دیالنفی
  
 تضاد و تغییر تنها اصل پایدار هستی
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
بایگانی
موضوع بندی
 
29 دی 1386
نامه کانون نویسندگان ایران ( در تبعید )

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

تلاش برای آزادی دانشجویان دربند را گسترش دهیم!

با آغاز فصل سرما و کمبود و یا قطع گاز و با گران شدن نان و دیگر مایحتاج روزمره مردم، به ویژه مردم استان­های مرکزی، شمال، آذربایجان و کردستان، در معرض خطر قرار دارند. بر اساس گزارشات رسمی، در طول کم­تر از سه هفته بیش از دویست نفر در اثر سرما و یا گاز گرفتگی جان خود را از دست داده­اند. این بحران، بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران تا چه اندازه به زیست و زندگی مردم بی توجه است.

در چنین شرایطی، مامورین نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، اعتراضات بر حق دانشجویان، کارگران، زنان و مردم آزادی خواه را به شدیدترین وجهی سرکوب می کنند. بنا به گزارش خبرگزاری ها فقط در سال 2008، مقامات قضایی جمهوری اسلامی، دست کم 23 نفر را به دار آویخته­اند.

- تصویر تکان دهنده­ای از صحنه حلق آویز کردن «حسن حکمت دمیر»، یک تبعه ترکیه و عضو یک سازمان کردی(پژاک) در سایت­های اینترنتی منتشر شده است. در این صحنه هولناک، جنایت کاران جمهوری اسلامی، این فرد مجروح را که به اسارت سپاه پاسداران در آمده و روی برانکار مخصوص حمل مجروحان قرار دارد، حلق آویز می­کنند. این فرد تبعه ترکیه را در حالی اعدام کردند که وی قبل از بازداشت، مدتی را در برف و سرمای شدید بسر برده و هر دو پایش را در اثرسرمازدگی از دست داده بود و در طی دوران بازداشت هم در حالی که به درمان و استراحت نیاز داشت، تحت بازجویی و آزارهای روحی و جسمی قرار گرفته بود. «حسن حکمت دمیر»، در روزهای گذشته و در زندان شهر خوی اعدام شده است. پیش­تر سازمان عفو بین الملل خواستار مداوا و لغو حکم اعدام وی شده بود.

- در حالی که بیش از 45 روز از بازداشت ده ها فعال دانشجویی آزادی خواه و چپ می­گذرد، خبرهای تازه حاکی از آن است که عده دیگری از فعالین جنبش دانشجویی و یا خانواده آن ها دستگیر و زندانی کرده­اند.

- بر اساس گزارش وبلاگ­ها و رسانه های دانشجویی، ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی روز دوشنبه 24 دی 1386 (14 ژانویه 2008) 12 تن دیگر از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و چپ را در تهران دستگیر کرده­اند. خانواده­های بازداشت شدگان، هنوز اطلاعی از علت بازداشت و مکان نگهداری آن­ها ‏ندارند. دانشجویان بازداشت شده عبارتند از: مرتضی اصلاحچی، دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه، آناهیتا حسینی، دانشجوی دانشگاه تهران، ‏سروش ثابت، دانشجوی علوم کامپیوتر دانشگاه شریف، محمد پورعبدالله، مهندسی شیمی دانشگاه تهران، ساناز اللهیاری ‏خواهر مهدی اللهیاری، امین قضایی، سروش دشتستانی، بیتا صمیمی زاده، بیژن پورصباغ، کاوه عباسیان، مرتضی ‏خدمایلو و بهزاد باقری.

احتمالا شمار دیگری از فعالان دانشجویی نیز دستگیر شده­اند، اما از سرنوشت هیچ یک از بازداشت شدگان خبری در دست نیست. با این بازداشت های جدید تعداد دانشجویان زندانی در سراسر ایران، بالغ بر 60 نفر شده است.

- علاوه بر این­ها، لیلا حیدری، همسر بهروز صفری، از فعالین سیاسی آذربایجان، مندرس عمرزاده، پدر دانشجوی زندانی دانشگاه مهاباد، فرزاد عمرزاده، چهار تن از اعضای خانواده فعال سیاسی کردستان، احمد جواهری و فاطمه گُفتاری، مادر یاسر گُلی، دانشجوی دربند سنندجی از جمله کسانی هستند که در روزهای اخیر به دلیل اعتراض به زندان و شکنجه نزدیکان خود، دستگیر و زندانی شده­اند.

- خانواده­های دانشجویان بازداشت شده، پس از 45 روز اعتراض و تلاش، سرانجام روز 15 ژانویه 2008 در زندان اوین، موفق به ملاقات با فرزندان خود شدند. به گفته خانواده دانشجویان، تعدادی از بازداشت شدگان از دو روز پیش به سلول های 2-3 نفره منتقل شده اند و سایرین هم چنان در سلول انفرادی نگهداری می­شوند.

- همچنین، خانواده مهدی گرایلو (دانشجوی دانشگاه تهران)، سهراب کریمی از دانشجویان کرد بازداشت شده و نادر احسنی، با وجود حضور در زندان اوین، امکان ملاقات با فرزندان خود را بدست نیاوردند. مسئولین وزارت اطلاعات به خانواده این سه دانشجو اعلام کردند که «آن­ها ممنوع الملاقات هستند.» از وضعیت سعید حبیبی از فعالان دانشجویی بازداشت شده، هم چنان اطلاعی در دست نیست.

