دیالنفی
  
 تضاد و تغییر تنها اصل پایدار هستی
 
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
بایگانی
موضوع بندی

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
29 خرداد 1386
معرفی کتاب ۰۵

و اما سری رمانهای میلان کوندرا که کارهای اصلی اش هنوز مانده مثل بار هستی و جاودانگی :

۱۲ -

هویت
نویسنده: میلان کوندرا
ناشر: قطره
چکیده:
در این رمان وضع و موقع انسان معاصر به زیر ذره بین گذاشته می شود و سرگشتگی و التهاب جان و روان او به نمایش درمی آید. شخصیت های رمان از چگونگی تحول جهان خرسند نیستند، آنان با حسرت به ارزشهای متعالی از دست رفته می اندیشند، درباره موقعیت کنونی زندگی بشر گفت و گو می کنند و برای نجات خویش به عشق پناه می برند.
خواندنش را برای زنان حتماْ پیشنهاد می کنم .. آنطوری که این مرد روانکاوانه دنیای درونی انسانها را می کاود و می شناسد جای تعجب و تحسین است و فلسفه و شناخت زیبای او از هستی و زندگی . سیمین دانشور نیز در پشت جلد از این کتاب تعریف ویژه ای داشته .
 
۱۳ -
 
 
 
شوخی
نویسنده: میلان کوندرا
کتابی با نام گذاری خاص کوندرا بر فصلهای کتاب که دو به دو مشابه اند .. دیدن یک اتفاق مشترک از چند زاویه ی دید .. شناخت تاریخ و قواعد و اصول حرکت و بازیهای تاریخ و اجتماع و منعکس کردن و مقایسه ی آن با دنیای درونی آدمها ، روابطشان و ... نسبت به دیگر کارهایش این اثر را ضعیف تر می دانند !
 
۱۴ -
 
 
 
عشقهای خنده‌دار
نویسنده: میلان کوندرا
مجموعه ی چند داستان .. بازی و هنرمندی خداگونه ی کوندرا در خلق و پرورش شخصیت های داستانی اش و ظرافت و مو شکافی روانکاوانه و هستی شناسانه ی خاص او .. به قول یکی از مترجمین کارهایش چه افسوس که به خاطر منع های قانونی و اخلاقی و عرفی کوندرایی که خوانندگان فارسی زبان از طریق کتابهای ترجمه شده اش در ایران می خوانند می شناسند تا کوندرای اصلی فاصله ی بسیار زیادی دارد و چه رنجی بردم وقتی این مطلب را خواندم !
 
۱۵ -
 
 
یا
 
جهالت
نویسنده: میلان کوندرا
مترجم: ارش حجازی
ناشر: کاروان
چکیده:
این کتاب آخرین اثر میلان کوندرا است. پس زمینه ماجراهای دو شخصیت اصلی رمان - ایرنا و یوزف - نوستالژی است: درد جهل، آگاهی بر اینکه دور از آنها خبری هست که از آن بیخبرند. در خلال یک ملاقات عاشقانه میان ایندو روشن میشود که حتی خودشان هم کاملا بیاد نمی آورند که بوده اند و حتی شاید نادیده می گیرند که چه کسانی هستند. بر این اساس، بازگشت آنها به سرزمین گمشده شان، که مدتها پیش از آن مهاجرت کرده اند، راهی متفاوت در پیش میگیرد. عشق در یک زمان آغاز میشود و هم زمان پایان میگیرد: این ملاقات تکرارناپذیر است، اما همین عشق زودگذر است که به بازگشت آنها معنا و ریشه می بخشد.
از این کتاب این دو ترجمه وجود داره که اولی با نام بی خبری از همون فروغ پور یاوریه که بیشتر کارهای کوندرا رو ایشون ترجمه کردن . پیشنهاد می کنم ترجمه ی آقای حجازی رو بخونید چرا که خیلی آزادتر و بهتر و کم سانسور تره !
 
۱۶ -
 
 
 
ژاک و اربابش
نویسنده: میلان کوندرا
یک نمایشنامه ی فوق العاده زیبا .. برداشتی آزاد از اثری از دیدرو به نام ژاک قضا و قدری .. طوری که این مرد با شخصیت های خلق شده اش بازی می کنه و آنچنان ارزشهای اخلاقی و باورهای مرسوم رو به سخره و زیر شلاق نقد و تعمق می گیره که جداْ برایم من تحسین بر انگیزه !
 
۱۷-
 
 
 
آهستگی
نویسنده: میلان کوندرا
این هم به قول کوندرا یک رمان - شوخی .. بارها در اتوبوس و تاکسی و مترو دیگران خیره به منی که در حال ریسه رفتن بودم نگاه کردند .. با اون تیپ رسمی ام جلوی خودم رو نمی تونستم بگیرم .. چه لحظات خوش و شادی بود !
آهستگی در دورانی نوشته شده که از اتحاد جماهیر شوروی دیگر نشانی نیست، از چک و اسلواکی نیز هم. شاید گرایش کوندرا در این اثر به لودگی، حاصل بر باد رفتن تمامی آن چیزهایی است که او به آن‌ها عشق می‌ورزید: فرهنگ و تاریخ، گذشته‌ها، امید و بازگشت به سرزمین مادری؛ همه چیزهای غیر ممکن". در رمان "آهستگی"، کوندرا کوشیده تا مرز بین واقعیت و خیال را در هم شکند و با تانی افسانه "ویوان دنون" را در زمان حال و در یک عمارت قدیمی به تصویر کشد. روند آهستگی، توام با تانی خاصی است: تانی با شخصیت آفرینی‌های بیش از اندازه، در این رمان کوچک همزمان 7 الی 8 شخصیت و خارج از ارتباط هم درون داستان تنیده می‌شوند. هر یک از شخصیت‌ها دارای باور خاص هستند که با موضوع اصلی داستان همخوانی ندارند.
 
