیزی برای از دست دادن ندارد....

بهروز را مجبور می کردند برود بالای سر بچه ها و بگوید که همه چیز لو رفته است، حرف بزنید و خود را راحت کنید.... خیلی از بچه ها با دیدن او شوکه می شدند. چشمان رفیق بهروز از فرط سه شبانه روز بی خوابی و کتکهای دائمی قرمز بود.

اما رفیق بهروز روحیه اش عالی بود. او تا آخرین روزی که دیدمش خود را نباخته بود و زنده بود. زنده بود، فکر می کرد و همان رفیق بهروز خودمان بود.

خیلی ها را مجبور کردند بنویسند که بهروز کریمی زاده لیدر جریان چپ رادیکال است و او آنها را سوسیالیست کرده است. بهروز کریمی زاده در راس هرم چپ رادیکال بود.

او هنوز هم در راس هرم دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب است. حتی اگر پیمان عارف بی سواد به او بگوید استالینیست. بهروز کریمی زاده نشانه ی آزادی، انسانیت و ایستادگی بود و هست. تاثیری که او بر جنبش چپ و احیای سوسیالیسم در ایران داشت بر هیچ کس پوشیده نیست.

بهروز جان! تو را تنها نخواهیم گذاشت!

پی نوشت: امیدوارم املای «هرم» را درست نوشته باشم!


 
10 اسفند 1386
بهروز کریمی زاده از یادها نمی رود

بهروز کریمی زاده از دانش آموختگان مدارس استعدادهای درخشان (تیزهوشان) بود که در سال 1381 دوران دانشجویی خود را در دانشکده ی اقتصاد دانشگاه تهران آغاز کرد. در همهمه ی آن سال های جریانات راست در دانشگاه ، رفیق بهروز کریمی زاده اندیشه ی چپ را به عنوان پایه و اساس فکر و عمل خویش برگزید. در فضایی که انواع و اقسام جریانات راست دانشگاه را تحت سیطره ی خویش در آورده بودند، رفیق بهروز مصرانه بر راه خود و رفقایش در راستای رهایی نهایی پای فشرد، سازش نکرد، با مدافعان نظم موجود وارد مذاکرات کثیف نشد، چپ تخیلی را به رسمیت نشناخت و رفرمیسم را بی ارتباط با چپ دانست، چرا که وی و دیگر رفقای آن دوره به بنیان گزاری خطی جدید و مترقی در جنبش دانشجویی می اندیشیدند. خطی که هم اکنون تبدیل به جنبش قدرتمند چپ دانشجویی در سراسر ایران شده است، جنبش دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب .
از مراسم 16 آذر سال 1382 می توان به عنوان اولین حضور مشخص جریان چپ در دانشگاه نام برد. مراسمی که در آن برای اولین بار پلاکارد سرخ رنگ آزادی ، برابری در میان دانشجویان بالا رفت. رفیق بهروز کریمی زاده به همراه چند تن دیگر از سازمان دهندگان حرکت 16 آذر، پس از مباحثات چند ماهه در اسفند ماه همان سال اقدام به چاپ نشریه ای کردند که از همان اولین شماره جنجالی آفرید نوید دهنده ی جریانی نو و مترقی در جنبش دانشجویی. خاک نشریه ای بود که از همان ابتدا رادیکالیسمی آوانگارد را پیش روی جنبش دانشجویی گذاشت که عکس العمل های متفاوتی را نیز برانگیخت، برای برخی روشن ترین نقطه ی امید و برای برخی نیز بزرگترین دشمن بود. رفیق بهروز پس از آن به عنوان سردبیر نشریه ی خاک و در طی دوران فعالیتش در در داخل و خارج از دانشگاه تبدیل به یکی از مهم ترین شخصیت های جنبش چپ در ایران شد. چهره ای خوشنام در محافل سیاسی، دانشجویی، کارگری و ... که نقشی انکار ناشدنی در پیشبرد جریان چپ در دانشگاه داشت و همین موضوع باعث شد تا در برهه های مختلف از جمله اعتصاب کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی، نیروهای امنیتی بارها دست به تهدید، احضار و بازداشت وی بزنند اما همه ی اینها هیچ تاثیری در اراده ی راسخ وی برای رهایی نداشت.
در سال جدید، برخورد با جنبش چپ و تلاش برای سرکوب آن شدت گرفت، احضارها، تهدیدها و بازداشت ها افزایش پیدا کرد، نشریه ی خاک توقیف شد و بالاخره با نزدیک شدن به تاریخ برگزاری مراسم مستقل دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به مناسبت 16 آذر، پس از دستگیری چند تن از رفقا در تهران و مازندران، در روز 12 آذر رفیق بهروز کریمی زاده در خیابان توسط نیروهای امنیتی ربوده شد. اکنون سه ماه  است که رفیق بهروز در زندان و تحت شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار دارد. به دلیل خودکشی ناموفق اش با برق سلول، دست اش به شدت آسیب دیده. بر اثر ضربات مداوم شکنجه گران به سر دچار خونریزی گوش شده و گوش چپ اش نمی شنود، شکنجه های جلادان باعث خونریزی مقعدی اش شده، دستگاه گوارشی و معده اش نیز خونریزی دارد و همه ی این ها در کنار نارسایی کلیوی اش. با وجود اینکه اکثر رفقای بازداشتی- هرچند با وثیقه های سنگین- تا کنون آزاد شده اند ولی رفیق بهروز حتی وکیلش را تا به حال ندیده، برای دفاع به دادگاه برده نشده و برایش وثیقه تعیین نشده است . این وضعیت از خاطر آزادی خواهان و برابری طلبان پاک نخواهد شد، روزی خواهد رسید که عاملین این جنایات پای میز محاکمه مجبور به پاسخگویی خواهند بود. جلاد معروف ساواک، حسینی را به خاطر بیاورید که در جریان حمله ی مردم به زندان اوین و آزاد کردن زندانیان سیاسی، مجبور به خودکشی شد. 