- «امیر مهرزاد»، دانش آموز 17 ساله که در جریان برگزاری مراسم روز دانشجو در 13 آذر بازداشت شده بود، در بند 209 زندان اوین به سر می­برد. «امیر مهرزاد» را بیش از 45 روز در سلول انفرادی زندان اوین قرار داده بودند و اکنون دادگاه جمهوری اسلامی، برای وی وثیقه 80 میلیون تومانی تعیین کرده است و تنها در صورت تامین وثیقه این نوجوان آزاد خواهد شد.

- بنا به توصیه پزشک معالج «محمود صالحی»، این چهره سرشناس جنبش کارگری می بایست جهت انجام آزمایشات مربوط به قلب، مجددا به بیمارستان توحید سنندج انتقال داده شود، اما انتقال وی به بیمارستان توحید صورت نگرفت. آزمایشات لازم در بهداری زندان صورت گرفت. منصور اسانلو، رییس سندیکای کارگران شرکت واحد نیز هم چنان زندانی است.

در اعتراض به همین وضعیت، تشکل­های دانشجویان 37 دانشگاه ایران با صدور بیانیه­ای به ‏موج جدید سرکوب فعالین دانشجویی اعتراض کرده و از جمله نوشته­اند: «پس از دیدار وزیر علوم دولت نهم طی ‏هفته های اخیر با برخی تاثیرگذاران پشت پرده سیاست، که دستی بر مذهب دارند و ردایی در حوزه و چشمی بر ‏قدرت، افزایش حجم فشار در دانشگاه ها و احضار و تعلیق و بازداشت فعالین دانشجو گسترش یافته و شائبه تولد ‏اراده ای در ایجاد محدودیت های مضاعف و موج جدید سرکوب در دانشگاه را دامن زده است.»

در ادامه این بیانیه با اشاره به بازداشت گسترده دانشجویان در سالروز 16 آذر، و «آنچه این روزها در دانشگاه های ‏کشور می گذرد»، آمده است: «به سرکوبگران عقل ستیز باید گفت که اقدام به برگزاری سمینار، سخنرانی و مناظره و ‏هرگونه عمل مشابه در دانشگاه با پیش فرض «وجود خرد نقاد خودبنیاد» نزد دانشجویان در نهاد مدرن دانشگاه است که ‏فرض وجود «آزادی بیان» و «انتقاد آزاد» در آن بدیهی است. سایه افکندن هرگونه تقید و شرطی بر این ارکان مسلم ‏نهاد دانشگاه عنصر بالندگی و خلاقیت خردمدار دانشجو را خدشه دار خواهد ساخت. و جنگیدن با این عناصر و ارکان ‏گرچه آسمان آرمان های دانشجوی آزادی خواه را اندک زمانی غبارآلود می کند، اما ایمان و روح آرمانگرای او از فریاد ‏مطالباتش سر نمی تابد و تقدیر محتوم نام و عاقبتی ننگین و میراثی ویران را نثار خردستیزان خواهد نمود.»

سرکوب آزادی ‏ها و فضای اختناق در جامعه ما روز به روز در حال گسترش است. همه شواهد نشان می دهند که سرکوب، سانسور، بی عدالتی از یک سو و تورم و گرانی و فقر و فلاکت تمام جامعه ایران را فراگرفته و به مرز غیرقابل تحملی رسیده است. عامل اصلی این وضعیت جمهوری اسلامی ایران است.

فشار و خفقان سیاسی و فقر و بی عدالتی حکومت اسلامی، همه گیر شده است. سیاهی و ظلمات جامعه را به نابودی و پوچی کشانده است. رعب و وحشت تاکان دهنده و هولناک است. در چنین وضعیتی حتی بسیاری از نویسندگان، غلاوه بر سانسور شدید حکومتی، به خودسانسوری نیز دچار شده اند. به طور کلی زندگی در حاکمیت جمهوری اسلامی، لرزه بر اندام هر انسانی می اندازد. این وضعیت غیرقابل تحمل است. بی شک باید برای تغییر اوضاع در عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به نفع رفاه و شادی و آزادی های فردی و اجتماعی جامعه ایران تلاش و مبارزه را گسترده تر کرد.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، ضمن حمایت و پشتیبانی از مبارزاتی که در داخل و خارج کشور برای آزادی فعالین دانشجویی، کارگری، زنان و روزنامه نگاران از زندان های مخوف جمهوری اسلامی در جریان است؛ از تمامی انسان های آزادی خواه، تشکل های نویسندگان و روزنامه نگاران جهان، سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر، تشکل ها و نهادهای دمکراتیک سیاسی و اجتماعی، و همچنین اعضای کانون نویسندگان ایران (در تبعید) دعوت می کنیم که تشدید فضای اختناق و سانسور و سرکوب در ایران را محکوم کنند و از هر طریق ممکن برای آزادی دانشجویان، زنان، کارگران، روزنامه نگاران دربند و همه زندانیان سیاسی تلاش کنند.

کانون نویسندگان ایران (در تبعید)

26 دی 1386 - 16 ژانویه 2008


 
28 دی 1386
آخرین لینکهای خبری وضعیت دانشجویان در بند

عکس از دانشجویان بازداشتی موج دوم دستگیریها در 24 دیماه

کمیته پی جویی آزادی دانشجویان در بند

دانشجوی بازداشت شده در سنندج زیر شکنجه جان سپرد

اظهارات دکتر زرافشان. قابل توجه رسانه های خبری

 حمله دولت را پس میزنیم - فراخوان به دانشجویان و دانش آموزان ایران  

علی کانطوری توسط نیروهای امنیتی ربوده شد

حمایت های بین المللی صورت گرفته از دانشجویان چپ و آزادی خواه در بند

و ... 

