دیالنفی
  
 تضاد و تغییر تنها اصل پایدار هستی
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
بایگانی
موضوع بندی
 
29 مرداد 1386
شکنجه نشدی ؟

این طنز تلخ رو از وبلاگ دوست عزیز حامد که گفته بودم بسیار پیگیر و پرکار و خوش ذوقه گرفتم بخونید :

نیک آهنگ کوثر

مرتضوی : هنوز شکنجه نکرده ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه!

ه گزارش خبرنامه امیرکبیر مرتضوی در پاسخ به اعتراض خانواده ها که به او متذکر شدند که فرزندان ما گناهی ندارند و تحت شکنجه از آن ها اعتراف گرفته شده، گفت: چه کسی گفته آن ها شکنجه شده اند؟ من باید تشخیص بدهم که شکنجه شدند، که می گویم شکنجه نشده اند. ما هنوز شکنجه نکرده ایم که بفهمید شکنجه یعنی چه! تحت فشار هم اعتراف نکرده اند. نشریات موهن کار همین سه نفر بوده و تا ندامتنامه ننویسند از آزادی هم خبری نیست. مرتضوی در پاسخ به سوال خانواده ها که پرسیدند «پس دستور قوه قضاییه چه می شود؟!» گفت: دستور قوه قضاییه به من مربوط است نه به شما. از این به بعد هم حق دیدار با هیچ کس را ندارید. نه مقام سیاسی و نه مقامات مسئول. فقط باید رویه تان را عوض کنید تا دوباره اجازه ملاقات و تماس تلفنی بدهم. فرزندانتان هم باید ندامتنامه بنویسند تا آزاد شوند، همین! خبرنامه امیرکبیر

حتما میبایست به جای تخم مرغ ٬تخم بوقلمون یا تخم دایناسور و بجای شیشه نوشابه شیشه کوکا مشهدی توی ماتحت زندانیها میکردند تا از نظر قاضی مرتضوی شکنجه اطلاق شود یکی نیست به مرتضوی بگوید برادرجان شما این زندانیها را با زندانیهای زمان شاه مقایسه نکن آنها اکثرا آخوند بودند و فابریک سایزشان بیگ سایز بود و اگر با کپسول اکسیژن هم شکنجه میشدند مشکلی نبود چون از بدو ورود به حوزه تحت تعلیم و آموزشهای ضد شکنجه توسط پیشکسوتان قرار میگیرند.


 
25 مرداد 1386
به صلیب کشیدن افراد در قانون مجازات اسلامی

از وبلاگ شوق رهایی

شاید باور کردنی نباشد ، جدای از تمام موارد قانونی ! ( نظیر : تعزیز ، حد ، قتل ، کشتن ، آویختن به دار ، رجم کردن ، قطع دست و پا ) که حکومت از اجرای آنها لذت می برد ، قانون دیگری ، در ماده ۱۹۵ قانون مجازات اسلامی - قانون مصلوب کردن - وجود دارد.

توجه به این نکته حائز اهمیت است که این موارد ، موارد قانونی محرز می باشد، جدای از مجازات ترور که مجازاتی نا نوشته از جانب حکومت است ؛ مجازاتی! که مجری آن به هر نحو ممکن مجرمش را می کشد.

ماده ۱۹۵ - مصلوب کردن مفسد و محارب بصورت زیر انجام می گردد :
الف - نحوه بستن موجب مرگ او نگردد .
ب - بیش از سه روز بر صلیب نماند ولی اگر در اثنای سه روز بمیرد میتوان او را پائین آورد .
ج - اگر بعد از سه روز زنده بماند نباید او را کشت .

مجلس به دو فوریت لایحه تمدید مهلت اجرای آزمایشی قانون مجازات اسلامی به مدت یکسال دیگر رای داد.

به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، از مجموع ۱۹۳ رای ماخوذه، ۱۴۲ رای موافق، ۴۲ رای مخالف و ۹ رای ممتنع نمایندگان به دو فوریت این لایحه اختصاص یافت.

گوشه ایی از قانون مجازات اسلامی! قانونی که دیروز ، بله همین دیروز مورخ ۱۶ مرداد ماه سال ۱۳۸۶ خورشیدی ، مجلس شورای اسلامی آن را برای یک سال دیگر تمدید کرد ، باشد که همچنان بربریت حاکم باشد :

ماده ۹۰ - هرگاه زن یا مردی چند بار زنا کند و بعد از هر بارحد براو جاری شود در مرتبه چهارم کشته می شود .

ماده ۱۰۲ - مرد را هنگام رجم تا نزدیکی کمر و زن را تا نزدیکی سینه در گودال دفن می کنند آنگاه رجم می نمایند .

