دیالنفی
  
 تضاد و تغییر تنها اصل پایدار هستی
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
بایگانی
موضوع بندی
 
30 آبان 1386
خدا مرده است و انسان آزاد است

لودویک فوئرباخ اندیشمند آلمانی بر حسب آرزوی بی پایان قلب بشر به تعریف و تبیین مفهوم خداوند پرداخت. او گفت: ((خدایی وجود ندارد. خداوند به عنوان یک واقعیت عینی وجود ندارد. خدا فقط یک آرزو است. انسان می خواهد قادر مطلق شود؛ همه جا حاضر و دانای مطلق باشد؛ او میخواهد قادر مطلق بشود؛ همه جا حاضر و دانای مطلق باشد؛ او می خواهد خدا باشد ؛ این نیاز انسان است؛ نیاز بینهایت شدن؛ نیاز جاودانه شدن؛ نیاز به قدرت مطلق رسیدن.))

کارل مارکس خدا را یک تلاش ایدئولوژیک برای گریز از واقعیت عینی دانست. مارکس میگفت که مردم گرفتار فقر و رنج و بدبختی به رویایی نیاز دارند که بتوانند به آنها امید بدهد. مردم با انواع ناامیدیها در فقر و بیچارگی مطلق به سر میبرد؛ به طوری که نمی توانند بدون این رویا آینده ای را برای خود متصور باشند؛ آنها قادر به تحمل این واقعیت غیرقابل تحمل نیستند. پس خدا تریاک است.
دین افیون توده هاست. دین یک داروست. دین به انسان کمک میکند و به او دلداری میدهد. پس دین یک نوع مسکن است. انسان درد زیادی میکشد و نسبت به یک مسکن درد احساس نیاز میکند- چیزی که امروز نیز مصداق عینی دارد- امروز بشر با نگون بختی دست به گریبان است؛ اما فردایی از راه میرسد که همه چی در آن رو به راه میشود.
مارکس میگوید که چرا برکت عیسی اینگونه اهمیت پیدا کرده است: فقرا انسانهای محترمی هستند. چرا؟ چرا چون آنها وارثان ثروت خدا هستند. عیسی میگوید: ( کسانی که اینجا آخرینند و آنجا اولینند) پس به این ترتیب انسان فقیر احساس شادی میکند و فقرش را از یاد میبرد. عیسی برای این داروهای محرک معناهای متفاوتی را در نظر دارد اما مارکس فکر میکند که اینها صرفا دارو هستند.
مارکس خیلی منطقی به مساله نگاه میکند. وقتی مردم در بدبختی هستند آنها فقط یک راه برای تحمل آن دارند؛ اینکه بتوانند آینده ی بهتری را در ذهن بپرورانند.
شما زن زیبا ندارید؟ نگران نباشید در بهشت هر تعداد زن که بخواهید وجود دارد- هر کسی میتواند تعداد زیادی از آنها را داشته باشد-شما میتوانید در آنجا با زیباترین زنان همبستر شوید. آنها اینقدر زیبا هستند که هیچوقت پیر نمیشوند و همیشه در سن شانزده سالگی میمانند. این چیزها رویای مردان است.
شما در روی زمین نمیتوانید به الکل دست پیدا کنید؟ یا حتی اگر بتوانید، سخت است یا گران است و یا در راه تهیه آن هزار و یک مسئله وجود دارد.
اما در فردوس جویبارهای شراب و الکل در آن جاریست...
مارکس میگوید که مذهب نتها یک فریب است. فریبی برای استثمار مردم؛ فریبی برای نگه داشتن آنها زیر سلطه؛ فریبی است تا آنها نتوانند شورش کنند. مارکس ضربه ای سخت بر باورهای کهنه وارد کرد.

فریدریش نیچه ضربه ای دیگر را بر پیکر خداباوران وارد کرد. او گفت:
خدا چیزی جز ناتوانی اراده برای دوست داشتن نیست. وقتی انسان با جامعه پیر؛ فاسد؛ کودن و مردنی میشود؛ شروع به اندیشیدن به خدا میکند. چرا؟ چون مرگ کم کم دارد نزدیک میشود و انسان باید آن را بپذیرد. انسان در حال کناره گیری از زندگیست؛ زندگی دارد از دستهایش در میرود؛ و او هم نمیتواند کاری انجام دهد؛ انسان باید مرگ را بپذیرد. خدا حلقه ای برای پذیرش مرگ است و مرگ تنها از سوی کسانی که ضعیف و ناتوان شده اند پذیرفته میشود.
نیچه میگفت: ایده ی خدا از ذهن زنانه آمده است. او میگفت بودا و مسیح هر دو زن صفت هستند. آنها در حقیقت مذکر نیستند. آنها بسیار انعطاف پذیرند. بودا و مسیح کسانی هستند که شکست را پذیرفته اند.
آنها اصلا جنگ نمیکنند. آنها برای بقا نمیجنگند. وقتی آدم جنگ برای بقا را متوقف میکند مذهنی میشود. وقتی اراده برای رسیدن به قدرت کاری انجام ندهد؛ انسان از زندگی بیزار میشود و میمیرد و به خدا و کارهای مرتبط دیگر می اندیشد. خدا مخالف زندگیست. زندگی ارده برای به قدرت رسیدن است. زندگی مبارزه است؛ مبارزه ای دائمی. زندگی ستیز است و انسان بایددر این ستیز پیروز شود. ولی وقتی افراد ضعیف میشوند دیگر نمیتوانند به پیروزی برسند؛ ان ذهن شکست خورده به سمت مذهب حرکت میکند. پذیرش مذهب به معنای پذیرش شکست است.

فوئر باخ؛ مارکس؛ نیچه؛ این سه با هم فضایی را خلق کردند که در آن اعلان شد که (((خدا مرده است و انسان آزاد است))).


 
23 آبان 1386
زهرا - قربانی طرح امنیت اجتماعی

پزشکی‌قانونى وجود دو مورد کبودى را بر بدن پزشک جوانى که 21 مهرماه در بازداشتگاه ستاد امر به معروف و نهى از منکر همدان فوت کرد، تایید کرده است، بدین ترتیب پرونده شکایت خانواده وی، وارد مرحله جدیدى شده است.