در ضمن در وبلاگ دیگرم «خوب که نگاه می کنی» لینک مقالاتی ارزشمند از رفیق امین قضایی که اخیراْ دستگیر شد را نیز قرار دادم که حتماْ پیشنهاد می کنم ببینید ...


 
26 دی 1386
موج جدید دستگیری ها

دوشنبه ۲۴ دی ماه

موج جدید دستگیری ها : تعداد زیادی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دستگیر شدند

 


نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی دیروز دوشنبه ۲۴ دی ماه تعداد زیادی از فعالین دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب را در تهران دستگیر کردند. ظاهرا رفقا سروش دشتستانی، امین قضائی و بیژن صباغ جزو دستگیر شدگان هستند. از سرنوشت رفقای دستگیر شده ما هنوز اطلاعی در دست نیست.

 

نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی فکر میکنند با دستگیریهای وسیع فعالین جنبش دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میتوانند به این حرکت خاتمه دهند. اما خود دست اندرکاران اطلاعاتی رژیم تاکنون متوجه شده اند که ابعاد جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در دانشگاه و در جامعه عظیم تر از آن است که بتوان آن را با چند دستگیری پایان داد. امروز رزیم خود شاهد است که اگر بخواهد به حرکت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب پایان دهد باید دهها هزار نفر را در دانشگاههای کشور دستگیر کند و روانه زندان سازد. باید میلیونها مردم کارگر و زحمتکش که دقیقا خواستار آزادی و برابری هستند را روانه زندان کند. ما  اطمینان میدهیم که مبارزه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با قدرت ادامه مییابد و جای هر دستگیر شده را هزاران آزادیخواه و برابری طلب جدید پر خواهد کرد. اطمینان میدهیم که در مقابل این سرکوبگریها و در دفاع از رفقای زندانی، صف ما پرجمعیت تر خواهد شد.

 

ما همه مردم ایران را به دفاع از رفقای دستگیر شده مان فرامیخوانیم. نباید گذاشت بهترین فرزندان این کشور که خواهان آزادی و برابری و رفاه و آسایش برای همه مردم بودند و برای آن تلاش میکردند، راهی شکنجه گاه های رژیم شوند. رفقای ما باید فورا ازاد شوند.  

 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور

۲۵ دی ۱۳۸۶

************************

بر اساس اخبار رسیده ، مرتضی اصلاحچی( دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه)، آناهیتا حسینی( دانشجوی دانشگاه تهران)،سروش ثابت( علوم کامپیوتر دانشگاه شریف)، محمد پورعبدالله( مهندسی شیمی دانشگاه تهران)، ساناز اللهیاری( خواهر مهدی اللهیاری)، امین قضایی، سروش دشتسانی و بیتا صمیمی زاد، 9 تن از فعالان دانشجویی دانشگاه های تهران، شب گذشته بازداشت شده اند. با این حال به نظر می رسد، شمار دانشجویان بازداشت شده بیش از 9 نفر باشد.

خانواده این دانشجویان، ضمن اعلام این مطلب" که فرزندانشان از بعدازظهر روز گذشته، به منزل مراجعه نکرده و دستگاه های تلفن همراه آنان خاموش است." نسبت به شرایط آنان ابراز نگرانی کردند.

همچنین خانواده امین قضایی و سروش دشتستانی ، با تأیید خبر بازداشت این دو دانشجو، گفتند که مأموران وزارت اطلاعات، امروز با مراجعه به منزل آنان، اقدام به تفتیش و بازرسی منزل نمودند.

تاکنون از چگونگی بازداشت افراد نامبرده و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست. با این وجود به نظر می رسد، کلیه بازداشت شدگان به زندان اوین منتقل شده باشند.

گفتنی است، هم اکنون شمار دانشجویان دربند به حدود 60 تن رسیده است.

پیش تر در روزهای 11 تا 16 آذرماه، حدود 30 تن از فعالان دانشجویی طیف چپ از سوی نیروهای اطلاعات بازداشت و به بند 209 انتقال یافته بودند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، ضمن هشدار به دستگاه های امنیتی نسبت به ادامه این قبیل برخوردها با دانشجویان، توجه تمامی سازمان های بین المللی و حقوق بشری را نسبت به تشدید فضای اختناق و سرکوب در ایران جلب می کند.

خبر تکمیلی:برخی منابع نزدیک به دانشجویان، افراد دیگری را نیز جزء بازداشت شدگان اعلام نموده اند که اسامی آنان به شرح زیر است:

بیژن صباغ

کاوه عباسیان

مرتضی خدمایلو

بهزاد باقری

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

************************

لیست تکمیلی ۳

۱ - سروش دشتستانی

۲ - امین قضائی

۳ - بیژن صباغ

۴ - آناهیتا حسینی

۵ - مرتضی خدمتلو

۶ -  محمد پور عبدالله

۷ - بیتا صمیمی زاد

۸ - بهزاد باقری

۹ - سروش ثابت 

۱۰ - مرتضی اصلاحچی 

لیست کاملتر متعاقبا اعلام خواهد شد. 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر کشور

۲۶ دی ۱۳۸۶


 
22 دی 1386
آزادی - برابری

کلیپ جدید ۱۶ آذر برای دانلود ... سپاس رفیق سروش !