اکنون جلادان و سرکوب گران، در اوین عربده های مستانه سر دهید و به شاهکارهای غیر انسانیتان افتخار کنید . هرچه خون از سر و روی رفقا بریزد پرونده های شما قطورتر میشود و بدانید که هر چه این پرونده ها قطورتر باشد بستن آنها راحت تر خواهد بود .    

 

رفیق بهروز ما در زندان است. آزادش میکنیم.

 

پوسترهای رفیق بهروز کریمی زاده

عکس هایی از رفیق بهروز کریمی زاده


 
6 اسفند 1386
در احکام عطسه کردن و آروغ زدن
تو خود حدیث مفصل بخوان از این 000 عجب!!
 
اصول کافی- کتاب العشره- باب العطاس و التسمیت
-- علی بن احمد از پدرش و او از ابن ابی عمیر، و او از اسماعیل البصری، و او از فضیل بن یسار، روایت کند که به حضرت امام محمد باقر علیه السلام عرض کردم: مردم در سه جا صلوات بر محمد و آل او را بد دانند: یکی هنگام عطسه ، دیگر موقع سر بریدن حیوانات ، سوم در وقت جماع. حضرت باقر علیه السلام فرمود: چه شده است آنها را ؟ وای بر آنها که نفاق میکنند! خدا لعنتشان کند!
وابواسامه گوید: حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که صدای عطسه ای را بشنود و خدای عزوجل را حمد گوید و بر پیغمبر صلی الله علیه و خاندانش صلوات بفرستد، پس درد چشم و درد دندان نبیند.
سپس فرمود : اگر صدای عطسه کسی را شنیدی حمد و صلوات بگو، اگرچه میان تو و آن کس دریا فاصله باشد.
و ابوبکر حضر گوید : از حضرت امام صادق علیه السلام پرسیدم از گفتار خدای عزوجل در قرآن که « ناخوش ترین آوازها بانگ خران است.» فرمود: نه، عطسه قبیح و ناهموار است!
و محمد بن یحیی از احمد بن محمد، و او از قاسم بن یحیی ، و او از جدش حسن بن راشد روایت کند که حضرت امام ابی عبدالله جعفر صادق علیه السلام فرمود: هر که عطسه زند، سپس دستش را بر استخوان تیغه بینی نهد و بگوید: « الحمدلله رب العالمین حمدآ کثیرا....»، از سوراخ چپ بینی او پرنده ای کوچکتر از ملخ و بزرگتر از مگس بیرون آید و یکسره برود تا به زیر عرش رسد، و در آنجا تا روز قیامت برای او استغفار کند.
و محمد بن یحیی از احمدبن محمد، و او از یکی از اصحاب، روایت کند که مردی از عامه گفت: من با حضرت امام صادق علیه السلام نشست و برخاست داشتم و بخدا سوگند مجلسی بهتر از مجلس او ندیدم. و هم آن مرد گفت: روزی آن حضرت به من فرمود: میدانی عطسه از کجا بیرون آید؟ گفتم: از بینی. فرمود: به خطا رفتی . گفتم : قربانت، پس از کجا بیرون آید؟
فرمود: از همه بدن ، چنانکه منی از همه بدن بیرون آید گرچه بظاهر از احلیل خارج شود.
سپس فرمود: آیا نبینی که چون انسان عطسه زند همه اعضاء بدنش تکان خورد؟ و بدرستی که هر که عطسه میزند هفت روز از مرگ در امان است.
 