<هنوز پرونده در مرحله مقدماتى و تحقیق است و ماموران نیروى انتظامى همدان در حال پیگیرى موضوع هستند. ما نیز در کنار دو وکیل پرونده، خانم‌ها شیرین عبادى و مهرنوش نجفى منتظر پایان تحقیقات و اعلا‌م نتیجه آن هستیم. با تکمیل تحقیقات ما شکایت خود در مورد مشکوک بودن مرگ زهرا در بازداشتگاه را پیگیرى خواهیم کرد.> این گفته‌هاى پدر مرحومه زهرا - ب است که هنوز پیراهن مشکى بر تن دارد و موقع بردن نام وى اشک می‌ریزد.

وى روز حادثه را چنین شرح می‌دهد: ساعت 30/11 دقیقه روز 21 مهرماه،شخصى با من تماس گرفت و بدون اینکه سلا‌م و علیکى بکند، گفت: آنجا کجاست؟ گفتم: شما از گوشى دختر من تماس گرفتید، حالا‌ از من می‌پرسید؟ گوشى دختر من دست شما چه می‌کند؟ او تصادف کرده؟ پاسخ داد: دختر شما را با فردى که از اراذل و اوباش است در پارک گرفته‌ایم. ایشان از اراذل و اوباش همدان است.گفتم: می‌شود با بچه‌ام حرف بزنم؟ گفت: امکان ندارد. ‌

طبق گفته‌هاى مهرنوش نجفى وکیل خانواده پزشک جوان، این تماس تلفنى پس از تحویل زهرا به اداره امر به معروف و نهى از منکر با پدر او گرفته شده است.

زهرا یک روز قبل در پارک بوعلى همدان بازداشت شده و 24 ساعت نخست را در اداره امنیت اخلا‌قى بازداشت بوده و 24 ساعت دوم به ستاد امر به معروف منتقل می‌شود، اداره امنیت اخلا‌قى بازداشتگاهى دارد و زنان و دخترانى که برایشان بازداشت موقت یا قرار تحت نظر صادر می‌شود به آنجا منتقل می‌شوند و زیرنظر نیروى انتظامى است.

برادرزهرا نیز در تکمیل سخنان پدرش می‌گوید: ساعت 45/8 دقیقه شب، زهرا با من تماس گرفت. صدا قطع و وصل می‌شد. احوال‌پرسى کردیم. از او پرسیدم که راست است او را با پسرى در همدان گرفته‌اند؟ گفت: بله، کمابیش در جریان ارتباط او بودم. براى همین پرس‌وجوى بیشترى نکردم. از او پرسیدم: اذیتت نکرده‌اند؟ گفت: نه، کسى بالا‌ى سرم ایستاده و باید بروم و تماس را قطع کرد. او در برابر این پرسش که آیا بازداشت زهرا مساله‌اى ناموسى در خانواده او تلقى می‌شده یا خیر می‌گوید: بروید از آن پسر بپرسید که وقتى او را دیدم چه کردم؟ آیا با او دست دادم یا توى گوشش زدم؟ زهرا دختر بالغ و رشیدى بود که می‌توانست براى زندگى خودش تصمیم بگیرد. پدرم نیز همین احترام را براى او و تصمیماتش قائل بود. او که خود فارغالتحصیل دانشگاه پلی‌تکنیک تهران است، هرگونه برخورد خشونت‌آمیز با زهرا در مورد بازداشتش را رد کرد.

<به ما عکس یک صندلى را نشان دادند که جاى دو پا مثل یک مهر بر آن ثبت شده بود. گفتند این صندلی‌اى است که زهرا روى آن رفت و خودش را دار زد و عکس پارچه باریکى را نشان دادند که زهراى 80 کیلویى با 170 سانت قد، خود را از آن آویخته بود. من اصلا‌ نمی‌دانم که آیا زهرا توان آن را داشت که گره‌اى بزند که بتواند وزن خودش را تاب بیاورد؟> اینها را پدر زهرا می‌گوید و اشک می‌ریزد. مادر زهرا که در حال حاضر تحت نظر پزشک است، هیچ نمی‌گوید و فقط هق‌هق گریه‌اش اتاق کوچک زهرا را پر می‌کند. اتاقى کوچک در کوچه‌اى باریک که جوى آبى از میان آن می‌گذرد، در یکى از محلا‌ت اصیل جنوب تهران.

پزشکی‌قانونى همدان در گزارش خود، وجود دو کبودى را بر بدن زهرا تایید کرده است. یک کبودى در قسمت یک‌سوم فوقانى ران پاى راست و دیگرى کبودى در قسمت جلوى ساق پاى چپ. علت مرگ فشار بر عناصر حیاتى گردن توسط جسم رشته مانند و قابل انعطاف و عوارض ناشى از آن تعیین شده است. ساعت معاینه جسد 9 صبح روز یک شنبه 22 مهرماه و زمان فوت ساعت 9 شب شنبه 21 مهرماه تعیین شده است. ‌

مادر زهرا می‌گوید: دخترم تیزهوش بود. او از سال اول راهنمایى به مدرسه تیزهوشان می‌رفت. اولین سالى که کنکور شرکت کرد، با رتبه 21 وارد دانشگاه تهران شد. او می‌خواست خود را براى امتحان تخصصى آماده کند.

دوست داشت اورولوژیست شود. سال پیش درسش را تمام کرد و براى گذراندن طرح به همدان رفت. اما چند ماه قبل محل کار خود را تغییر داد. او به روستاى سس از توابه قروه کردستان رفته بود. روزى که براى جمع کردن وسایلش به روستا رفتم، همه زنان ده جمع شده بودند و برایش عزادارى می‌کردند. دخترم عزیز همه بود


 
19 آبان 1386
رابطه ی دعا با راست شدن آلت !!

عجب !!