ماده ۱۲۲ - اگر تفخیذ ونظایر آن سه بار تکرار و بعد از هر بار حد جاری شود در مرتبه چهارم حد آن قتل است .

ماده ۱۳۱ - هرگاه مساحقه سه بار تکرار شود و بعد از هر بارحد جاری گردد در مرتبه چهارم حد آن قتل است .

ماده ۱۷۹ - هرگاه کسی چند بار شرب مسکر بنماید و بعد از هربار حد بر او جاری شود در مرتبه سوم کشته می شود .

[همچنان که متوجه شده اید ، در مورد شرب مسکر بعد از ۲ بار حد ، انسان را می کشند و در موارد دیگر نظیر زنا ، تفخیذ و مساحقه بعد از ۳ بار حد ، شرب مسکر انسان را زودتر مستوجب قتل می شناساند]

ماده ۱۹۰ - حد محاربه و افساد فی الارض یکی از چهارچیز است .:
۱ - قتل ۲ - آویختن به دار ۳ - اول قطع دست راست و سپس پای چپ ۴ - نفی بلد .
ماده ۱۹۱ - انتخاب هر یک از این امور چهارگانه به اختیارقاضی است خواه محارب کسی را کشته یا مجروح کرده یا مال او را گرفته باشد و خواه هیچیک از این کارها را انجام نداده باشد .

ماده ۱۹۶ - بریدن دست راست و پای چب مفسد و محارب به همان گونه ای است که در ( حد سرقت ) عمل می شود .

ماده ۲۰۱ - حد سرقت بشرح زیر است :
الف - در مرتبه اول ، قطع چهار انگشت دست راست سارق از انتهای آن بطوریکه انگشت شست و کف دست او باقی بماند .
ب - در مرتبه دوم ، قطع پای چپ سارق از پائین برآمدگی بنحوی که نصف قدم و مقداری از محل مسح او باقی بماند .
ج - در مرتبه سوم حبس ابد .
د - در مرتبه چهارم اعدام ، ولو سرقت در زندان باشد .


پی نوشت ۱ : چگونه است که حرمت و کرامت انسانی به فراموشی سپرده شده است و مردمی که روزگاری داعیه دار تمدن بشری بوده اند امروزه اینچنین از منفورترین مجازات ها بهره مند هستند به جهت اینکه همواره در ترس و وحشت باشند . چگونه نمایندگان و وکلای مردم در مجلس ، چنین قوانینی را همچنان بر می گزینند. چگونه باید فرهنگ سازی در این زمینه صورت گیرد. قوانینی که خود از خشونت و توحش به جهت اداره جامعه استفاده می کند ، قوانینی که خود عامل و مروج خشونت است ، چگونه می تواند خشونت را از جامعه بزداید؟