 

شاید مسیر زندگیم در حال عوض شدن دوباره باشه . ساکت نتوان نشست ! و لعنت بر این سربازی نا به هنگام که چه سکته و توقفی ایجاد کرده ! تنها امیدوارم فرصتی برای آماده سازی و مطالعات بیشتر باشه ...

 

 

من هم دست توده ام / تا آن دم که توطئه می کند گسستن زنجیر را / تا آن دم که زیر لب می خندد / دلش غنج می زند / و به ریش جادوگر آب دهن پرتاب می کند. / اما برادری ندارم / هیچ گاه برادری از آن دست نداشته ام / که بگوید «آری» : / ناکسی که به طاعون آری بگوید و / نان آلوده اش را بپذیرد.

 

چه تلخ که هزینه ی آرمان والای تان ** آزادی - برابری ** را شما می پردازید و نصیب و نفعش را همین اپورتونیست های محافظه کار مصلحت جوی متعفن نفرت انگیز ... بهتر است نفرت و خشم شخصیم را وارد این کار و زار نکنم . به حرفهای چند دوست مبنی بر حفظ خویشتن داری و دوری از شعارهای مرگ و ننگ و کشتار و انتقام می اندیشم و اینکه استارت آزادی و دموکراسی و جهانی بهتر را ما باید حتی در چنین شرایطی بزنیم !! آنگاه بی اختیار یاد برنامه های رنگارنگ آشپزی با جدیدترین متد در تلویزیون برای سرتاسر ایران می افتم . ایرانی که نگاهی به آمار جمعیت زیر فقر مطلقش کافیست که تلخندی بر لبانت بنشاند! یاد یکی از معدود شب هایی که پای تلویزیون ملال آور و سراسر سانسور و گزینشی تهوع آور جمهوری اسلامی نشستم افتادم که خیره به ۴-۵ دقیقه تبلیغ کالاهای رنگارنگ و مراکز تفریح و بازی و بانک و خودرو و ... وسط برنامه ی مستند سفر به مناطق محروم ایران مانده بودم ! پارادکس هایی که انگار بیننده هرگز نمی بیند ! بینندگان مسخ شده ! سوسک های کافکایی ! همان قورباغه هایی که کاوه برادر ایلناز (یکی دیگر از رفقای در بند) می گفت ... دلم می خواهد پایبند باشم دوست خوب من . دلم می خواهد خودم را همچنان معتقد به عدم تجویز و اجرای خشونت و اعدام و انتقام علیه هر مخالفی بدانم حتی این حکومت با این همه فاجعه و شکنجه ی عزیزترین هامون به جرم اندیشه ی آزاد و انسانی شان ولی گاه فکر می کنم تاریخ ما چه بوده و در چه شرایطی این جامعه نزج گرفته و بالیده !؟ با کدامین فرهنگ و گذشته ی تاریخی مان ؟ انسان را باز در لوله ی آزمایش و جدای از کلیت تاریخی و شرایط اجتماعی حاضرش نگریستن نیست ؟ درست است با این نگاه به تحلیل وضع موجود و پیش بینی آینده اش می رسیم و این دلیل و ملاک رفتار پی آمد آن نیست ولی مگر من ابر انسانم یا ربات که برابر این صحنه ها و خبرها عکس العمل نشان ندهم ؟ من روح و گوش و چشمم را آلوده ی فرهنگ و آموزه ها و باران بی وقفه ی اثرات روحی و روانی و شخصیتی نظام کالایی و مصرف گرا و اخته گر و عقیم کننده ی سرمایه داری نکرده ام و هنوز با حساسیت مواجهه ی اول اخبار شکنجه و خودکشی و دزدی و تجاوز و مرگ و فجایع دیگر را می بینم و حس می کنم . برای من به مانند اکثریت جامعه ام صفحه ی حوادث روزنامه ها سرگرمی روزانه نیست ! برای من سریال های شبانه محل شادی و تخلیه و فراموشی نیست ! برای من کلمه به کلمه ی دیالوگ های گوینده گان تلویزیون شکنجه ست ، شکنجه ی تحمل توهین به شعور و نیاز و فهم ات با این همه دروغ و سانسور ! شنیدن و دیدن گفتار و رفتار دولتمردان فرومایه ی پست ، مردم عقیم دنباله روی مقلد ! میمون های اخته ای که تاریخ به خود ندیده ! من در ایران زندگی می کنم دوست نیک اندیش من ! سئوال و شک من تجویز اصول و عقاید و آرمانها و باورهای برآمده از شرایط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و جغرافیایی ! دیگر برای این مرز و بوم است ! به تعبیر کوندرا از ملت های کوچک فکر می کنم . کشورهای پیرامونی . کشورهایی که در طول تاریخ سرنوشت شان تحت تأثیر دیگر جریانات ساخته شده در برابر کشورهای بزرگ و سازنده ی تاریخ !! و آنگاه تلاش پر اندوه مردانی از این دست که نخواستند برده و رمه باشند و چون من بار این شکنجه ی تدریجی را به جان نخریدند و به پشتوانه ی آگاهی و مطالعه و اندیشه شان به قصد ایجاد و اثبات پایدارترین اصل هستی یعنی تغییر در نتیجه ی تضاد به پا خواستند و مبارزه کردند ولی در سیاست کثیف ترین روش ها و رفتارها را می بینی ! قدرتمند برای حفظ قدرت دست به هر حربه ای می زند . به هر تهمتی ! به هر دروغ و سانسور و خفقانی ! به هر فشار و شکنجه ی روحی و روانی حتی به مادرت ! به زنت ! سنجش توازن قوا در عرصه ی اقتصادی ، سیاسی ، نظامی چه نومیدی رنجباری را به تنم می نشاند ! و تلخ تر از همه جامعه ای که حکایت آن کدخدا و دانشمندند و قضاوت شان حول اثبات حقانیت عاقل و دانایی که اسم مار را بر تخته نوشت و کدخدای نادان و همرنگ و همسنگ جامعه ای که شکل مار را کشید !! چه درد مکرری ست نگریستن به جامعه ای که تنها اعتراضش در آن داستان نمادین معروف به افزایش تعداد دیگ ها و ملاقه ها برای هر چه سریعتر خوردن گه صبحگاهی !! و رسیدن به سر کار و بنده گی و برده گی ست آن هم تازه در قالب خواهش و استغاثه ! انسان زنده و پاک و آزاده را جلوی چشمشان می برند شکنجه می کنند می کشند دم نمی زند ، توجیه می کند و حتی سنگ و شلاقی نیز می زند و شب بر توهم و خیال شیرین و ایده آل و مخدر حسین می گرید و یقه می درد و ... !