حلیۀ المتقین- باب یازدهم- فصل ششم
-- در حدیث معتبر از حضرت رسول اکرم (ص) منقول است که کسیکه آروق زند سر بجانب آسمان بلند نکند. و فرمود که آروق نعمت خدا است، و بعد از آن حمد الهی بکنید.
-- از حضرت امیرالمؤمنین (ع) منقول است که هر که بعد از عطسه حمد خدا را بگوید درد چشم و درد دندان نیابد.
-- حضرت امام محمد باقر (ع) فرمود که هر که در بیت الخلاء عطسه کند باید که حمد الهی را در خاطر خود بگذراند.
-- حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود که بسیار عطسه کردن ایمن میگرداند از پنج درد: خوره، لقوه، نزول آب در چشم، صلابت پره های بینی، بیرون آمدن مو در چشم.
-- حضرت امام رضا (ع) فرمود که دهن دره از جانب شیطان است، و عطسه از جانب خداوند عالمیان است.
و فرمود که چون بنده ای شکر نعمتهای خداوند را فراموش کند، خدا امر میفرماید بادی را که در بدنش جولان میکند و از بینی او بیرون میاید، و پس باید که در این حال خدا را حمد کند که تلافی شکر آن نعمتها باشد که فراموش کرده است.

 
1 اسفند 1386
در احکام دارلخلا

با تشکر از سایت خوب ادبستان کاوه آهنگر

جامع عباسی- باب اول- واجبات و محرمات و مکروهات و سنن بیت الخلا رفتن
 
-- و آن بیست و یک چیز است: سه چیز واجب است و پنج چیز حرام و پنج چیز سنت و هشت چیز مکروه.
از موارد واجب یکی آنکه از قبله منحرف نشیند یعنی روی و پشت به قبله نکند. مورد دیگر مخرج بول را به آب مطلق طهارت دادن نه به گلاب و امثال آن، و نه به کلوخ که آن مذهب سنیان است. اما مخرج غایط را که حوالی آن موضع به آن آلوده نشده باشد به کلوخ و لته و پنبه و امثال آن طاهر میتوان کرد.
اما آن پنج چیز که حرام است: اول مخرج غایط را به سرگین پاک کردن، هر چند سرگین از حیوانی باشد که گوشت آن حلال است. دوم به چیزی پاک کردن که خوردنی باشد مثل میوه و غیر آن. سیم به استخوان پاک کردن که آن نیز حرام است. چهارم به چیزی پاک کردن که محترم باشد، مثل کاغذی که علم دین بر آن نوشته شده باشد. پنجم به دستی استنجاء کردن که در آن انگشتری باشد که نام یکی از ائمه معصومین علیهم السلام بر آن نقش شده باشد.
اما چندی از آن مواردی که سنت است: اول آنکه در وقت داخل شدن به دارالخلاء اول پای چپ خود را پیش کند و در وقت بیرون آمدن پای راست را. دوم آنکه در وقت طهارت کردن سنگینی بدن خود را بر پای چپ اندازد. سوم آنکه سه نوبت از مقعد تا بیخ َذکَر رل مسح نماید و بعد از آن از بیخ َذکَر تا سر حشفه را، و بعد از آن سه نوبت َذکَررا بفشارد. چهارم آنکه اول مقعد را طهارت دهد و از آن َذکَر را.
و در آخر چندی از آن مواردی که در موقع طهارت انجام دادن آنها مکروه است: اول روی پا پشت خود را به جانب آفتاب یا ماه کردن بعنوانی که نور آفتاب یا ماه به عورتین او بتابد و یا روی بجانب باد بول کردن. دوم آنکه با دست راست مقعد را پاک کردن. سوم حرف زدن در وقت طهارت گرفتن مگر بیکی از چهار چیز: اول ذکر خدای تعالی. دوم آیۀ الکرسی خواندن. سوم حکایت اذان، یعنی هر چه مؤذن بگوید این کس نیز بگوید. چهارم اگر امر ضروری باشد که اگر حرف نزند آن امر فوت شود.
 