با درود فراوان خدمت جناب آقای مهندس بهرام مشیری :

اینجانب پزشک هستم و در شهر قم مدت پانزده سال به طبابت مشغول هستم.
همیشه از برنامه های جهالت ستیز شما استفاده می کنم و لذت می برم . نظر
کوچکی در باره برنامه های شما داشتم اگر برای ایرانیان ( بخصوص داخل ) هر
هفته یک کتاب مفید( اینترنتی با آدرس ) معرفی کنید و در هر جلسه نیز نظر
یک نفر را که از طریق پست الکترونیک در باره کتاب مزبور بخوانید ؛ بسیار
مفید می دانم ،چرا که اولا مردم تشویق به کتاب خواندن می شوند و آنهایی که
کتاب خوان هستند می فهمند چه کتابی را بخوانند . کتابهایی مثل مکتوبات
آخوند زاده ، سه مکتوب میرزا آقا خان کرمانی، تحقیقی در دین یهود مهندس
آشتیانی، فارسی شکر است جمال زاده ، سینوهه پزشک فرعون ،کتاب 23 سال ،
کتاب حلیه المتقین علامه! مجلسی ( که خواندن آن برای شیعیان ضروری است)،
برخی سوره های قرآن نظیر صافات و واقعه، قسمت هایی از شاهنامه، و
کتابهای روشنفکران جدید ( نسل چهارم نظیر خودتان ، شجاع الدین شفا
و .. ) همچنین می توانید سوالهایی از مردم در باره طرز تفکر بزرگانی
مانند رازی ،حافظ و خیام، بوعلی سینا ، ابن مقفع و ... ( چرا که ملایان
این افراد را نیز به تقلب به خدمت گرفته اند ) داشته باشید و برخی
پاسخ های غلط و درست را بخوانید و نظر خود را با ذکر سند بدهید و .... .

امروز موردی در مطب اینجانب پیش آمد که برای مزاح شما جالب می بینم :

دو خانم پوشیده در چادر و یک مرد جوان و با ظاهر متدین، برای ویزیت وارد
مطب من شدند . طبق معمول حدس زدم باید خانم جوان بیمار باشد و بقیه
همراهی او باشند از او خواستم برای ویزیت روی صندلی بیمار بنشیند ولی
هیچکدام حاضر به نشستن نبودند و در حالیکه ایستاده بودند با گونه های بر
افروخته و شرمگین این پا و آن پا می کردند. پرسیدم مشکل چیست ؟ سر انجام
خانم میانسال من من کنان گفت که این دو نفر هشت ماه است که عروسی کرده
اند ولی هنوز عروسی نکرده اند! گفتم نفهمیدم مشکل شما چیست واضحتر
بگویید .خانم با شرمندگی بیشتر گفت اینها هنوز نتوانسته اند عروسی کنند و
حالا نمی دانیم چکار کنیم . البته سخنان خود چنان تکه پاره گفت که من
برداشت اشتباه کردم و گفتم منظور شما این است که هنوز عروسی نکرده اند
خانم حامله شده اند و حالا به مشکل خورده اید . ولی سرانجام فهمیدم این دو
نفر هشت ماه است که به خانه خود رفته اند ولی هنوز نزدیکی موفق نداشته
ند. گفتم فکر می کنید مشکل از کیست؟ مرد با خجالت گفت به نظرم مشکل از
من است ولی زنم هم تقصیر کار است!؟. از دو زن همراهی خواستم از اتاق
بیرون روند و از مرد خواستم که بنشیند.
به او گفتم پسرم تو اگر مشکلی داری چرا تنها نمی آیی و مشکلات خود را با
زنان می گویی نمی دانی دیگر همه از راز تو مطلع شده اند و مضحکه آنان می
شوی ؟ گفت آن خانم میانسال عمه من است ! و تقریبا همه اقوام از مشکل من
خبر دارند . پس از صحبت فهمیدم آلت او خوب قوام ندارد و لذا قادر به
دخول و پاره کردن بکارت عروس خانم نمی باشد بنابر این در مجلس پاتخت
نتوانسته بود دستمال خونی مربوطه را برای حضار بفرستد، حتی تکرار مجلس
مزبور و دعوت های مجدد از خانم باجی ها بی نتیجه بوده است . ( این رسم
سنتی سبب ایجاد اضطراب در برخی مردان وعدم توانایی جماع می شود ،
متاسفانه در این مورد آبروریزیهای ناشی از تکرار مجلس کلا مرد را ناتوان
کرده بود ).

او در ادامه گفت : وقتی مشکل نعوذ ضعیف را خانم من با مادرش در میان
گذاشته بود مادر او توصیه کرد ما نزد یک شیخ قدیمی و دعا نویس برویم تا
مشکل ما را حل کند . من با اکراه پیش او رفتم او علت را پیچیده دانست و
گفت دشمنانت تو را طلسم کرده اند و اجنه نیز مزاحم تو در این کار می
شوند . از من مبالغی(؟) پول گرفت و دعایی داد که در زیر دوشک خواب
بگذاریم تا اجنه را موقع نزدیکی دور کند، کمی نیز دعا مخصوص داد که در
آب حل کنیم و قبل از نزدیکی بخوریم و مقداری از آنرا بر روی آلت خود
بمالم . من تمام دستورات را انجام دادم ولی از آنروز بدتر شده ام و اصلا نمی
توانم کاری کنم فکر می کنم که به من دعای اشتباهی! داده اند.
با شوخی گفتم شاید دعاهای الکی از خود گفته است ، گفت نه او دعاهای
خود را از روی قرآن می گوید حتما دعای اشتباهی داده است . گفتم پسرم
آیات قرآن چه ربطی به بلند شدن یا نشدن کیر تو دارد این افکار خرافی
است . از نگاه او خواندم که در اعتقاد من به اسلام و به قول شما اسلام
عزیز شک کرده است و مرا چون کافران و جودان می نگرد لذا از ادامه بحث
منصرف شدم و فقط داروی موثری برای تقویت نعوذ وی نوشتم و گفتم با این
داروها موفق به انجام این کار خواهی شد ولی اگر با وجود نعوذ خوب باز هم
نتیجه ای نگرفتی بایستی بدانی پرده بکارت خانم شما ضخیم است و بهتر است نزد
متخصص زنان بروی تا پرده او را ببرد. او که سخت درگیر سنت های خرافی
اسلام عزیز و جهالت خود بود، گفت: نه من بایستی دستمال خونی را نشان دهم
وگرنه هم آبروی من می رود و هم بعدا به دختر تهمت می زنند که باکره نبوده
است . خواستم بگویم عزیزم تعداد زیادی از دختران پرده بکارت ارتجاعی
دارند و پارگی پرده تا موقع زایمان ایجاد نمی شود ولی از خیر آن گذشتم ،
می دانستم شاید مانند دیگر بیماران اگر خوب شود برای اعتبار خود خواهد
گفت حضرت معصومه! مرا شفا داده است.
انشاالله که خداوند و ائمه اطهار او را در این کار یاری دهند!