 
15 مرداد 1386
بهائیان و منع تحصیل
نیویورک ۳۱ جولای ۲۰۰۷(سرویس خبرى جامعه جهانى بهائى)
از ورود بهائیان ایرانى به آموزشکده‌های فنى و حرفه‌اى در سال جاری عملاً جلوگیری به عمل آمده است زیرا برگه ثبت نام شرکت در آزمون سراسری، آنان را وادار به انکار عقیده می‌نماید، عملی که بهائیان از آن همیشه امتناع ‌‌ورزیده‌اند.
جامعۀ جهانى بهائى اخیراً مطلع شد که در تقاضانامه ورود به امتحانات دوره‌های کاردانی نظام جدید آموزشکده‌های فنى و حرفه‌اى در سال ١٣٨۶ (۲۰۰۷) تنها یک گزینه را می‌توان براى دین انتخاب نمود.
داوطلب  می‌تواند یکی از سه دین زرتشتى، یهودى و مسیحى را انتخاب کند. اگر هیچ کدام از این گزینه‌ها علامت نخورد، طبق توضیحات مندرج در این فرم، متقاضى مسلمان به شمار می‌آید. این کتمان عقیده براى بهائیان غیر قابل قبول است.
به گفتۀ بانى دوگال، نمایندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل، «تحت این سیستم بهائیان نمی‌توانند تقاضانامه را پر کنند بدون اینکه عملاً دین خود را انکار نمایند، کارى که خلاف اصول اعتقادى آنان است.»
بانى دوگال می‌گوید: «به این ترتیب، بهائیان ایران قادر نخواهند بود در این امتحانات ورودى شرکت کنند، و در نتیجه امسال عملاً از دستیابى به تحصیلات فنّى و حرفه‌اى در ایران محروم خواهند ماند.»
خانم دوگال گفت: «چنین محرومیتى، از یک طرف حقّ تحصیل را که در سطح بین‌المللى پذیرفته شده است نقض می‌کند — حقّى که حکومت ایران نیز با آن موافقت کرده است — و از طرفی بازتابى دیگر از ادامۀ آزار و اذیت جامعۀ بهائى در ایران است.»
به گفتۀ بانى دوگال، جامعۀ بین‌المللی بهائی نارضایتی خود را از این اقدام حکومت ، نه تنها بر علیه دانشجویان بهائی که تنها به خاطر باورهای مذهبی خود از ادامۀ تحصیل محروم شده‌اند، بلکه از اقدامات مشابه آن بر علیه دانشجویان ایرانی دیگری که بدون هیچ دلیل قابل قبول ، و به بهانه آنچه رسماً دگراندیشی و باورهای فکری  پذیرفته نشده محسوب می‌شود، از ادامۀ تحصیل محروم شده‌اند ، اعلام می‌دارد.
در پائیز گذشته، پس از بیش از ۲۵ سال ممنوعیت مطلق بهائیان ایران از ورود به دانشگاه‌هاى دولتى و خصوصى در ایران، بعد از آن که دولت توضیح داد که هدف از ستون مذهب در تقاضانامه‌های آزمون سراسری دین داوطلب نیست بلکه اشاره به مواد درسی دینی متقاضی می‌باشد —توجیهی  که مورد قبول مرجع جهانی بهائیان، بیت‌العدل‌اعظم، قرار گرفت — داوطلبان بهائی در آزمون سراسری شرکت کردند و چند صد دانشجوى بهائى در دانشکده‌هاى مختلف در سراسر کشور، پذیرفته شدند.
خانم دوگال گفت: «پذیرش دانشجویان بهائی در دانشگاه‌های ایران دوامی نداشت.»  
طبق آخرین آمار رسیده از ایران، از بین تمامی داوطلبان بهائی که در آزمون سراسری سال قبل شرکت نمودند،سرانجام حدود ۲۰۰ نفر پذیرفته و ثبت نام شدند. ولی در طول سال تحصیلى بیش از نیمی از آنها — که در آخرین آمار تعداد آنها به ۱۲۸ نفر بالغ شده است — بعد ازاینکه مسئولین به بهائی بودن آنها پی‌بردند، از دانشگاه‌ها اخراج شده‌اند. ناظران برآنند که توضیح سال گذشتۀ ایران صرفاً یک نیرنگ بود تا اعتراضات بین‌المللی دربارۀ محرومیّت بهائیان از تحصیلات عالی را فرو نشاند.
خانم دوگال گفت: «این خبر اخیر دربارۀ تقاضانامه ثبت نام در آموزشکده‌های فنّى وحرفه‌اى صرفاً این نظر را بار دیگر تأیید می‌کند که ایران همچنان به بازى خود با دانشجویان بهائى در آن کشور ادامه می‌دهد و توضیح دولت مبنى بر این که بهائیان به تحصیلات عالى دسترسى دارند، بیانی پوچ و توخالى است.»

 
11 مرداد 1386
چند مقاله

چند مقاله رو اینجا میگذارم .. حوصله کنید بخونید بد نیست .. برای من که جالب بود .. نظری نمیدم به خصوص که مبحث تخصصیه و من سر رشته و مطالعه ی درخوری در این مفاهیم نداشته ام . بیشتر از شخصی به نام آقای داریوش برادری کارشناس ارشد روانشناسی و روان درمانگره که انگار نظرات شون خیلی بحث برانگیز شده ! نقد و نظرهای پایان بعضی مقالاتش نیز خیلی جالبه ! ولی هر چه هست مقوله ی روانکاوی و ضرورت آن نیز برای من بسیار مهم و مسجل جلوه می کند این روزها که در آینده حتی کوتاه اشاره ای به آن خواهم داشت . با هم بخوانیم :

 

آسیب شناسی روانشناختی فردیت ، گیتی گرایی ایرانی و خطاهای آرامش دوستدار و عبدی کلانتری

آسیب‌شناسی روشنفکر از منظر روانشناختی ضرروی است

تکرار آیین شاه کشی و تراژدی بوف کور در قالب نقد بوف کور

در باب واژه کوئیر،همجنس بازی و مقاله آقای تیزبین

کاوشی در روان جمعی ایرانیان از خاستگاه آسیب شناسی مدرنیت

آسیب شناسی هماغوشی اروتیسم مدرن و مارک دساد با جان و روان ایرانی

آسیب شناسی هماغوشی اروتیسم مدرن و مارکی دوساد با جان و روان ایرانی(2)


 
1 مرداد 1386
همگان احمقند !

