آیا سخنانم را دریافته اند ؟ آغاز تورات شامل کل روانشناسی کشیش است - کشیش فقط یک خطر بزرگ می شناسد : آن هم علم است - و مفهوم ژرف علت و معلول . اما علم عموماً در موقعیت های مساعد شکوفان می شود - انسان برای اینکه « بداند » باید وقت و هوشی فزون از اندازه داشته باشد ... « پس انسان را باید اندوهگین ساخت » ، منطق کشیشان همیشه چنین بوده است - اکنون می توان حدس زد که همراه این منطق فقط چه چیز به جهان راه یافت - « گناه » .. مفهوم گناه و کیفر ، کل « نظام جهان شمول اخلاق » برای ضدیت با علم ابداع شد - و برای مخالفت با جدا ساختن انسان از کشیش ... آدمی نباید به پیرامون خود بنگرد بلکه باید به درون خویش نظر کند ، نباید با دقت و احتیاط در چیزها بنگرد تا بیاموزد ، بلکه اساساً باید دیدگان خود را فرو بندد : باید رنج ببرد . باید چنان رنج ببرد که همیشه به کشیش نیاز باشد - پزشک به کنار ! انسان به یک ناجی نیازمند است - مفهوم گناه و کیفر ، و از جمله آئین « عنایت ایزدی » ، « باز خرید گناه » و « بخشایش » - همه و همه بدون واقعیت های روانی دروغ می گویند - و برای نابود کردن مفهوم علیت انسانی ابداع شده اند : این مفهوم ها ، عصیانی است بر ضد مفهوم علت و معلول ! - و نه تجاوزی با مشت ، دشنه یا کینه شرافتمندانه و عشق ! بلکه تجاوزی سرچشمه گرفته از نامردانه ترین ، حیله گرانه ترین و پست ترین غریزه ها ! یعنی تجاوز کشیش ! تجاوز یک طفیلی ! شبیخون دزدانه خفاشان پریده رنگ خون آشامی که در سردابه ها لانه دارند ! ... زمانی که نتایج طبیعی عملی دیگر « طبیعی » نباشد ، بلکه چون معلول اشباح تصوری موهوم و خرافی چون « بت » ، « ارواح » ، « روان ها » و چون نتایج صرف « اخلاقی » همانند پاداش ، کیفر ، نشانه و تنبیه اندیشیده شود ، آنگاه دیگر شرایط نخستینِ شکوفان شدنِ دانش تباه شده - و شخص به بزرگترین جنایت بر ضد انسانیت دست یازیده است . باز هم بگوئیم ، گناه این مشکل به تمام معنی بی حرمت ساختن انسان به دست انسان ، برای این اختراع شد تا علم ، فرهنگ و هر نوع شکوهمندی و اصالت انسان را ناممکن سازد . کشیش از طریق اختراع گناه حکم می راند .
نقل از کتاب « دجال » نیچه ترجمه عبدالعلی دستغیب
|