سازمان معلمان ایران و بعضی از روزنامه ها و سایت های خبری داخلی تعدادی از سئوالات مطرح شده در این آزمون را جهت آشنایی افکار عمومی با نظرات فرهنگی مسئولان آموزش و پرورش منتشر کرده اند، که در زیر می آید:
رسول خدا(ص) در مقایسه خود با حضرت یوسف فرمودند:
الف. من از یوسف زیباترم ب. یوسف از من زیباتر است ج. من از یوسف بانمکترم د. یوسف از من زیباتر ولی من بانمکترم.
رسول خدا(ص) هرگز با... غذا نمیخورد.
الف. دو انگشت ب. سه انگشت ج. چهار انگشت د. پنج انگشت
موی سر رسول خدا....
الف. سیاه بود ب. سفید بود ج. جز چند مو بقیه سیاه بود د. در آخر عمر سفید شد
رنگ ریش پیامبر چگونه بود؟
الف. سراسر سفید حتی بالای زنخدان ب. سراسر سیاه حتی بالای زنخدان ج. بالای زنخدان سفید و بقیه جوگندمی د. بالای زنخدان جوگندمی و بقیه سفید
رسول خدا(ص) به کدام سمت میخوابید؟
الف. به پشت ب. به سینه ج. به راست د. به چپ
مهر نبوت در کدام قسمت بدن پیامبر نمایان بود؟
الف. بین شانهها ب. روی صورت ج. روی پیشانی د. بین سینهها
رسول خدا (ص) از گوشت گوسفند کدام قسمت را دوست داشت؟
الف. ماهیچه ـ سردست ب. ران ـ سردست ج. ران ـ جگر د. جگر و قلوه
کدام یک از گزینههای زیر از خصلتهای خروس است که با خصلت پیامبر سازگار نیست؟
الف. وقت شناسی ـ غیرت مردانه ج. وقت شناسی ـ سخاوت ب. شجاعت و کثرت آمیزش با همسر د. برچیدن غذا از زمین ـ تند راه رفتن
رسول خدا در خوردن کدامیک از موارد زیر کسی را با خود شریک نمیکرد؟
الف. غذا ب. نان جو ج. انار د. ماهیچه گوسفند
رسول خدا در چه حالی اصلا دیده نشد؟
الف. در حال مجامعت با زنان ب. در حال بول و غائط ج. در حال خرید از بازار د. نوشیدن آب در حالت نشسته
آیا مخرج بول و غائط با سه سنگ پاک میشود؟
الف. هر دو پاک میشود ب. هیچکدام پاک نمیشود ج. مخرج بول پاک میشود ولی مخرج غائط پاک نمیشود د. مخرج بول پاک نمیشود ولی مخرج غائط پاک میشود.
به فرموده امام صادق(ع) مقدار آب مصرفی آن حضرت برای وضو و غسل به ترتیب کدام است؟
الف. یک صاع ـ یک صاع ب. یک مد ـ یک مد ج. یک مد ـ یک صاع د. یک صاع ـ یک مد
جبرئیل به پیامبر دستور داد که قرآن را در حالت... بخواند.
الف. ایستاده ب. نشسته ج. خوابیده د. سواره
موی سر رسول خدا...
الف. سیاه بود ب.سفید بود ج. جز چند مو بقیه سیاه بود د. در آخر عمر سفید شد
به فرموده امام صادق(ع) خداوند متعال در رسول خدا(ص) چند روح قرار داده است؟
الف. روح القدس ـ روح الایمان ـ روح القوه ب. روح القدس ـ روح الشهوه ـ روح الحیاه ج. روح القوه ـ روح الشهوه ـ روح الخلوه د. الف و ب صحیح است.