۱۸-
 
 
 
 
کتاب خنده و فراموشی
نویسنده: میلان کوندرا
دلم می خواست حوصله و جایی می بود برای نوشتن جملاتی که از کتابهایش خط کشیدم و جدا کردم .. نگاهش به موسیقی و بحثی که در این کتاب می کند .. نکته های روانشناختی .. ظرافت های برخورد و رفتار .. فنون نویسندگی .. تنها نویسنده ای بود تا به حال که با خواندن آثارش احساس شادابی ، قدرت ، سر زنده گی و قدرت می کردم . به زودی همه ی کتابهایش را می خوانم و بعد به پیشنهاد یکی از دوستان نوبت ولادیمیر ناباکف است که انگار به همین اندازه قوی و پر بار است !
 
۱۹- و آخرین کتاب این سری و از کوندرا که در اینترنت پیدایش نکردم  «مهمانی خداحافظی» که روزها بود که منو از این جامعه ی شکنجه آور نفرت انگیز جدا کرده بود و چه لذتی رو به من بخشیده بود .. البته ناگفته نماند که من استاد بزرگنمایی لذت یک پدیده از طریق تصویر سازی های ذهنی و پرتاب کردن خود به فضای اون داستانم ! یادش بخیر دانشگاه که بودم یک رمان جاسوسی خیلی زیبایی رو می خوندم به نام یک نفر در برابر ۵ هزار نفر که داستان واقعی یک جاسوس اسرائیلی آلمانی الاصل بود که در جریان درگیری مصر و اسرائیل و قبل از جنگ با چه ترفندهای ماهرانه و آموزنده ! و تحسین برانگیزی اطلاعات کاملی از آشیانه های هواپیماها و وضع نظامی مصر به دست می آورد و به اسرائیل مخابره می کند تا اینکه اوایل جنگ لو می رود و در پایان جنگ با ۵۰۰۰ اسیر مصری معاوضه می شود !! یادمه اونقدر غرق فضای اون داستان بودم که سر کلاس آمار و احتمال ( اکثراْ زمان دانشگاه یا کلاس نمی رفتم یا می رفتم ته کلاس و داستان می خوندم !! ) وقتی سرم رو بالا آوردم استاد رو یه لحظه با چهره ی یک عرب در صحرا دیدم ! باورتون نمیشه ولی به وضوح اون تصویر و لذت یادمه ! خلاصه کنم جداْ مهمانی خداحافظی اوج هنرنمایی این نویسنده ست .. جالبه که به هر کارش که می رسم اینو میگم ! غرض از این معرفی های کوتاه ارائه ی نام و معرفی ای کوتاه از کتابها بود که در فرصتی دیگر هر کدام را بررسی کنم .. و اما کمی در مورد این کتاب :
 
«مهمانی خداحافظی» در نظر بسیاری از منتقدان آثار میلان کوندرا تیره ترین رمان اوست ...
داستان در فضایی «کافکایی» در محیط بسته و خفقان آور یک استراحتگاه اتفاق می افتد و همچون محاکمه کافکا ، با اتهامی نامعلوم آغاز می شود و پس از یک سلسله ماجرای عجیب و غریب ، طی پنج روز که پنج فصل داستان را تشکیل می دهد ، به یک احساس عمومی گناه می انجامد ...
کوندرا که آشکارا از تفسیرهای سیاسی می گذرد ، قهرمانانش را در این اثر در جهانی دوگانه قرار می دهد که دستخوش دوپارگی های ارزشی است : عقل و شک گرایی ، آزادی و ضرورت ، احساسات ساده دلانه و رندی ، سبکی و سنگینی ، عشق و تنفر ، عدالت و انتقام جویی ، انسان دوستی و جنایت ...
قهرمانان اصلی مهمانی سه مردند که هر یک نماد نوعی جهان بینی به شمار می آیند . «یاکوب» یکی از قربانیان واژگونی ارزش هاست . بنابراین برای خود نردبانی جدید از ارزش ها ساخته است که به نفی کل بشریت تأکید دارد .
«دکتر اسکرتا» سیاست را بازی احمقانه ای می پندارد و می گوید : سیاست کف کثیفی بر سطح است . زندگی واقعی در اعماق جریان دارد .
«بارتلف» سومین شخصیت ، مظهر حفظ ارزش های قدیم است . کوندرا او را یک شخصیت پولدار و دست و دلباز و آمریکایی معرفی می کند . برچسب آمریکایی بارتلف را مستقیماْ در تعارض با دنیای خفقان آور کمونیستی قرار می دهد . ( زیاد این قسمت رو جدی نگیرید !! چرا که کوندرا هم در دوره ی سخت و جداْ خفقان آور کمونیسم وارداتی به چکسلواکی زیسته و از طرفی هم بسیار متضرر شده و به همین خاطر در اکثر داستانهایش اشاراتی طعنه آمیز و تند به تجربه ی تلخ کمونیسم در کشورش دارد . )
با چنین شخصیت های متضاد ، هنر کوندرا در این است که در پایان همه ی قهرمانان به حق خود برای «فهمیده شدن» می رسند .

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 41809


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 
 


لوگوها








نشریه الکترونیکی-سیاسی و خبری