 

جامعه ام را می بینی رها ؟ می بینید رفقا؟ جامعه ای که برای توهم آرام بخش حسین در ۱۵۰۰ سال پیش مشت بر سینه و قمه بر سر می کوبد و با چنین هیجان و خروش کاذب احمقانه ای نه تنها حقارت هایش را تخلیه می کند که سرمای تحمل ناپذیر ناشی از قطع گاز را جبران می کند درست در همان لحظه ای که فرزندش از شدت سرما و دندان های کیپ شده اش و البته از ترس تعرض به ساحت پدری دیگر از هزاران پدر حکمران و مسلط در زندگی مان ! سر کلاس درس نمی تواند به معلمش که با افتخار گلوی خشکش را پاره می کند که ایران !! این مرز پر گهر ! دومین کشور گاز خیز جهان است بگوید که پس چرا من می لرزم ؟ چرا پس قطره ای آب گرم برای حمام کردن نداریم ؟ آه امان از تقدیر باوری !! امان از این همه مسکن و مخدر ! روحی و جسمی ! برای این جامعه از چه اصول و ارزش هایی می توان حرف زد ؟ به کجا رفتم ؟! می خواستم تنها خبر پایین را منعکس کنم که این شد !

 

و چه شعریست این پیغام که همه جا حرف برای گفتن دارد . چه به جا و زیبا و گویاست ...

 

 

 

Saturday, January 12, 2008

گزارشی از اقدام مسعود کریمی زاده(برادر بهروز) به خودکشی

 

ماشین آتش نشانی، آمبولانس، پلیس کلانتری 148 ضرباهنگِ خبر دهشتناکی را در اذهان درپی دارد.چهره‌ی متوحش خانواده‌ی گرایلو در آستانه‌ی در‌ِ منزل بهروز کریمی زاده ضرباهنگِ دوم است. سپس مینا(همسر روزبه صف شکن) درحال صحبت با بهزاد کریمی زاده(برادربهروز) ضرباهنگ سوم. راه پله‌ها مالامال از جمعیت ، مامورین آتش نشانی، نیروی انتظامی،اورژانس و همسایه ها، آخرین ضرباهنگ برای آن که تو را از پای در آرد.

صدایِ بلندی از داخل خانه می آید که می گوید: "بی خود نگران نباش به زودی آزاد می شود، شکنجه نمی شود، تو نباید به خودت آسیب برسانی." پس از مدتی درِ منزل باز می شود و چشمانِ بی فروغ مسعود کریمی زاده اولین چیزی است که به چشم می آید درحالی که کشان کشان توسط دو مأمور اورژانس از پله‌ها عبورداده می شود تا به داخل آمبولانس منتقل شود.

بهزاد تعریف می کند که مسعود دیشب خوابِ بهروز را درحال شکنجه شدن دیده. صبح متوحش از خواب برخواسته و درعملی غیر مترقبه همه افرادِ خانواده را غافلگیر کرده، با تعدادی قرص خودکشی کرده.

آمبولانس در حال حرکت از جلوی درِ منزل است که مادرِ بهروز با چشمانی خیس از اشک‌ دوان دوان آن را دنبال می کند و به سعید(برادر بزرگترِ بهروز) مدارک مسعود را می دهد. پس از ترک آمبولانس از ما دعوت می کند که برای استراحتِ کوتاهی به منزلشان برویم. با روی گشاده و دستانی لرزان از فشاری که از صبح تا آن لحظه بَراو گذشته مشغول پذیرایی می شود. دوستانه برایمان از آخرین تماسِ بهروز می گوید و دیگر طاقتش تمام می شود و کلمات را مقطّع و توأم با گریه ادا می کند.

مادر می گوید: "اول بازجوش باهام صحبت کرد، گفت: حاج خانم می خواستیم ببریم بندازیم‌اش توی جاش، گفتیم قبلش با شما صحبتی بکنه.(هق هق گریه‌اش آن چنان شدید شد که کلامش قطع شد) آخه چرا این طوری در مورد اون صحبت می کنند."

بعد هم که گوشی را دادند به بهروز، اون گفت: "مامان تنها نگرانی‌ام تو و بهزاد هستین. مواظبِ خودتون باشین. من کارم تا آخر ماه طول می کشه و بعد از اون تکلیفم روشن می شه. تو نگران نباش."