با تشکر دکتر داعی

 


 
14 آبان 1386
قوانین ، زمینه ساز خشونت جنسی علیه زنان

زنان ایران - نسرین افضلی
nasrinafzali@ yahoo.com
11/7/84


یکی از عوامل موثر بر نارضایتی زنان از زندگی زناشویی (و در نتیجه بر میزان طلاق) "عدم رضایت زنان از روابط جنسی" با همسر است. به اعتقاد بسیاری از روانشناسان علیرغم موارد متعدد و متنوعی که به عنوان دلایل طلاق مطرح می شود، نارضایتی جنسی یکی از عوامل عمده ای است که به علل مختلف مطرح نمی شود و پنهان نگاه داشته می شود. این امتناع و ابا، به خصوص از سوی زنان دیده می شود.

بیشتر تحقیقاتی که در ایران صورت گرفته ازدیدگاه روانشناسانه و روانکاوانه به این مساله پرداخته است، در حالیکه به عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر در این مشکل، به میزان کافی پرداخته نشده است.به این معنا که در مطالعه عوامل دخیل در این مساله مثل انحرافات جنسی، دانش ناکافی درباره روش صحیح ارضای نیاز جنسی،ناهماهنگی در روابط جنسی، عدم اعتماد جنسی زوجین به یکدیگر، سردمزاجی،نوع نگرش افراد به روابط جنسی ،عدم اعتماد به نفس جنسی و فیزیکی ( نارضایتی از اندام، اندام جنسی یا قدرت جنسی) و ... رویکرد روانشناسانه بیشتر مورد توجه و بحث قرار گرفته است .در واقع در این رویکرد با مساله نارضایتی زنان از روابط جنسی به عنوان یک مساله شخصی و خصوصی برخورد شده است .اما آیا این مسائل خصوصی اند یا عمومی؟

سی رایت میلز(C.Wright Mills ) در کتاب " تخیل جامعه شناسانه " درباره تفاوت میان " مشکلات شخصی" و " مسائل عمومی" می گوید:" مشکل(a trouble) ، موضوعی است که تنها یک فرد و چند تن آدم دور و بر او، یا محیط اجتماعی و فرهنگی کوچکی را در بر می گیرد" اما مسائل) issues) به موضوع هایی که از این محیط فردی و محلی فراتر می رود و سراسر ساختار جامعه را در بر می گیرد، مربوط است. او برای نشان دادن تفاوت بین این دو، مثال زیر را می آورد:
" زن و مرد در ازدواج ممکن است مشکلات شخصی داشته باشند{که منجر به طلاق شود}؛ اما وقتی میزان طلاق در چهار سال نخستین ازدواج از هر هزار مورد ، دویست و پنجاه مورد باشد، نشان دهنده یک مساله ساختاری است که با نهاد ازدواج و خانواده و سایر نهادهای وابسته ارتباط دارد".
این نکته در موضوع مورد بحث نیز صادق است. به این معنی که حتی زنی که با انگیزه درمان سردی جنسی یا نرسیدن به اوج لذت جنسی به روانپزشک یا سکسولوژیست مراجعه می کند، شاید از این حقیقت آگاه نباشد که باور به لزوم تمکین از تمایلات جنسی شوهر ( چه از سوی خود زن چه از سوی شوهر) یا فرضا فشار روانی که در اثر ازدواج مجدد همسر ( یا حتی تهدید به آن) در او ایجاد می شود و موارد دیگر از این دست ، منجر به اختلال در روابط جنسی او شده است وهمه اینها ( مستقیم و غیر مستقیم)، ناشی از باز بودن راه قانونی در برابر این مسائل است. (ر.ک منابع معرفی شده در انتهای متن)

جنبش آزادیخواهی زنان نیز از بدو پیدایش با مساله روابط جنسی ، به عنوان عاملی که تا حد بسیار زیادی زندگی زنان را تحت تاثیر قرار داده و می دهد؛ برخورد کرده و نظرات گوناگونی در این زمینه داده است. انگلس در کتاب "منشاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت" می گوید، تک همسری از آغاز تنها برای زنان بوده است و در حالیکه زنان از هم نشینی با سایر مردان پرهیز داده می شدند و برای هر گونه بی وفایی و پیمان شکنی به سختی تنبیه می شدند، برای مردان چنین محدودیتی وجود نداشت .
این رویه کم و بیش همچنان در بسیاری از جوامع ، به ویژه جوامع سنتی ادامه دارد. این امر از آنجا ناشی می شود که در دیدگاه نظام مردسالار، زن با پیمان ازدواج به تملک مرد درمی آید.جسمش مسوول لذت بخشیدن به مرد است وبارداری او و پرورش فرزندان در خدمت بقای نسل وبه وجود آمدن وارث برای مرد قرار می گیرد .لذت جنسی برای مرد تعریف شده و زن ،در این میان ، جز وسیله ای در خدمت مرد نیست و نیازهای جنسی او کتمان یا سرکوب می شود.