مفاتیح الجنان و باقیات صالحات، باب اول
 
--و چون حاجت داری به رفتن به بیت الخلاء، پس بدان که آداب بیت الخلاء بسیار است، و جمله ای از آن بطور اختصار آن است که: مقدم میداری در وقت داخل شدن پای چپ را و میگوئی«بسم الله و بالله اعوذ بالله من الرجس النجس الخبیث المخبث الشیطان الرحیم».
و چون عورت باز کردن بسم الله میگوئی، و واجب است در این حال بلکه در تمام حالات مستور کردن عورت را، و حرام است در این حال رو به قبله و پشت به قبله نشستن، و مستحب است آنکه بگوئی د رحال قضاء حاجت:«اللهم اطعمنی طیبآ فی عافیه، واخرجه منی خبیثا فی عافیه».
و وقتیکه نظرت افتاد بر آنچه از تو دفع شده، میگوئی«اللهمارزقنی الحلال وجنبنی الحرام». و چون خواستی طهارت بگیری، اول استبراء میکنی، پس دعای رؤیت آب را میخوانی:« الحمدلله الذی جعل الماء طهوراولم یجعله نجسا». و در وقت طهارت میگوئی: « اللهم حصن فرجی و اعفه و استر عورتی و حرمنی علی النار». و چون از جای خود برخاستی دست راست را بر شکم میکشی و میگوئی« الحمدلله الذی اماط عنی الادی و هنانی طعامی و شرابی و عافانی من البلوی». پس بیرون میایی و مقدم میداری پای راست را بر پای چپ، و این دعا را میخوانی: « الحمدلله الذی عرفنی لذته واتقی فی جسدی قوته و اخرج عنی اذاه، یالها نعمۀ یا لها نعمۀ لایقدرالقادرون قدرها».
 