مادر ادامه می داد: "رشته های زندگیمون داره ازهم پاره می شه. به همه مون آسیب زدند. ولی نمی ذاریم بیشتر ازاین اونارو نگه دارن، باید بیاریمشون بیرون. اونا که نمی خوان آزادشون کنند. خودمون می یاریمشون بیرون یا اگرخواستن ما را خفه کنن ما را باید ببرن پیششون اون تو. در هر حال ساکت نمی شینیم."

پس از مدتی به اتفاق مادر رهسپار بیمارستان لقمان شدیم تا از احوال مسعود با خبر شویم. خوشبختانه گفتند خطر رفع شده و داروهای لازم بهش داده شده و بستری‌اش کردند.

قرارهای فردا را برای پی گیری ِ کارِ بچه های دربند گذاشتیم و آن جا را ترک کردیم.

 

کمیته پی جویی آزادی دانشجویان در بند

 

 

لیست دانشجویان در بند

۱-آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)

۲-انوشه آزادبر(دانشگاه تهران)

۳-ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)

۴-مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)

۵-نادراحسنی(دانشگاه مازندران)

۶-سعید حبیبی(عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)

۷-بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)

۸-کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع٬ دانشگاه صنعتی شریف)

۹-نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه)

۱۰-علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)

۱۱-محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)

۱۲-روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)

۱۳-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)

۱۴-یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)

۱۵-سعید آقام علی (دانشگاه یزد)

۱۶-علی کلائی (دانشگاه آزاد واحد شهریار)

۱۷-امیر مهرزاد

۱۸-هادی سالاری (دانشگاه رجایی)

۱۹-فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)

۲۰-امیر آقایی (دانشگاه رجایی)

۲۱-میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)

۲۲-سروش هاشم پور(دانشجو اهواز به نقل از+)

۲۳-فرشاد دوستی پور

۲۴-سهراب کریمی

۲۵-جواد علی زاده

۲۶-محمدصالح ایومن

۲۷-مهدی اللهیاری (کارشناسی ارشد٬ دانشگاه صنعتی شریف)

۲۸-بهرام شجاعی (مهندسی شیمی٬ دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب)

۲۹-سعید آقاخانی

۳۰-مجید اشرف نژاد ( دانشجوی  رجایی)

۳۱-پیمان پیران (به نقل از +)

 


 
19 دی 1386
چگونه الله با صفات خود نفی می شود

قبل از هر چیز این کلیپ زیبا رو ببینید و سرود زیبای ...

خبر خودکشی توسط عابد بی اعتبار خوانده شد ولی دیگر رفقا تأیید کرده اند . اخبار و مصاحبه ها رو از این سایت نیز می توانید بشنوید که مصاحبه ی عابد خیلی جالبه . حتماْ بشنوید. و اخبار دیگر رو از آوای دانشگاه و آزادی - برابری بخونید .

این متن رو هم از سایت افشا گرفتم . جالبه !

صفات عدیده ای برای الله در نظر گرفته شده است که یکایک آنها می تواند نفی کننده الله باشد. برای نمونه به چند نمونه در اینجا اشاره می کنم .

الله خالق است :

ابتدا به این می اندیشیم که الله کی خالق شد؟ قبل از اینکه خالق بشود چه بود؟ اگر الله پس از خلق جهان خالق شد بنابراین زمانی بوده که خالق نبوده است. بنابر این از اللهیی که خالق نبوده به اللهیی که خالق شده تغییر یافته است بنا بر این چیزی که در ماهیت خود دچار تغییر می شود شایسته مقام اللهیی نیست .

الله دنیا را از چه خلق کرده است؟ اگر می گویید الله یکباره دنیا را از هیچ خلق کرد(در حالی که نبود) چگونه نیستی منشا هستی شده. آیا زمانی بوده که نیستی با هستی برابر بوده است؟آیا جمع شدن دو چیز متضاد در آن واحد امکان پذیر است؟

الله مکار است :

یکی از صفاتی که در تازینامه از آن برای الله نام برده شده است صفت مکار است.آیه 30 سوره انفال می گوید" ای رسول ما به یاد آر وقتی را که کافران با تو مکر کردند تا تو را از مقصد خود که تبلیغ دین الله ست بازدارند یا به قتل رسانند یا از شهر خود بیرون کنند. اگر آنها با تو مکر کردند الله هم با آنها مکر می کند و الله بهتر از هر کس مکر تواند کرد "

مکر و حیله در چه موقعی به کار میرود؟در زمانیکه کسی نسبت به استراتژی و تاکتیک های رقیب خود را ضعیف ببیند بنابر این برای غلبه بر حریف دست به حیله میزند. بنا براین مکر و حیله ای که در تازینامه به الله نسبت داده شده است با توانایی الله سر ناسازگاری دارد.و الله را در سطح یک موجود حقه باز که از طریق فریب و نیرنگ کارهای خود را پیش می برد پایین می آورد

الله کامل است :

هر چیز کاملی از تعدادی جزٍ تشکیل شده است. باید یک چیز کامل تری وجود داشته باشد که این اجزا را به هم متصل کند ویک چیز کامل بوجود آورد. آیا تصور یک کل بدون اجزا امکان پذیر است؟ آیا می شود کلی را متصور کرد که اجزا نداشته باشد؟ بنابر این تصور اینکه چیزی کامل باشد و کامل تر از او چیزی وجود نداشته باشد کاملا غیر منطقی است .

