این متن هم از وبلاگ یکی از رفقا گرفتم .. خیلی خوشم اومد .. مرسی سروش :
هیچ حقیقتی جز تغییر وضع موجود وجود ندارد. تنها وقتی زندگی می کنی که مرگ ارزش مصرف را به چشم دیده باشی. همگان احمقند؛ اینرا به جرات می گویم. این فقط یک جمله فضل فروشانه نیست که البته این هم هست. هر کسی جرات و ارزش رسیدن به پوچی را ندارد. کلیپ اش از این جمله آغاز می شود. "هیچ چیز بهتر از یک دروغ باورکردنی نیست" و به راستی زندگی توده ها که زنده بودنشان آمیخته به تبلیغات و سکس نظام مردسالاری است چیزی جز این دروغ خوب نمی تواند باشد. تمام زندگی شان شده اینکه دنبال پیتزای پپرونی با ده طعم مختلف بیابند و سرمایه داری آنرا با یازده طعم تحویل شان می دهد و این دروغی باور کردنی است.
زن به درد بیلیبوردها می خورد که رویش نوشته باشند "از هوست پیروی کن" که در تحجر جمهوری اسلامی این زن جای خود را به سپر جلوی بی ام دبلیوی بزرگراه مدرس داده که رویش نوشته "منطق زندگی لذت است" اما توده ها از لذت بردن و هوس راندن هم عاجزند و حداکثر لذت و هوسشان به تخت خواب های بو گندو و پر از اسپرم های خشک دو نفره خانوادگی شان ختم می شود و از آن فراتر نمی رود. لذت و هوس را آنطور که سیستم مردسالار تعریف کرده می خواهند، فرم می خواهند، فرم لذت می خواهند، هیچ وقت طرفدار "تصادف" و "خود ارضایی دسته جمعی" نیستند.
یک صلیب به دست و عمامه به کله باید محدوده لذت شان را تعیین کند و از این خود محدودی لذتی فراتر از خود لذت می برند. و این وارونگی را به راحتی آب خوردن قبول می کنند. زندگی شان نابود شده سرمایه داری است اما شب ها را باید به دیدن سریالهای تلویزیون سر کنند تا دوباره فردا بتوانند با خیال سریال شب قبل مثل خر کار کنند. این کمدی اصلا تو ذهن من جا نمی گیره، کمدی که برای خیلی ها خود زندگی است. کمدی از اینجا شروع میشود و به همین جا ختم می شود که:" سر کار گاییده می شی و شب زنتو می گایی." البته این وسط سریال هم می بینی که یکنواختی زندگی ات کم بشه. آها یادم افتاد، مثل اینکه بعضی وقتها هم می شاشی !
برگردیم به کلیپ، وقتی موتور سوار با قدرت مرد وارد صحنه می شود جمله "قوی باش، برتر باش" بر صحنه تلویزیون نقش می بندد و وقتی موتور سوار زن با نرمی وارد صحنه می شود جمله "یک کسی باش". این سناریو زندگی مردسالارانه و سرمایه دارانه است. کسی به این توجه نمی کند که این فقط افسانه خلقت نیست که زن از دنده چپ مرد بیرون آمده بلکه این روزمرگی هر روزه هست که زن از کنش اجتماعی مرد زاده و دوباره زاده می شود. زن باید یک کس دیگر باشد تا مرد قوی و برتر جلوه کند. زن باید روی بیلیبورد ها جا خوش کند تا مردان سایه سرش بشنود. یی ونه سنس در این کلیپ به "باربارا کروگر" برگشته، به نقطه ای که باید با زبان کلمات به تو سیلی بزند. وقتی تصاویر ترکیبی نظریه های زیبایی شناختی مدرنیسم را به هم می ریزند همیشه پست مدرنیسم طلوع نمی کند بلکه در مواقعی که پیوندی فیزیکی بین موضوع تصویر و جامعه وجود داشته باشد به زبانی انتقادی منجر می شود که گور سرمایه را خواهد کند.
مردسالاری همواره زنی را می خواهد که جنسیت اش در کنترل مرد باشد. "هر آنچه در مورد سکس می خواهی بدانی" آلن را حتما ببین. مرد به معشوقه اش میگه که دوست داره پستانهایی بزرگتر داشته باشد و در همان موقع این عضو جنسی زن به صورت باد کرده در پشت سرش ظاهر میشود و وجود مرد پر از ترس می شود. این ترس به خاطر این است که آن پستان وقتی ارزش مصرف مردانه دارد که در کنترل اش باشه و جنسیت زن هنگامی که در کنترل مردسالاری نباشه شدیدا برای آن خطرناک میشود. و در آخر هم این نماد بادکرده زنانه توسط صلیب در سووتینی آبی و سفید محصور میشود تا دیگر نتواند خطری داشته باشد. هیچ فرقی بین ونوس و نماد آزادی و کلیسا وجود ندارد. هر سه نمادی از جنسیت کنترل شده، قدرت کنترل شده، و ذهن کنترل شده اند.
|