حلیه المتقین - باب ۸ فصل ۱۱ – باب اول فصل ۱۲ – باب سوم فصل ۶ – باب ۹ فصل سوم
 
-- چون خواهد که داخل بیت الخلاء شود، سر را بپوشاند، اگر در بالای عمامه چیزی بر سر گیرد بهتر است. و چون داخل شود بسم الله بگوید و این دعا را بخواند(متن دعا)، و بعد از آن بگوید (متن دعای دوم). و چون داخل شود پای چپ را مقدم دارد، و چون عورتش باز شود بسم الله بگوید تا شیطان چشم بر هم نهد و نظرش به عورت او نیفتد.
و چون درست بنشیند بگوید (متن دعا). و چون بر محل تخلیه بیشیند تکیه بر پای چپ کند و پای راست را گشاده گذارد، و اگر غایط یا بول به دشواری بیرون آید این دعا را بخواند(متن دعا)، و در حدیث است که بر هر بنده ای فرشته ای موکل است که در بیت الخلاء سر او را به زیر بیندازد که نظر به مدفوع خود کند.... پس سزاوار است که بنده در این حال این دعا را بخواند(متن دعا). و چون برخیزد دست بر شکم خود مالد و بگوید (متن دعا).
و چون خواهد که از بیت الخلاء بیرون آید پای راست را مقدم دارد. و دست بر شکم خود بمالد و بگوید(متن دعا) و در برخی از کتب معتبره خواندن این دعا سه مرتبه وارد شده است. و سنت است که بعد از قطع قطرات بول استبراء کند، و بعضی این کار را واجب میدانند. و طریق استبراء آن است که انگشت وسطی دست چپ را نزدیک مقعد گذاشته به قوت بکشد تا زیر خصیتین، سه مرتبه پس انگشت شهادت را به زیر ّذّکر گذارد، و انگشت بزرگ را بر بالای آن به قوت بکشد تا سر ّذّکر، سه مرتبه، و اکثر علماء گفته اند که سر ذکر را سه مرتبه بفشارد.
و سنت است مقعد را شستن به آب سرد، که دفع بواسیر میکند. و بسیار نشستن در دارالخلاء مکروه است، زیرا منقول است که حضرت لقمان فرمود که در همه بیت الخلاء ها نوشتند که بسیار نشستن در بیت الخلاء باعث بواسیر میشود.
و پاک کردن مقعد به استخوان و سرگین مکروه است، زیرا در حدیث آمده است که اجنه به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه آمدند و از برای خود و حیوانات خود طعامی طلبیدند. حضرت استخوان را برای ایشان و سرگین را برای حیوانات ایشان قرار داد. و باین سبب استخوان را پاک کردن خوب نیست. همچنین پاک کردن مقعد به سایر خوراکیها خصوصا نان کراهت شدید دارد، و به چیزهای محترم مثل خاک تربت حضرت امام حسین علیه السلام و نوشته ای که در آن آیه های قرآن یا نام خدا یا نام پیغمبران یا ائمه علیهما السلام یا حریث یا فقه بوده باشد حرام است.
و پاک کردن یا شستن مقعد به دست راست مطلقآ مکروه است، و اگر در دست چپ انگشتری باشد که در آن اسم خدا باشد استنجا به دست چپ هم مکروه است، و علمای اعلام اسمإ ائمه معصومین صلوات الله علیهم را نیز هر گاه به قصد نام ایشان کنده باشند بدین کراهت الحاق کرده اند و مکروه است با خود بردن به بیت الخلاء چنین انگشتری را هر چند هم که در انگشت نباشد، و همچنین با خود بردن نقره سکه دار را مگر آنکه در کیسه باشد. و مکروه است مسواک کردن در بیت الخلاء، که باعث گند دهان میشود.
و مکروه است حرف زدن در آن حال، مگر آنگه ذکر خدا را بکنند یا آیۀ الکرسی بخوانند و حمد الهی بکنند یا آنچه را مؤذن میگوید از پی آن بگویند. و واجب است که اگر اسم حضرت رسول صلی الله علیه و آله را در بیت الخلاء بشنود صلوات بفرستد، و نیز سنت است که اگر در بیت الخلاء عطسه کند حمد بگوید و صلوات بفرستد..... و منقول است که هر که در بیت الخلاء سخن بگوید حاجتش برآورده نشود، و مکروه است خوردن و آشامیدن در حال بول و غایط.
-- در حدیث معتبر منقول است که روزی حضرت امام حسین علیه السلام داخل بیت الخلاء شدند. لقمه نانی دیدند که در انجا افتاده است. برداشتند و به غلامی از غلامان خود دادند. چون بیرون آمدند پرسیدند که چه شد لقمه نان را؟ گفت خوردم. فرمودند ترا آزاد کردم، زیرا از جدم رسول الله شنیدم که هر که لقمه ای در دارالخلاء بیابد و آنرا فوت کند و بخورد پس از آتش جهنم آزاد گردد.
-- هر گاه با سنگ و کلوخ و مانند اینها غایط را از مخرج بر طرف کنند نماز خواندن مانعی ندارد، و ذره های کوچک و لزج بودن محل اشکال ندارد.
-- لازم نیست با سه سنگ یا سه پارچه مخرج را پاک کنند، بلکه با اطراف یک سنگ هم کافی است، ولی با استخوان و سرگین و کاغذی که اسم خدا برآن نوشته باشد اگر محل را پاک کند نمیتواند نماز بخواند.
-- اگر مخرج غایط را با آب بشویند باید چیزی از غایط در آن نماند، ولی باقی ماندن رنگ و بوی آن مانعی ندارد.
-- مردها بعد از بیرون آمدن بول باید استبراء کنند، و بهترین قسم استبراء این است که بعد از قطع شدن بول اگر مخرج غایط نجس شده، اول آنرا تطهیر کنند، بعد سه دفعه با انگشت میانه دست چپ از مخرج غایط تا بیخ آلت بکشند، و بعد شست را روی آلت و انگشت پهلوی شست را زیر آن بگذارند، و سه مرتبه تا ختنه گاه بکشند، و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.
-- اگر انسان شک کند که استبراء کرده یا نه و رطوبتی از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه نجس میباشد، ولی اگر شک کند استبرایی که کرده درست بوده یا نه، و رطوبتی از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه، پاک میباشد.
-- اگر انسان بعد از بول استبراء کند و وضو بگیرد، چنانچه بعد از وضو رطوبتی ببیند که بداند یا بول است یا منی، واجب است احتیاطآ غسل کند، وضوهم بگیرد.
-- و نیز در حدیث صحیح از حضرت امام باقر(ع) منقول است که هر که بر روی قبر بول یا غایط کند یا ایستاده بول کند یا در خانه تنها بخوابد شیطان او را بگیرد و دیوانه کند.
و نیز از حضرت رضا(ع) منقول است که فرمود هرگاه بول آمد بکن٬‌و تا ظرور نشود٬‌جماع مکن٬ وهرگاه که تر خواب گیرد خواب کن.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 36222


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 
 


لوگوها
















نشریه الکترونیکی-سیاسی و خبری





لیست وبلاگهای به روز شده