وقتی به یک تابلو نگاه می کنیم هر چقدر نقاش آن تابلو ماهرتر باشد تابلو زیباتر و کامل تر به نظر می آید. اگر الله کامل است دنیا که نماینده تابلوی هنری اوست باید کامل باشد. اما دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دنیای کاملی نیست . نواقص و زشتیهای زیادی در این دنیا وجود دارد که ما را متوجه کم هنری این خالق می کند .

در کتابهای معارف اسلامی برای اینکه الله را به ما بشناسانند می گفتند با دیدن یک چهره زیبا به هنرمندی الله پی می بریم. چه کسی جرئت می کرد بگوید پس هر گاه یک چهره زشت می بینیم به بی هنری خالقش پی می بریم. وجود سیل ، زلزله ، ناتوانیهای جسمی انسان(مثلا کم بودن تعداد مخروطهای رنگی در چشم، )اینها از نواقص طبیعت نیست؟

آیا آنهایی که شیطان را موجودی واقعی که دستپرورده اوست می دانند با خود نمی اندیشند که چگونه دست پرورده الله که برای سالها عابد بوده به یکباره از مسیر الله خارج می شود .وجود شیطان دلیل بر عدم مهارت الله در خلق موحودات نیست؟

خشم و مهربانی الله :

خدایی که تحت تاثیر افعال بندگان خویش قرار می گیرد و همراه با عملکرد آنها از خود واکنش نشان می دهد لایق صفت خدایی نیست .

داستان قوم لوط و ثمود و عاد و بنی اسرائیل که در تازینامه ذکر شده همگی نشانگر خشم الله و تاثیر پذیرفتن از افعال انسانی است. بعضی در توجیه مهربانی الله می گویند مهربانی الله همانند مهربانی انسان نیست که تحت تاثیر احساسات درونی قرار بگیرد . بلکه منظور از مهربانی الله لطف بی دریغ اوست که شامل همه بندگانش می شود. در صورتی که این گفتار با بیشتر آیاتی که در تازینامه آمده و لطف و رحمت الله را شامل قشری خاص از مردم می کند تضاد دارد . مثلا برای نمونه به آیه 73 سوره آل عمران توجه کنید :

" ... بگو ای پیغمبر فضل و رحمت به دست اللهست به هر که خواهد عطا کند. و الله را رحمتی بی انتهاست. و به همه امور عالم داناست .

یا به آیه 47 سوره ماده گوساله(بقره) توجه کنید

ای بنی اسرائیل یاد کنید از نعمتهایی که به شما هدیه کردم و شما را بر عالمیان برتری دادم

به این آیه که در مورد خشم الله ست توجه کنید تا کسی نگوید خشم الله از نوع خشم بشری نیست

آیه 7 سوره ماده گوساله(بقره) می گوید " قهر الله مهر بر دلها و پرده بر گوشها و چشمهای ایشان نهاد که فهم حقایق الهی را نمی کنند و ایشان را در قیامت عذابی سخت است ".

آیه 15 سوره ماده گوساله(بقره) می گوید " الله آنها را استهزا کند و در گمراهی فرو گذارد که حیران و سرگردان باشند . "

خدایی که بندگان خود را مسخره می کند چگونه می توان مدعی شد که خشم و مهر او با خشم و مهر بشری متفاوت است .

الله نامحدود است :

آیا کسی می تواند عددی مثال بزند که نتوان عدد یک را به آن اضافه کرد؟ آیا عددی وجود دارد که بتوان گفت بزرگتر از آن عددی وجود ندارد. همانطور که تصور ∞ امکان پذیر نیست و اصلا چنین عددی وجود ندارد تصور نامحدودی الله نیز همانند تصور عدد ∞ می باشد .

الله بخشاینده است :

اگر بخشندگی الله به معنی روزی عطا کردن است که باید دید چگونه میلیونها انسان گرسنه در این کره خاکی بسر می برند و بخشندگی الله شامل حال آنها نشده است؟

اگر بخشایشگر است به این معنی که توبه پذیر است باز هم به این مفهوم است که تحت تاثیر افعال انسانی قرار گرفته است .

الله تواناست :

آیا الله می تواند مربعی خلق کند که چهار گوش نباشد؟ یا سنگی بیافریند که خودش هم نتواند آن را بلند کند؟

اگر در جواب می گویید الله اراده اش فقط به چیز های منطقی تعلق می گیرد پس چگونه خود به چیز های غیر منطقی مثلا عمر نوح 950 سال ،یاعمر امام زمان که 1400 سال تا حالا گذشته ، یا حرف زدن هد هد با سلیمان باور دارید؟یا از همه عجیب تر به معجزه شق القمر یا مار شدن عصای موسی ایمان دارید؟

اگر الله از هر توانایی تواناتر بود حرف او بیشتر از شیطان بر آدم و حوا اثر می گذاشت.چرا اثر حرف شیطان بیشتر از اثر حرف الله بود؟

الله عالم است :

آیه 155 سوره ماده گوساله(بقره) می گوید: و البته شما را به سختیها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم .

اگر الله از همه چیز آگاه است آزمایش برای چیست؟ آن هم آزمایشی که قبل از آن به فرد مورد آزمایش در مورد چگونگی آزمایش ، زمان آزمایش و مکان آزمایش هیچ اطلاعی داده نشده است.و چه بسا که آن آزمایش از توان فرد آزمایش شونده خارج باشد.این الله که از نتیجه آزمایش اطلاع کامل دارد بنده خود را در صورت سر بلند بیرون نیامدن از امتحان راهی جهنم می کند .

ناسخ و منسوخهای تازینامه یکی دیگر از دلایلی است که ثابت می کند علم الله کامل نیست .