***********************************
خب هر کسی در نگاه اول باورش نمیشه و حتماْ فکر می کنه که قصدی در کار بوده و یا شوخی و جکه و از این دست مسایل و غم انگیزتر اینکه اکثراْ برآشفته و رنجیده خاطر میشن که به تعبیر تکراری و تهوع آور آقایان ! هتک حرمت شده و ... ! ولی یک نفر فکر نمی کنه که محتوای اکثر کتابهای دینی یا همینه یا به همین سادگی و مزخرفی و خنده داریه . تا دیروز که اشاره به حشرات و حیوانات و تشبیهات عجیب و غریب در کتب مقدس را بدون ذره ای نزول ارزش و شأن آنها تعبیر به ساده فهم بودنش برای مردم زمانه می کردند و نشان از تشبیهات و صنایع ادبی خاص !! و دهها و صدها جلد کتاب نوشتند برای توجیه ( به تعبیر خودشان تفسیر ! ) آموزه ها و اعتقادات و خرافات زنگار زده ی مردم متوحش هزاران سال قبل ، ولی این تلاش ها جایی بی نتیجه خواهد ماند . همانطور که جینز در خاستگاه آگاهی در پروسه ی سلب وجاهت و تقدس بت ها تشریح می کند در مسیر تکامل جوامع و افزایش تعاملات و برخوردهای فردی و جمعی و نیز پیدایش مشکلات و سئوالات بغرنج تر و پیچیده تر آمار غلط و شکست ها و بدبختی های ناشی از مراجعه به دستورات و پیش بینی های بت ها افزایش می یابد و این به نوبه ی خود سر آغاز شک و روی گرداندن انسان از بت ها می گردد . در اینجا هم با نگاهی کمی کلان تر انتظار دارم که سیر زوال و متروکه شدن ادیان به خاطر غیر قابل تحمل شدن گند متعفن اندیشه های متروک و مضحکش ، شدت گرفته باشد . البته این امر برای ادیانی بیشتر صدق می کند که به روز نشده اند . تا آنجایی که اطلاع دارم دین بهایی به جهت عمر کوتاه آن از خیلی لحاظ با ظاهری به روز تر در جذب مخاطب و پیروانش بسیار خوب عمل می کند و این هم سنخی دین و فلسفه و بحث بر بود یا نبودش و جایگزینی شان مسأله ایست قابل بحث و بررسی که اگر مطالعه ی منسجمی داشتم به آن خواهم پرداخت . در هر صورت در ادامه باید عرض کنم تا دیروز در محافل شخصی و درونی خودشان و بالای منبر هزارگونه ازین مزخرفات به خورد مردم ابله دادند و صدایی بلند نشد چون کسی را یارای شک کردن و پرسیدن حتی نبود ( البته منظور طبقه ی عوام اند ) ولی جالب اینکه وقتی در سطحی بالاتر و در عرصه ای عمومی تر مطرح می شود چطور حداقل خرد جمعی ! شک می کند و البته باز هم در راستای ناتوانی در تابو شکنی و شک به اصل قضیه در جهت تطهیر و باز سازی اش تلاش می کند ! خلاصه اینکه موضوع دین ، آن هم در نوع و قالب و خوانشی که در ایران است یکی از رنجهای بزرگم است و بسیار به آن توجه دارم و آن را منشاء تولید و باز تولید بسیاری از امراض روحی- روانی و اجتماعی و ... می دانم و البته وقوف دارم که بساطش به این زودیها برچیده نمی شود . اگر در مرحله ی گله نمانم باید عرض کنم که پیشنهاد و نگاهم به جایگزینی فلسفه به جای دین است . که بر خلاف دین قابل نقد ، بررسی ، تغییر و تکامل می باشد و از آنجایی که وجاهت و اعتبارش را از عقل آدمی می گیرد و نه از منشاء مقدس بی اشتباهی چون خدای نامریی ، لذا قابل برخورد و شک کردن است و اجرایش بی چون و چرا نیست . البته بحث بیشتر و مفصلتری می طلبد که نه زمان دارم و نه اشراف کافی . در پایان برای کمی تخلیه ی بیشتر !! جمله ی زیبایی را نقل می کنم که از نینای عزیز شنیدم : « انقلاب کامل , انقلابی است که در آن آخرین پادشاه را با روده های آخرین کشیش دار بزنند » آمین !!