این متن هم از وبلاگ یکی از رفقا گرفتم .. خیلی خوشم اومد .. مرسی سروش :

هیچ حقیقتی جز تغییر وضع موجود وجود ندارد. تنها وقتی زندگی می کنی که مرگ ارزش مصرف را به چشم دیده باشی. همگان احمقند؛ اینرا به جرات می گویم. این فقط یک جمله فضل فروشانه نیست که البته این هم هست. هر کسی جرات و ارزش رسیدن به پوچی را ندارد. کلیپ اش از این جمله آغاز می شود. "هیچ چیز بهتر از یک دروغ باورکردنی نیست" و به راستی زندگی توده ها که زنده بودنشان آمیخته به تبلیغات و سکس نظام مردسالاری است چیزی جز این دروغ خوب نمی تواند باشد. تمام زندگی شان شده اینکه دنبال پیتزای پپرونی با ده طعم مختلف بیابند و سرمایه داری آنرا با یازده طعم تحویل شان می دهد و این دروغی باور کردنی است.

زن به درد بیلیبوردها می خورد که رویش نوشته باشند "از هوست پیروی کن" که در تحجر جمهوری اسلامی این زن جای خود را به سپر جلوی بی ام دبلیوی بزرگراه مدرس داده که رویش نوشته "منطق زندگی لذت است" اما توده ها از لذت بردن و هوس راندن هم عاجزند و حداکثر لذت و هوسشان به تخت خواب های بو گندو و پر از اسپرم های خشک دو نفره خانوادگی شان ختم می شود و از آن فراتر نمی رود. لذت و هوس را آنطور که سیستم مردسالار تعریف کرده می خواهند، فرم می خواهند، فرم لذت می خواهند، هیچ وقت طرفدار "تصادف" و "خود ارضایی دسته جمعی" نیستند.

یک صلیب به دست و عمامه به کله باید محدوده لذت شان را تعیین کند و از این خود محدودی لذتی فراتر از خود لذت می برند. و این وارونگی را به راحتی آب خوردن قبول می کنند. زندگی شان نابود شده سرمایه داری است اما شب ها را باید به دیدن سریالهای تلویزیون سر کنند تا دوباره فردا بتوانند با خیال سریال شب قبل مثل خر کار کنند. این کمدی اصلا تو ذهن من جا نمی گیره، کمدی که برای خیلی ها خود زندگی است. کمدی از اینجا شروع میشود و به همین جا ختم می شود که:" سر کار گاییده می شی و شب زنتو می گایی." البته این وسط سریال هم می بینی که یکنواختی زندگی ات کم بشه. آها یادم افتاد، مثل اینکه بعضی وقتها هم می شاشی !

برگردیم به کلیپ، وقتی موتور سوار با قدرت مرد وارد صحنه می شود جمله "قوی باش، برتر باش" بر صحنه تلویزیون نقش می بندد و وقتی موتور سوار زن با نرمی وارد صحنه می شود جمله "یک کسی باش". این سناریو زندگی مردسالارانه و سرمایه دارانه است. کسی به این توجه نمی کند که این فقط افسانه خلقت نیست که زن از دنده چپ مرد بیرون آمده بلکه این روزمرگی هر روزه هست که زن از کنش اجتماعی مرد زاده و دوباره زاده می شود. زن باید یک کس دیگر باشد تا مرد قوی و برتر جلوه کند. زن باید روی بیلیبورد ها جا خوش کند تا مردان سایه سرش بشنود. یی ونه سنس در این کلیپ به "باربارا کروگر" برگشته، به نقطه ای که باید با زبان کلمات به تو سیلی بزند. وقتی تصاویر ترکیبی نظریه های زیبایی شناختی مدرنیسم را به هم می ریزند همیشه پست مدرنیسم طلوع نمی کند بلکه در مواقعی که پیوندی فیزیکی بین موضوع تصویر و جامعه وجود داشته باشد به زبانی انتقادی منجر می شود که گور سرمایه را خواهد کند.

مردسالاری همواره زنی را می خواهد که جنسیت اش در کنترل مرد باشد. "هر آنچه در مورد سکس می خواهی بدانی" آلن را حتما ببین. مرد به معشوقه اش میگه که دوست داره پستانهایی بزرگتر داشته باشد و در همان موقع این عضو جنسی زن به صورت باد کرده در پشت سرش ظاهر میشود و وجود مرد پر از ترس می شود. این ترس به خاطر این است که آن پستان وقتی ارزش مصرف مردانه دارد که در کنترل اش باشه و جنسیت زن هنگامی که در کنترل مردسالاری نباشه شدیدا برای آن خطرناک میشود. و در آخر هم این نماد بادکرده زنانه توسط صلیب در سووتینی آبی و سفید محصور میشود تا دیگر نتواند خطری داشته باشد. هیچ فرقی بین ونوس و نماد آزادی و کلیسا وجود ندارد. هر سه نمادی از جنسیت کنترل شده، قدرت کنترل شده، و ذهن کنترل شده اند.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 36262


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 
 


لوگوها
















نشریه الکترونیکی-سیاسی و خبری





لیست وبلاگهای به روز شده