آیه 106 سوره ماده گوساله(بقره) می گوید " هر چه از آیات تازینامه را نسخ کنیم یا حکم آن را متروک سازیم بهتر از آن یا مانند آن بیاوریم .."

آیه 187 سوره ماده گوساله(بقره) که در آن الله در حکم خود در مورد مباشرت مردان با زنان خود در ماه های رمضان تجدید نظر می کند دلیل دیگری بر کامل نبودن علم الله ست .

قصه طوفان نوح که بیانگر پشیمان شدن الله از خلقت آدم است خود دلیل دیگری بر کامل نبودن علم الله ست

اینها تنها نمونه هایی از صفاتی هستند که برای الله برشمرده شده است.من فکر می کنم دنیای ما بدون الله بسیار زیبا تر است .

چون کسی را مسبب بدبختیهایمان نمی دانیم. اگر قرار است برای رفع بیچارگیهایمان کاری بکنیم به خودمان تکیه می کنیم نه به یک نیروی مرموز غیبی که یاران خود را تصادفی انتخاب می کند.


 
16 دی 1386
یاران در بند ...

بر اثر شدت شکنجه یک دانشجو در زندان اوین دست به خودکشی زد

 

گزارش "آوای دانشگاه"از 1 ماه مبارزه برای آزادی دانشجویان در بند

 

دارم از شدت عصبانیت و خشم سرکوفته ی درونم دیوانه میشم .. تو این شرایط و با این افاضات گه هر بار ! و وقیحانه ی رهبر در یزد و دیدن این جماعت ابله ِ کور  ِ برده ی فرومایه!  که حال آدمو بهم می زنن و دیدن و شنیدن دروغ های همیشگی و تکراری و جریانات نزدیک انتخابات و شعارها و دم زدن از عدالت اسلامی و آزادی و ... و پذیرش مردم ، خوندن چنین خبری اون هم در مورد بهترین رفقا و ارزشمندترین و پاک ترین و شریف ترین انسانهایی که به عمرت دیدی معلومه که چه حس و حالی ایجاد می کنه ! ننگ و مرگ بر جمهوری اسلامی و جماعت اخته و برده و دنباله رویی که اکثریت شون باعث تثبیت وضع موجوده ...

 


 
10 دی 1386
عذرخواهی بابت نداشتن حافظه ی تاریخی !

اومدم برای یک پوزش ... اشتباهی رو که همیشه سعی می کردم این اواخر مرتکب نشم رو از روی یک غلیان احساسات که البته در کل و ماهیتش قبولش دارم مرتکب شدم . ترور و گرفتن جان هر انسانی ( که این هر چه بحث و جدل هایی که ایجاد نکرده و نمی کند!!) به نظرم قابل قبول نیست و جای مکث و فکر دارد . آن هم از روی تضاد و اختلاف عقیده و مرام و سیاسی بازی که خب در بین بنیادگراها و اصول گرایان بسیار رایج است! البته مسأله عمیق تر از اینها نشان می دهد . متنی را در وبلاگ رفیق خوش اندیش و عزیزم نینا خواندم که در پایین متن قرار می دهم و در همین راستا عرض می کنم خیلی از موضع گیری های آن متن قبلی در مورد شخصیت بوتو و راه و هدف و خیلی از مسایل پیچیده ی سیاسی را نه تأیید و نه آنچنان رد می کنم و به مانند این مدت طولانی اخیر تنها نظاره گرم و مطالعه می کنم . موضع گیری و دفاع منجر به گسترش یک رفتار یا مکتب یا اثری می شود که به همین دلیل حداقل نیازمند بررسی و مطالعات عمیق در چند و چون و مسایل پشت پرده ی یک اتفاق می باشد . از خوانندگان عذرخواهی و از نینای عزیز و اندیشه ی همیشه بنیان بر افکن و بی تعارف و ریشه نگر چپش سپاسگذارم . نبود حافظه ی تاریخی و عدم تشخیص درست جایگاهها و خاستگاه ها و عدم توان تفکیک سطح و رویه ی گفتار و عمل با اندیشه و هدف و انگیزه ، مسأله ی فاجعه آفرینی ست که بسیار هم رایج است متأسفانه . و اما متن :

این اولین بار نیست که دست نشاندگان به شورش بر علیه اربابانشان اقدام میکنند که ارتجاع وحشى بنیادگرا در پاکستان عملا ساخته و پرداخته سازمانهاى اطلاعاتى آمریکا بود. بى نظیر بوتو در حالى امروز توسط همان ارتجاع به قتل میرسد که بیش از هشت سال حامى سرسخت آنان بوده و در دو دوره نخست وزیرى اش مهمترین عامل حمایت و رشد القاعده و طالبان در پاکستان بود. اما هم او و هم آمریکاییان هرگز گمان نمیکردند که روزى دسپرورده هایشان اینچنین در به جنگ با آنها در بیاییند..... بى نظیر بوتو هرگز نه به دمکراسى باور داشت و نه هیچگاه مدافع محرومین و زحمتکشان بود. کمااینکه میبینیم حزبش هم مانند مخوف ترین فرقه هاى سیاسى جهان ، بصورت موروثى اداره میشود... از یاد نبریم که هیچ تشکل، حزب و گروهى که داراى رهبران مادام العمر باشد و یا توسط یک خانوده اداره شده و رهبرى در آن موروثى باشد ، نه تنها مترقى نیست، بلکه مدلى از گروه هاى خطرناکى است که یک روزى فاجعه به بار خواهد آورد.


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 36247


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها