دیالنفی
  
 تضاد و تغییر تنها اصل پایدار هستی
 
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
بایگانی
موضوع بندی

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
25 دی 1385
خودکشی

این هم متنیه که خیلی وقت پیش در معرفی کتابی نوشته بودم که توضیحات مفصلش در پایین اومده . طولانیه ولی اگه به اصل موضوعش علاقه مندید پیشنهاد می کنم بخونید ! تا شاید فرصتی دیگر که وقت و توان و حسی برای نوشتن پیدا بشه . دست به دامن شاهکارهای بی نظیر و بی رقیب میلان کوندرا شدم برای دوباره انرژی گرفتن در مطالعه و کاهش این خستگی و دلزدگی مفرط که بیشترش می دانم از خستگی و یکنواختی کار مزدی و درآمد ناکافی و نبود تفریح و ... است . بگذریم .

کتابی را معرفی می کنم به نام « خودکشی » که مقالاتِ برتر ِ اولین همایش ملی آسیب های اجتماعی در ایران در سال 81 رو جمع آوری کرده بود . ( چاپ یکم ، بهار 83 - انتشارات آگاه ) مجری طرح انجمن جامعه شناسی ایران بوده با همراهی و همکاری نهادها و سازمانهای مختلف از جمله بیمارستانها و زندانها ! و شهرداری ها و ... . مباحث کتاب رو به دو دسته می توان تقسیم کرد .. ابتدا بحث و بررسی تئوریک این پدیده و سپس بررسی شهودی و آماری موارد ثبت و مشاهده شده . البته بیشتر مایل بودم فعلاً در این زمینه بحثی پیش نمی کشیدم تا مطالعات دامنه داری رو که شروع کردم به پایان برسونم ولی گفتم خلاصه ای از آنچه خواندم و آنچه به دنبالشم رو مطرح کنم شاید در این بین باشند دوستانی که من رو با معرفی منبع و یا اطلاعات و دیدگاههای شخصی همراهی و کمک کنند . در هر حال مطالب پایین چکیده ای از این کتابه که برای شروع کار خیلی خوب بود و کلی من رو پیش برد و خوندنش رو به دوستان علاقه مند به این مقوله !!!! توصیه می کنم . البته مقالات جمع آوری شده این همایش در 6 جلد به صورت زیر منتشر شده که جلد چهارمش خودکشی ِ  . جلد اول : آسیب های اجتماعی و روند تحول آنها در ایران  -  جلد دوم : اعتیاد و قاچاق مواد مخدر - جلد سوم : پرخاشگری و جنایت - جلد چهارم : خودکشی - جلد پنجم : روسپیگری ، کودکان خیابانی و تکدی - جلد ششم : مسائل و جرایم مالی ، اقتصادی و سرقت و نیز همه و یا خلاصه ای از مطالب مذکور در سایت انجمن با نشانی www.IranSociology.org  قرار است وارد شود !

و اما بعد :

* مرفهان گذشته که ثروت و قدرت و در نتیجه امنیت همه جانبه داشتند احساس خود را از « زندگی » به عنوان یک اصل و ارزش خلل ناپذیر پنداشته ، اعلام کردند که « زندگی شیرین است » !!! .

* در باور بودایی زندگی نه تنها «شیرین» نیست بلکه رنج و الم و ضد ارزش است و « عدم » رهایی محسوب می شود ( نیروانا ) ( آیین رهایی .. رهایی از تعلقات هستی ) در اینجا به تاریخچه عمل خودکشی و عکس العمل و نوع نگرش جوامع و فرهنگهای مختلف نسبت به این مقوله و شخص مرتکب این عمل می پردازد که به علت طولانی بودن ذکر نمی شود .

* نرخ خودکشی در کشورهای توسعه یافته در مقایسه با نرخ خودکشی در کشورهای توسعه نیافته خیلی بالاتر است . ظاهراً رابطه خودکشی با فقر و جهل کمتر ولی با همبستگی و آگاهی بیشتر است .

* اعضای حزب کمونیست در مردن مصمم تر از سایر افراد هستند ، هر کمونیستی که اراده به مردن بکند می میرد ، در برابر 1 اقدام به خودکشی یک نفر موفق می شود : یعنی همه اقدام به خودکشی ها به مرگ می انجامد . و نیز در بررسی آمار ِ سازمان ملل به این نتیجه می رسد که کوبایی ها با مرگ شوخی ندارند و ادای مرگ را کمتر در می آورند .

* در ایران داده های موجود تصویر روشنی از وضعیت ارائه نمی دهند ، به ویژه به علت مکروهیت و ممنوعیت دینی و عرفی خودکشی از یک سو و به خاطر تضمین و پرداخت حقوق قربانی به بازماندگان ، مسئولان « پزشکی قانونی » برخی از خودکشی ها را « مرگ اتفاقی » ، « ایست قلبی » و .. اعلام می کنند تا وراث بتوانند از مزایای قانونی مرگ عادی خودکشنده برخوردار شوند .

* تعریف خودکشی از دیدگاه امیل دورکیم جامعه شناسی معروف : خودکشی ، مرگی را گویند که نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم کردار مثبت و یا منفی خود قربانی است به طوری که فرد خودکش از پیامد عمل خود ( مرگ ) وقوف کامل دارد .

