مدتی پیش تو کتابخونه ی یکی از دوستان مجله ی قدیمی ای پیدا کردم که واسه اوایل انقلاب بود به نام " امید ایران " به تاریخ 22 مرداد ماه 1358 . دیدن و خوندن حال و هوای تحلیل ها و انتظارات و نگاه های اون زمان برام جالب بود . نکات قابل توجه اش اینها بودند :
نگاه سردبیر ، جناب دکتر علیرضا نوری زاده ! ( از زندان «شاه» تا زندان «انقلاب» ) که به طرز عجیب و گاهاً فجیعی ! در سوز و گداز دوری از امام خمینی !!! قلم فرسایی کرده بود و چه معاشقه های باور نکردنی ای با ایشان داشتند !! عجب روزگاری شده ...
اشاراتی به وضع بازرگان ، امام موسی صدر مفقود ! و بیشتر در مورد انتخابات مجلس خبرگان که در این زمینه مقاله ی فوق العاده ای خواندم از شخصی به نام داریوش نظری که هوشیاری ، تحلیل زیبا و درست و پیش بینی های باور نکردنی اش از آینده ی انقلاب مرا به تعجب واداشت . چه تصویر درست و واضح و روشنی از آینده ی این انقلاب بر مبنای دروغ ها و رفتارهای حکومت در اوایل انقلاب به دست داده بود که توصیف دقیق و درست ایران امروز است . تیتر مقاله این بود : " مجلس خبرگان : بازگشت فئودالیسم ! " و در مقاله به زیبایی شرکت چریکهای فدائی خلق در انتخابات خبرگان و لیست دادن شان را علیرغم پذیرش رفتارشان بر مبنای تاکتیک لنین با عنوان " بهره برداری از تاکتیک شرکت در انتخابات و پارلمانهای بورژوایی " رد و نقد می کند چرا که حداقل از این منظر که این مجلس را به خاطر ماهیت و کارکردش نه مجلس و نهادی بورژوایی که فئودالی شناسایی می کند و امر تقلب در شمارش آرا را با استناد به دروغ ها و اقدامات مزورانه حکومت در همان اوایل انقلاب امری بدیهی و قابل پیش بینی می شمارد چنین تاکتیکی را احمقانه و به غایت اشتباه ارزیابی می کند .. مقاله ی زیبایی که اگر فرصت و حوصله اش را می داشتم تایپ مجدد می کردم . در ضمن داخل جلد اولش سه عکس با زیر نویس داشت که یکی داریوش فروهر بود و یکی هم در مورد کردستان و مریوان و سومی زن چادری ای رو نشان می داد که رو به عکس های چسبانده شده بر دیوار ایستاده و نگاه می کنه . متن زیر نویسش را بخوانیم :
با حیرت نگاه می کند . آیا اینها نامزدهای مجلس خبرگان هستند ؟ خبرنگار ما پرسیده بود مادر به اینها رأی میدهی ؟ گفته بود : توی مسجد قیافه شان جور دیگری بود من که سواد ندارم مادر ، قرار شده اکبر آقا اسماشون رو برام بنویسه . زن بیچاره دکتر مصدق ، جزنی ، حیدر عمواغلی ، خسرو گلسرخی ، ماکسیم گورکی ، میرزا کوچک خان ، و کارل مارکس را به جای نامزدهای مجلس خبرگان عوضی گرفته بود . و از خدا می خواست که آن آخری را ¤ کارل مارکس ¤ عمر دهد چرا که قیافه نورانی دارد و ریشش انبوه تر است . ( !!! ) حزب معلوم با این نوع برداشتها برنده انتخابات شد ....
متن خواندنی دیگرش مصاحبه با آزادمرد شعر ایران شاملو بود با جمله ای از خودش با این عنوان : " این طبیعی است که میراث خواران انقلاب دستاورد خود را انقلاب نام بدهند " که سرشار بود از مواضع و جمله های کلیدی و کوبنده و زیبای همیشگی اش چون : " انصاف و عدل و محبت به توپ و تانک و طیاره و وکیل باشی های دهن دریده احتیاج ندارد " ، " دنیایی که انسان ناگزیر باشد برای اثبات ناچیز ترین حقوق خویش جلوی جوخه اعدام بایستد و سرود بخواند ، دنیای بسیار زشتی است ... دنیایی که در آن خرد و هنر محکوم است ! ... "
و خلاصه پرداختن به جبهه ی ملی که انگار بیشتر مواضعش از سوی این حزب بود و بررسی خیانت حکومت دینی ! به وعده اش مبنی بر تشکیل مجلس مؤسسان و تبدیلش به مجلس متحجر خبرگان ... " مبارزه با امپریالیسم برنامه می خواهد نه عربده ! " و بحث سانسور و هنر و جمله ی جالب دکتر اسماعیل خویی که انگار از همون اول همه چیز روشن بود ! : " حرکتی بزرگ و حماسی (انقلاب 57 ) که دنیا را به شگفتی وامیدارد و در بطن خود ناگهان فرصت طلبان انحصار طلب را به قدرت می رساند "
و اما مجله ی نقد نو . شماره ی 16 ، دی و بهمن 85 را گرفتم که هنوز وقت نکردم کامل بخوانم . به نظر می رسه باز هم مطالب پرباری باید داشته باشه . در بخش اجتماعی مطالب ویژه ی کودکان کار و خیابان گذاشته که دوست فعالی در این زمینه ازم خواسته با نگاه انتقادی بخونم . در بخش اقتصادی مقاله ای از دکتر اسکویی داره با نام " ...که در نظام سرمایه داری ضعیف پامال است ( بخش یکم ) " در بخش سیاسی مقاله ای با نام " گریه برای دیکتاتور " نوشته ی رضا خندان ( مهابادی ) دارد که بسیار جالب و نزدیک به موضع گیری من در مورد صدام است . خواندنی ست و بخش یادبود که به تاریخ و اندیشه ی مبارزات چریکی گذری می زند و در فرهنگی چون شماره ی قبل نگاه هنرمندان به سانسور و نهایتاً نقد کتاب و داستان و شعر که به نظرم نقد شعر " حلاج " شفیعی کدکنی آموزنده باشد . البته نمی دانم هنوز سایت شان بسته است یا نه ولی آدرسش اینجاست ( htt://www.naghdeno.org (. خواهش می کنم چون هر اثر هنری و فرهنگی ارزشمند با خریداری اش در این دورانی که هیچ حمایت و کمکی نمی شوند حداقل سهم مان را در ادامه ی راهشان ادا کرده باشیم .
|