می پرسید:
"چگونه اند فرزندانتان
باز گشته
از 209 ِاوین؟"
چه بگوییم؟
خودتان نگاهی بیاندازید:
به جای خالی دندان کیوان
به زانوی راست ایلناز
به رعشه های مداوم ِ نسیم
به ضرب گرفتن های روزبه بر زانو
به بغض کردنهای هرازگاهی ِ انوشه
به پلک بر هم زدن های پی در پی محسن
و فردا
به پیشانی مهدی
و یا
به ساعد بهروز.
نه! سر بر نگردانید.
بازهم نگاه کنید.
.............
هنوز
جرئت می کنید
آیا
که بپرسید:
چگونه اند
فرزندانمان
بازگشته
از
209 ِ اوین؟
| دستگیری سلمان یزدان پناه - شکنجه رفیق بیژن صباغ |
|
|
| ۱۱ بهمن ۱۳۸۶
| Thursday, 31 January 2008 |
|
سلمان یزدان پناه دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران شب گذشته حین خروج از کوی دستگیرشد .دستگیری وی مرتبط با تجمعات اخیر کوی بوده است
بنا بر اخبار موثق رفیق بیژن صباغ تحت شدیدترین شکنجه های جسمی قرار دارد.رفیق بیژن از فعالین سیاسی و اجتماعی چپ دانشگاه مازندران است که هم اکنون از طرف یک تیم بازجویی که از اطلاعات ساری به اوین فرستاده شده است مورد بازجویی و سخت ترین شکنجه ها قرار دارد |
ما به آنها می خندیم!
"مصی شیروانی"
مساله روشن است:جمهوری اسلامی رفقای مارا می گیرد و در بند می کند.به جای رفقای دربند ده ها رفیق دیگرپرچم را در دست می گیرند.او رفقای مارااز خیابان می رباید به خانه ها شان یورش می برد که دیگران را بترساند و منفعل کند .آن ها نمی ترستد و جنبش رادیکال تر می شود.هرگروه از رفقا را که می گیرد گروهی دیگر و در شهری دیگر به عنوان آزادیخواه و برابری طلب اعلام موجودیت میکند.او نمی داند سرکوب فعالین علنی و پیشرو محیط مناسبی برای رشد عناصر رادیکال است.درمدت این 2ماه سرکوب وفشار کسانی به عنوان آزادیخواه وبرابری طلب درکنارما قرار گرفته اند که باورش در شرایط عادی سخت می نمود.
جمهوری اسلامی فکر می کند ما فقط چند "نفر"یم که اگر مارا دربند کند همه چیز حل می شود! او نمی داند ما ازنظر اصالت واز نظرعمق ووسعت با هیچ گروه و جنبش دیگری قابل قیاس نیستیم.آن ها با ذهنیتی مکانیکی فکر می کنند با سرکوب و بگیروببند می شود این جنبش را متوقف کرد اما به بازتولید حرکت ما فکر نمی کنند. سرکوب ما را رادیکال تر و منسجم تر می کند.او دیالکتیک را نمی شناسد .او نمی داند این جنبش چرا تا به این اندازه جوشان است؟
نگاهش - فکرش وپراتیک اش همه مکانیکی است.الکن است.ما تفکرو عمل مان دیالکتیکی است واین مارا در پروسه ی مبارزه چند قدم پیش می اندازد.این به نفع ماست. جنبش ما یک حرکت انتزاعی نیست.مجرد و منفصل از جامعه نیست.ما پایگاه عظیم اجتماعی و طبقاتی داریم.ما عقبه داریم.
ما به پشتوانه ی این عقبه واین نیرو گام اولمان را محکم برداشتیم.ما با بینشی روشن از شرایط اجتماعی و سیاسی و درک درست از وضعیت عینی جامعه حرکتمان را شروع کردیم.نمی شود مارا سرکوب کرد و آب از آب تکان نخورد.نمی توان ما را حبس کرد و همه چیز راتمام شده دانست.زمان به عقب بر نمی گردد.نمی توان همه چیز را به صبح 13 آذر 86 برگرداند.
13 آذر اتفاق افتاده است. ما به دنیا آمده ایم ! واین واقعیتی است که جمهوری اسلامی از درک آن عاجز است. آن ها نمی دانند.آن ها مکانیسم حرکت های اجتماعی را نمی فهمند.مکانیسم تبدیل تئوری به پراتیک اجتماعی و انقلابی را نمی فهمند. آن ها نمی دانند رادیکالیسم جنبش ما بهترین اسلحه ی ماست.آن ها هیچ نمی دانند و ما همه چیز را میدانیم.ما سیر تاریخ را شناخته ایم.
ما آینده را می بینیم.ما معما را حل کرده ایم و به آن ها که زور می زنند و جواب های خنده دار می دهند می خندیم.ما به آن ها می خندیم!
|