این نظام ( مردسالاری) در طول قرنها سلطه خود بر جوامع، سازوکارهای مناسب برای این سرکوب را به طرق مختلف، از جمله نسبت دادن این مناسبات به طبیعت بشریا تقدیرو خواست الهی، فراهم ساخته است. از این روست که گروهی از فمینیستها که سلطه جنسی مردان را عامل عقب نگاه داشته شدن زنان می دانند راهکار جدایی مطلق زن و مرد از یکدیگر و به عبارتی " استقلال جنسی " زنان را ارائه می دهند.اما گروهی دیگر در صددند با اصلاح نگرشهای رایج و نیز تغییر در برخی قوانین که منجر به "ستم جنسی" علیه زنان می شوند ؛ کفه های ترازوی روابط جنسی زن و شوهر را هم تراز نمایند.

یکی از نتایج عمده و امیدوار کننده در اینگونه اقدامات تصویب قانونی در جهت محکومیت "تجاوز شوهر به زن" است که اکنون در تعداد معدودی از کشورها اجرا می شود.
اما همچنان بسیاری از کنوانسیونها و معاهده نامه های بین المللی ؛ ستم و تجاوز جنسی را در حوزه عمومی و خارج از خانه محکوم می کنند ولی راهکار مناسبی برای خاتمه دادن به آن در حوزه خصوصی ارائه نداده اند. در مواد سی گانه کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان ،که دولت ایران هنوز بدان نپیوسته است،نیز به طور کلی به اصلاح قوانین تبعیض آمیز علیه زنان اشاره شده ،که حقوق جنسی برابررا نیز می توان از آن نتیجه گرفت.
قوانین ایران( قانون اساسی و قانون مدنی) نیز در موارد بسیاری، حقوق جنسی زنان را نادیده گرفته و زمینه نابرابری زن و مرد ،در روابط جنسی و در نتیجه نارضایتی جنسی زنان را فراهم ساخته است.این قوانین را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
الف- تعدادی از این قوانین به پیش از ازدواج مربوط می شود که عواقب خود را پس از ازدواج آشکار می کنند، از جمله:
1- پایین بودن سن بلوغ شرعی در دختران( در حال حاضر 13 سال تمام)
2- اینکه پدر یا جد پدری می تواند به شرط رعایت مصلحت دختر او را پیش از رسیدن به بلوغ به عقد مردی درآورد.
3- محدود کردن حوزه انتخاب همسر توسط خود دختر، با افزودن شرط اجازه پدر یا جد پدری در ازدواج.
4- مشروع شمردن و عدم مقابله قانونی با ازدواجهای اجباری دختران، که هنوز در بسیاری از مناطق ایران رواج دارد.

ب- بخشی دیگر شامل قوانینی است که در روابط زن و شوهر پس از ازدواج اعمال می شود.از جمله:
1- لزوم تمکین جنسی زن از شوهر و عواقب حقوقی و معیشتی که در صورت سر باز زدن از آن بر زن تحمیل می شود و در واقع به رسمیت شناختن تجاوز جنسی شوهر به زن
2- امکان چندهمسری برای مرد (دائم و موقت)
3- قوانین مربوط به عده( مدتی که پس از طلاق یا فوت شوهر ،زن حق ازدواج مجدد ندارد)
4- صیغه یا ازدواج موقت. زنانی که به عقد ازدواج موقت درمی آیند به دلیل شرایط خاص آن و شروطی که مرد می تواند تعیین کند، متحمل خشونت جنسی به مراتب بیشتری می شوند.
5- لحاظ نکردن نزدیکی مقعدی به عنوان یک نوع خشونت جنسی و پذیرش ضمنی آن به عنوان یک روش برای نزدیکی ( که از رویه صدور احکام قضایی استنباط می شود)
6- شرایط بسیار محدود برای زن به منظور طلاق یا فسخ عقد ازدواج در صورت وجود مشکلات جنسی در مرد یا بی توجهی او به نیازهای جنسی زن
7- قوانین مربوط به رجوع ،پس از طلاق . در طلاق رجعی ، در مدت عده ،مرد هر زمان که اراده کند می تواند به زن رجوع کند و زن مجبور است او را بپذیرد . عمل رجوع می تواند تا سه مرتبه تکرار شود و در این مدت ، زن حق ازدواج مجدد ندارد.

البته به این موارد می توان بارداری های اجباری را نیز افزود که زندگی جنسی زنان را تحت تاثیر قرار می دهد و زمینه آن به صورت بی توجهی به" حق زن بر بدن خود" در قوانین ما فراهم شده است.
اثرات نامطلوب قوانین دسته الف، بیشتر بر اقشار پایین جامعه و به خصوص بر دختران روستایی نمایان است اما دسته ب کم و بیش گریبانگیر زنان در تمام سطوح فارغ ازطبقه و شهری و روستایی بودن یا حتی میزان تحصیلات آنهاست.قوانینی که هیچ راه گریزی از آن نیست و تا هنگامیکه در این کشور زندگی می کنید نمی توانید علیه آن شکایت کنید یا مثل برخی موارد دیگر به صورت شروط ضمن عقد آن را مهار کنید؛ در حالیکه بسیاری از کشورهای اسلامی، قوانین خود را دربسیاری از این زمینه ها اصلاح کرده اند.

 
9 آبان 1386
گرفتاری امروز اسلام

این متن هم به ایمیلم آمده بود . بخوانید بد نیست ! حرکت ها و تغییرات و یافته هایی ناگزیر در سیر رو به زوال و شاید تغییر هر پدیده ای که انتظارش را داشته ام! زین پس بیشتر هم خواهد شد!

از متن کتاب:

 

"...... تا اندازه ای، جبر هویت بود که نمی گذاشت. می دانید چه می گویم. بیشتر ما مسلمانان، بر اثر فکر کردن مسلمان نشده ایم. مسلمانیم برای این که مسلمان زاده شده ایم. این "هویت" ماست."

