دلم می خواست حوصله و جایی می بود برای نوشتن جملاتی که از کتابهایش خط کشیدم و جدا کردم .. نگاهش به موسیقی و بحثی که در این کتاب می کند .. نکته های روانشناختی .. ظرافت های برخورد و رفتار .. فنون نویسندگی .. تنها نویسنده ای بود تا به حال که با خواندن آثارش احساس شادابی ، قدرت ، سر زنده گی و قدرت می کردم . به زودی همه ی کتابهایش را می خوانم و بعد به پیشنهاد یکی از دوستان نوبت ولادیمیر ناباکف است که انگار به همین اندازه قوی و پر بار است !
۱۹- و آخرین کتاب این سری و از کوندرا که در اینترنت پیدایش نکردم «مهمانی خداحافظی» که روزها بود که منو از این جامعه ی شکنجه آور نفرت انگیز جدا کرده بود و چه لذتی رو به من بخشیده بود .. البته ناگفته نماند که من استاد بزرگنمایی لذت یک پدیده از طریق تصویر سازی های ذهنی و پرتاب کردن خود به فضای اون داستانم ! یادش بخیر دانشگاه که بودم یک رمان جاسوسی خیلی زیبایی رو می خوندم به نام یک نفر در برابر ۵ هزار نفر که داستان واقعی یک جاسوس اسرائیلی آلمانی الاصل بود که در جریان درگیری مصر و اسرائیل و قبل از جنگ با چه ترفندهای ماهرانه و آموزنده ! و تحسین برانگیزی اطلاعات کاملی از آشیانه های هواپیماها و وضع نظامی مصر به دست می آورد و به اسرائیل مخابره می کند تا اینکه اوایل جنگ لو می رود و در پایان جنگ با ۵۰۰۰ اسیر مصری معاوضه می شود !! یادمه اونقدر غرق فضای اون داستان بودم که سر کلاس آمار و احتمال ( اکثراْ زمان دانشگاه یا کلاس نمی رفتم یا می رفتم ته کلاس و داستان می خوندم !! ) وقتی سرم رو بالا آوردم استاد رو یه لحظه با چهره ی یک عرب در صحرا دیدم ! باورتون نمیشه ولی به وضوح اون تصویر و لذت یادمه ! خلاصه کنم جداْ مهمانی خداحافظی اوج هنرنمایی این نویسنده ست .. جالبه که به هر کارش که می رسم اینو میگم ! غرض از این معرفی های کوتاه ارائه ی نام و معرفی ای کوتاه از کتابها بود که در فرصتی دیگر هر کدام را بررسی کنم .. و اما کمی در مورد این کتاب :
«مهمانی خداحافظی» در نظر بسیاری از منتقدان آثار میلان کوندرا تیره ترین رمان اوست ...
داستان در فضایی «کافکایی» در محیط بسته و خفقان آور یک استراحتگاه اتفاق می افتد و همچون محاکمه کافکا ، با اتهامی نامعلوم آغاز می شود و پس از یک سلسله ماجرای عجیب و غریب ، طی پنج روز که پنج فصل داستان را تشکیل می دهد ، به یک احساس عمومی گناه می انجامد ...
کوندرا که آشکارا از تفسیرهای سیاسی می گذرد ، قهرمانانش را در این اثر در جهانی دوگانه قرار می دهد که دستخوش دوپارگی های ارزشی است : عقل و شک گرایی ، آزادی و ضرورت ، احساسات ساده دلانه و رندی ، سبکی و سنگینی ، عشق و تنفر ، عدالت و انتقام جویی ، انسان دوستی و جنایت ...
قهرمانان اصلی مهمانی سه مردند که هر یک نماد نوعی جهان بینی به شمار می آیند . «یاکوب» یکی از قربانیان واژگونی ارزش هاست . بنابراین برای خود نردبانی جدید از ارزش ها ساخته است که به نفی کل بشریت تأکید دارد .
«دکتر اسکرتا» سیاست را بازی احمقانه ای می پندارد و می گوید : سیاست کف کثیفی بر سطح است . زندگی واقعی در اعماق جریان دارد .
«بارتلف» سومین شخصیت ، مظهر حفظ ارزش های قدیم است . کوندرا او را یک شخصیت پولدار و دست و دلباز و آمریکایی معرفی می کند . برچسب آمریکایی بارتلف را مستقیماْ در تعارض با دنیای خفقان آور کمونیستی قرار می دهد . ( زیاد این قسمت رو جدی نگیرید !! چرا که کوندرا هم در دوره ی سخت و جداْ خفقان آور کمونیسم وارداتی به چکسلواکی زیسته و از طرفی هم بسیار متضرر شده و به همین خاطر در اکثر داستانهایش اشاراتی طعنه آمیز و تند به تجربه ی تلخ کمونیسم در کشورش دارد . )
با چنین شخصیت های متضاد ، هنر کوندرا در این است که در پایان همه ی قهرمانان به حق خود برای «فهمیده شدن» می رسند .