".......چرا باید مرتکب این ریاکاری قرائت عربی بشوم، در حالی که نه به کارم می آید و نه احساسم را بر می انگیزد؟ چرا باید تصور کنیم که ترجمه انگلیسی قرآن، نص آن را "تحریف" می کند؟ یعنی اگر قرآن به همان صراحت است که مومنان می گویند، آموزه هایش نباید به آسانی به هزاران زبان ترجمه پذیر باشد؟ و سرانجام، در حالی که تنها بیست درصد مسلمانان دنیا عربند، چرا آنهایی که نتوانسته اند عربی را کامل بیاموزند داغ ننگ بخورند؟ بله، هشتاد درصد ما عرب نیستیم. مهربانانه می گویند: "اسلامت را بشناس". اسلام چه کسی را؟"

 

نام  کتاب "گرفتاری امروز اسلام"و یا "بیدارباشی برای صداقت و تغییر" است. نویسنده آن زنی است پاکستانی الاصل به نام ارشاد منجی که در کانادا زندگی میکند . او آنچنان راحت وبی پرده پرسش های خود را در رابطه با اسلام مطرح کرده است که دکتر خلیل محمد امام جماعت و استاد دانشگاه سن دیه گو پیشگفتار کتابش را نوشته است:

 

" بیایید یک واقعیت ساده را قبول کنیم: من باید از ارشاد منجی متنفر باشم. اگر مسلمان ها به حرفهای او گوش بدهند، دیگر به حرفهای آدم هایی مثل من – امام جماعتی که سال ها در یک دانشگاه سنتی اسلامی جا داشته – گوش نمی دهند.

او برتری مردسالارانه مرا تهدید می کند و چیزهایی در باره اسلام می گوید که من آرزو می کنم راست نبود. او از مرگ ترسی ندارد، مگر مرگی که ناشی از تعطیل کردن کار مغز باشد. او همجنس گراست، و آموزش هایی که من در مدرسه (دینی) دیده ام این عقیده را حتی در "دی ان ای" من جا داده که الله از مردان و زنان همجنس گرا بیزار است. من واقعا باید از این زن متنفر باشم.

اما وقتی به دلم رجوع می کنم و ذهنم را به کار می اندازم، به نتیجه مشوش کننده ای می رسم: ارشاد دارد حقیقت را می گوید. و خدای من به من فرمان می دهد پشتیبان حقیقت باشم – یعنی که باید از او پشتیبانی کنم.

اما دلیل آن که این پیشگفتار را می نویسم این نیست. دلیلش این است که باید برای ریاکاری ام کفاره بدهم."

 

بله ارشاد منجی یک هم جنسگرا نیز هست و از بیان آن هم واهمه ای ندارد :

 

" چطور ممکن است قرآن هم همجنس گرایی را محکوم کند و هم بگوید که الله "هرآنچه را که بیافریند، والا می گرداند"؟ همین قرآن می گوید: "اگر خداوند اراده می کرد، همه ی شما را مردمی یکسان می آفرید، اما او جز این اراده کرده است." منقدان من چگونه این واقعیت را توضیح می دهند که به گفته ی کتابی که بدقت از آن پیروی می کنند، خداوند گونه گونی شگفت انگیز جهان را به عمد آفریده است؟ پرسشی که همجنس گرایی را در برابر اسلام قرار می دهد، ایمان مرا به خوبی آزمود. اما تفکر بیشتر در این باره به من فهمانده است که گفتگوی سالم تنها در صورتی ممکن است که ما بیشتر از آن که به موضع خودمان اهمیت بدهیم، به موضع خداوند اهمیت بدهیم."

 

اوضمن شرح دادن زندگیش به مطالب وپرسشهایی  پرداخته است که هیچگاه تا به امروز پاسخی به آنها داده نشده است :

 

".......در باره ی زنی که در نیجریه مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود، آیه ی دیگری از قرآن مرا برآشفت. "زنان کشتزارهای شمایند. پس هر زمان که می خواهید به کشتزارهایتان درآیید. کار نیک کنید و از خداوند بترسید." چی؟ هر وقت خواستید وارد زن ها بشوید و تازه کار نیک هم بکنید؟ زنها شریک مردهایند یا بخشی از اموالشان؟ جمال بداوی، مفسر نامدار قرآن، پای می فشارد که زنان شریک مردانند. او به من اطمینان می دهد که این آیه "که از نظر جنسی روشنفکرانه است" دفاعی است از بوس و کنار پیش از آمیزش. وی می گوید زنان هم مثل کشتزار نیاز به ملاطفت عاشقانه دارند تا اسپرم را به انسان های واقعی تبدیل کنند. "بذر کشاورز بدون زمین حاصلخیزی که آن را بپروراند، بی ارزش است." بداوی از این توضیح مترقی خود، کاملا خرسند به نظر می رسد. اما او تنها به جمله ی "به کشتزارهایتان درآیید پرداخته. پس تکلیف "هر زمان که می خواهید" چه می شود؟ آیا این جمله به مردان قدرت نالازم نمی دهد؟ پرسش به جای خود باقی است: الله از کدام پارادیم پشتیبانی می کند – آدم و حوا به عنوان انسان هایی برابر، یا زن به عنوان کشتزاری که از روی هوس می توان شخمش زد (ببخشید، نوازشش کرد)؟ "

 

کتاب به اکثر زبان های رایج در جهان ترجمه شده ویکی از پرفروش ترین کتاب های این  دو سال اخیر در آمریکا و کانادا و اروپا بوده است  و برخلاف کتاب های سلمان رشدی، ترجمه خوبی به زبان فارسی از این کتاب در دست است . ولی شوربختانه نام مترجم آن مشخص نیست . کتاب در سایت رسمی نویسندهwww.muslim-refuseni k.com  به صورت زیپ موجود است ولی چنانچه مایل به داشتن این کتاب به صورت پ.د.اف هستید لطفا با من(tisphoun< tisphoun@yahoo.fr>) تماس بگیرید . توصیه میشود حتما این کتاب را بخوانید . بله توصیه میشود.


 
6 آبان 1386
فوائد رابطه جنسی در ساعات شرعی !!

از آرشیو ایمیل هایم ! چه پر فروش هم هستند این مجلات مزخرف !! البته خیلی قدیمی ست ولی کمی اگر جستجو کرده باشید در کتاب هایشان امثال اینها و بسیار مضحک تر و عجیب تر خواهید دید !!

سایت آفتاب، بعنوان یک کشف خبری از داخل یک محفل دولتی که از چاه جمکران بیرون آمده نوشته است:
یکی از وزرای کابینه احمدی نژاد، در جمع مسئولان سازمان بهزیستی خواستار آن شده که روابط جنسی زوج و زوجه در ساعات معینی باشد تا مطابق آیات و روایات، معلولیت‌ها کاهش پیدا کند.  خبرنگار یک سایت که این خبر را از جلسه مذکور مخابره کرده می‌نویسد: وی در سخنرانی خود، جلوگیری از ایجاد معلولیت و بیماری را مقدم بر درمان دانست و گفت در صورت رعایت آیات و روایات در این زمینه، درصد معلولیت‌ها کاهش می‌یابد.
وی در این جلسه رسمی که بانوان نیز درآن شرکت داشتند به روایتی اشاره کرد که اعمال جنسی زن و مرد در چه ساعاتی از شب صورت پذیرد که فرزندان سالمی حاصل شود.  برخی از حاضران با تعجب نگاه خود را به زیر انداخته و برخی از خجالت، سرخ شده بودند. وی دارای لیسانس ریاضیات و فوق لیسانس مهندسی صنایع است.
ظاهرا خبرنگار این سایت و یا مسئولان سایت آفتاب مجلات و نشریاتی را ورق نمی زنند که وابسته به همین طرز تفکرند و سراسر مطالب آنها آلوده به همین اوهام و خرافات است و اتفاقا به وفور هم انتشار یافته و در دسترس مردم قرار میگیرد. نمونه زیر را که ما انتخاب کرده ایم بخوانید:
 
خانواده سبز
نشریه "خانواده سبز" در شماره77  تاریخ 15 آذر1381- اول شوال 1423- دسامبر2002 سال چهارم در شماره 77  خود خانواده‌ها را راهنمائی کرده است. راهنمائی‌ها خیلی بلند تر از اینست که می‌خوانید و دنباله دار. یعنی در هر شماره بخش دیگری از مثلا سئوالات مردم را دکتر احمد اسماعیل تبار بعنوان مباشر زن و شوهر‌ها پاسخ می‌دهد.
دکتراحمد اسماعیل تبار...
مباشرت زن و شوهر
وضعیت‌های مباشرت مکروه
 
«ازموارد مکروه مباشرت با زن حامله است و چنانچه آن فرزند حاصل شود. کوردل و بخیل شود وبرای این که از این تباهی جلوگیری شود مناسب است زوجین وضو بگیرند. آنگاه مباشرت اشکالی ندارد. البته مسائل پزشکی و بهداشت جنین دراین مورد باید رعایت شود.
مکانهایی نیزوجود دارد که مباشرت زوجین درآنجا مناسب و ممدوح نیست. برای فرزند دار شدن زیرتخت میوه دار مباشرت پسندیده نیست، زیرا ممکن است فرزندی که حاصل می‌شود جلاد، آدم کش باشد. همچنین مباشرت بر پشت بام منزل برای فرزند دار شدن مکروه است زیرا ممکن است فرزند منافق شود.
انسان به هنگام مباشرت نباید به یاد و میل زن دیگری باشد که دراین صورت اگرفرزندی حاصل شود دیوانه یا ابنه و یا صفت زنان درآید.
به هنگام آمیزش برای فرزند دارشدن سخن گفتن پسندیده نیست زیرا اگر فرزندی درآن پاگیرد ممکن است از لال شدن ایمن نباشد و همچنین دراین وضعیت مرد نباید درعورت همسرخود بنگرد که نگاه به درون عورت باعث نابینایی فرزند شود.
مباشرت زوجین درحالت ایستاده کارخران است و چنانچه زوجین قصد بچه دار شدن داشته باشند بچه آنان دربستر ادرارخواهد کرد.
همچنین دربرابر خورشید ونورآفتاب مباشرت درست نیست و لازم است زوجی پرده‌ای بین خود و خورشید حائل کنند. چنانچه به قصد بچه دار شدن زیرنورخورشید هم بسترشوند، فرزند حاصل شده همواره درفقرو نکبت به سرمی برد.
همچنین توصیه فرمودند، به هنگام مباشرت برای هریک اززوجین دستمال یا پارچه‌ای جداگانه باشد که با یک چیزخودپاک نکنید که شهوت برشهوت نشیند وبین شما عدوات انگیزد و کارتان به طلاق انجامد.
همچنین به هنگام مباشرت نباید درانگشتان دست انگشتری باشد که روی نگین آن اسم خدایا ذکرقرآن حک شده باشد. هنگام مباشرت زینتی که روی آن اسما مقدس یا آیات قرآنی حک شده است همراه زوجین نباشد.
دراین شب‌ها... حرام است
شب اول شوال، شب عید و ازشب‌های شریف است که درروایت آمده است که این شب کمترازشب قدرنیست.»

 
5 آبان 1386
فاجعه ای دیگر !

مدت زیادیه که این وبلاگ درست آپ نمیشه و دلیلش تا حدی دوری من از فضای سیاست و اخبار و تحولاته ! کمی نا امیدی و کمی هم بدبینی ! و حرفهایی که شاید در آینده گفتم . ترجیح میدم اطراف و مردم و جامعه و خودم رو بیشتر کشف کنم ! بگذریم . خبری رو در وبلاگ پرویز خواندم . تلخ و خشم برانگیز ! این هم ساکت و خاموش خواهد شد ! ببینید :

مریم کاشانی

خبر چند خط بیش نبود: "زهرا بنی عامری، پزشک عمومی، متولد بیست و پنج مهر پنجاه و نه . ورودی مهر ماه 77 دانشگاه تهران . روز ‏پنج شنبه یک روز پیش از عید فطر در پارک مردم روبروی دانشگاه بو علی سینای همدان به جرم همراهی با پسر جوانی به اسم حمید ‏بازداشت می شود. به بازداشت گاه منتقل می شود به مدت بیش از 48‏ ساعت در بازداشت می ماند و دو روز بعد جسد حلق آویز شده وی ‏در بازداشتگاه پیدا می شود. مسوولان می گویند وی با استفاده از یک پرچم تبلیغاتی اقدام به خود کشی کرده است."‏

مسئولین دستگیری حتی مرگ را حاشا می کنند: "مهدی الماسی معاون تحقیقات و آموزش ‏دادگستری استان همدان به خبرگزاری ایسنا ‏گفت:بیستم مهرماه سال جاری، این دانشجوی 27 ساله به علت ارتکاب ‏جرم مشهود در یکی از اماکن عمومی، توسط ضابطان امر به ‏معروف به این مرکز انتقال داده شد و به علت تعطیلی روز ‏جمعه و عید فطر 48 ساعت در بازداشت به سر برد.این دختر در راهروی ‏طبقه دوم مرکز امر به معروف، از فرصت به دست آمده استفاده کرده اقدام به ‏کشتن خود با استفاده از پارچه پلاکارد تبلیغاتی موجود در ‏راهرو کرد. به طوری که ماموران هنگام حضور در صحنه با ‏جسد وی مواجه شدند".‏

نعمت احمدی، وکیل دادگستری، با انتشار نامه ای از این روز گفته است؛ روزی که هنوز زهرا زنده بود و وی به تصادف در آنجا. او در ‏این نامه که عنوانش است "خودم را مقصر می دانم"، می نویسد: "خبر خودکشی دختر جوان دانشجوی پزشکی دانشکده پزشکی همدان بیش ‏از همه صاحب این قلم را تحت تاثیر قرار داد. در همین تاریخ من در همدان بودم، دعوتی از طرف دوستان دانشگاهی و نشستی دوستانه. ‏در روز جمعه به جهت اخذ مجوز یکی از دوستان که کارت شناسایی همراه نداشت به اداره اماکن همدان سر زدیم. با روی باز و سعه صدر ‏مساله دوستم حل شد.‏
وقتی که در راه هتل حرکت می‌کردیم دوستم به من گفت: اگر ماموران
انتظامی بیش از 24 ساعت فردی را در بازداشت نگه داشته باشند و ‏مقامات قضایی دستور تحقیق را صادر نکرده باشند از نظر حقوقی چه اتفاقی می‌افتد؟ قانون اساسی و قانون آیین دادرسی کیفری را برای ‏دوستم توضیح دادم و گفتم، اینکه می‌گویند می‌شود تا 24‏ ساعت هر فردی را در بازداشت نگه داشت خلا‌ف اصل برائت است، برعکس اگر ‏اتهامی متوجه کسی بود که ادله کافی وجود داشته باشد و دسترسی به مقام قضایی نباشد ضابطان عدلیه می‌توانند حداکثر تا 24 ساعت ‏پرونده متهم را تکمیل کرده و به مقام قضایی ارسال دارند، نه اینکه هر فردی را بتوان بدون ادله به صرف اینکه گفته شده تا 24 ساعت باید‏ پرونده مقدماتی تکمیل شود، در بازداشت نگه داشت. اصل بر برائت است اما این استثنا وجود دارد که اگر در جرائم مشهود و یا اتهاماتی ‏که اصل آن واضح و روشن باشد و دسترسی به مقام قضایی نباشد حداکثر 24 ساعت بدون دستور مقام قضایی از باب اینکه‏ ماموران ‏انتظامی ضابط قضایی می‌باشند پرونده مقدماتی را با تکیه بر ادله کافی تهیه کرده و برای صدور دستور قضایی در اختیار قاضی مربوطه ‏قراردهند.‏ ظاهرا دوست من ضمن مراجعه به مرجع انتظامی یادشده به صورت اتفاقی استراق سمع کرده بود که خانم پزشک یا دختر ‏دانشجویی در یکی دو روز باقیمانده به عید فطر بازداشت شده و هنوز دستور قضایی مبنی بر نحوه نگهداری او توسط قاضی مربوطه و یا‏ قاضی کشیک صادر نشده است. او از من خواست به این اعتبار که وکیل دادگستری و به گفته او فعال حقوق بشر هستم به مرجعی که دوستم ‏می‌گفت مراجعه کنیم و از حقوق فردی که ظاهرا از او تضییع شده است دفاع نماییم. نمی‌دانستم همین موضوع ساده به خودکشی دختر‏ جوانی در یکی از دوایر انتظامی شهرستان همدان تبدیل می‌شود. ضیق وقت را بهانه قرار دادم و از این موضوع گذشتم. غروب یکشنبه، ‏یعنی یک روز بعد از عید فطر همان دوست به من زنگ زد و از حادثه ناگواری که باعث خودکشی دختر جوانی که بنا به شنیده‌های او به اتهام روزه‌خواری و حضور در یکی از پارک‌های همدان به نحوی که مسوولا‌ن انتظامی این حضور را جزو جرائم مشهود دانسته‌اند خبر ‏داد. خود را در این قضیه مقصر می‌دانم. اگر به گفته دوستم توجه کرده بودم و شاید با مسوولا‌ن این نهاد از این بابت که ایام عید فطر عید ‏بزرگ مسلمانان است و مهم‌تر اینکه اصل بر برائت است و جرم مشهود که به استناد آن نیروی انتظامی به خود حق می‌دهد تا 24 ساعت ‏افراد را در بازداشت نگه دارد تعریف شده می‌باشد و صرف خواسته و تمایل فرد یا نیروی انتظامی نمی‌تواند منجر به بازداشت فرد آن هم ‏یک زن با تحصیلا‌ت پزشکی به هر اتهامی که هنوز ثابت نشده گردد، شاید...‏"‏

اما "صرف خواسته و تمایل فرد یا نیروی انتظامی" کافی بود برای آنکه در همدان" فاجعه ای" به وقوع بپیوندد که "رواست درتاثر آن جان ‏به جهان آفرین تسلیم" [از بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای همدان] کنند آنان که درست در همان لحظات"به شکرانه یک ماه ‏پرهیزگاری و شرکت در میهمانی خدا به نماز ایستاده" بودند. نماز عید فطر.‏

<