** در تحلیل دورکیم ( که کتاب « خودکشی » ایشان از کاملترین و معروفترین منابع در دسترس در این زمینه می باشد) افراد باسواد به دلیل درک فردگرایانه شدیدی که پیدا می کنند ، وابستگی خود را به هسته اجتماعی از دست می دهند و سرانجام به خودکشی تن می دهند .

** جوامع در فرایند تکاملی خود با گذار از همبستگی مکانیکی و سنتی به سمت وحدتی ارگانیک و تمایز یافته در حرکتند . با قبول این نظریه دست کم یکی از متغیرهای اصلی و مهمی که در تحلیل های اجتماعی خودکشی ایران به فراموشی سپرده می شود ، نقش ساختار سیاسی است که با سلطه بر جامعه و تأکید بر حفظ عناصر ارزشی متعلق به ساختارهای سنتی در برابر تغییرات اجتماعی مقاومت می کنند و امکان انطباق افراد با شرایط اجتماعی در حال تحول را مخدوش می سازند .

* اضطراب ممکن است عامل مستعد کننده ، عامل سببی ، عامل آشکار ساز و عامل تداوم بخش یا تثبیت کننده فکر خودکشی و یا تکرار آن باشد .

** در یک سطح روان شناختی خرد ، خودکشی پاسخی به حوادث تغییر دهنده زندگی است که مفهوم از خود فرد را به خطر می اندازد . مفهوم از خود عبارتست از مفهوم و درک شناخت یک فرد از خود و پیرامون خود . وقتی که مفهوم از خود در خطر می افتد ، خودکشی دو کارکرد دارد :

1- وقتی مجموعه حوادث هویت شخص را تهدید می کنند و بعد ضروری آن چیزی را که شخص آن را حقیقت می داند انکار می کنند ، خودکشی راه حل خلاص و رهایی نهایی از تضاد بالقوه برای فرد است .

2- خودکشی کارکرد نمادی مهمی دارد ، زیرا تأیید می کند که هویت تأیید شده با بخش جدایی ناپذیر خود و دیگران ارتباطی مهم دارد ، به این معنا که زندگی نمی تواند بدون این هویت تداوم یابد .

* افراد مذهبی کمتر دست به خودکشی می زنند ، زیرا که زندگی خود را متعلق به خدا می دانند و معتقدند که تنها خداوند می تواند در زمان مقرر زندگی آنها را بگیرد . ( نقش و کارکرد دین و مذهب در کاهش خودکشی که همه بر آن اتفاق نظر دارند البته نه در ازای بهبود شرایط یا نشان دادن راه حل مشکلات ! که بیشتر در راستای باور تخدیری تقدیر باوری و منجی باوری ! )

** نظریه چرخه تجاری - سیاسی :

دولت برای جلب آرای مردم در دوره های انتخاباتی دست به مجموعه ای از اصلاحات می زند و ترقی ناگهانی اقتصادی ایجاد می کند ، ولی بعد از اتمام دوره انتخابات وضعیت به حالت اول برمی گردد . این تغییرات در ساختار اقتصادی باعث می شود که در یک دوره سطح آرزوها بالا برود و در دوره دیگر به دلیل رکود اقتصادی ابزار رسیدن به آرزوها در دسترس نباشد و چون امکانات رسیدن به اهداف موجود نیست پس احتمال ایجاد آنومی و آشفتگی اجتماعی بالا می رود و میزان خودکشی نیز به تبع آن بالا می رود .

* جوانانی که با خانواده هایشان دارای وحدت بسیار قوی بودند کمتر تسلیم نابسامانی ها و عمل انتحاری می شدند ..... بی هنجاری فردی ممکن است با وحدت خانوادگی خنثی شود .

* مشهورترین و شناخته شده ترین طبقه بندی خودکشی به دورکیم مربوط است که با توجه به نظریه همبستگی اجتماعی خود ، چهار نوع خودکشی را از هم تفکیک می کند :

1- خودکشی خودخواهانه : نوعی خودکشی است که از فردگرایی افراطی و نبود همبستگی اجتماعی ناشی می شود . خودکشی خودخواهانه وقتی به وقوع می پیوندد که فرد با نظام اجتماعی رابطه ضعیفی داشته باشد . معمولاً در خودکشی خودخواهانه همبستگی افراد با زندگی خانوادگی ناچیز است زیرا هرچه اعضای خانواده به هم نزدیکتر باشند ایمنی فرد در برابر خودکشی بیشتر خواهد بود .

2- خودکشی دگرخواهانه : گونه ای خودکشی است که از ضعف فردیت یا افراط در « یکپارچگی » اجتماعی ناشی می شود . در خودکشی دگرخواهانه ، فرد خود را فدای جامعه یا دیگران می کند و منطق او این است که دانی ( پست ) فدای عالی شده است . وقتی فردی به احساس همبستگی و انسجام قوی در برابر یک گروه فوق العاده و متحد مقید باشد ، ارزش ها و هنجارهای گروه را از آن خود می داند و میان منافع خود و گروه تمایزی قائل نمی شود .

3- خودکشی آنومیک یا ناشی از بی هنجاری اجتماعی : نوعی خودکشی است که از کمبود نظم اجتماعی ناشی می شود . هرگاه شیرازه نظم های اجتماعی از هم گسیخته شود ، نفوذ نظارت کننده های جامعه بر گرایش های فردی کارایی خود را از دست می دهد و افراد تقریباً به حال خود رها می شوند . در چنین وضعیتی ، چنان خلأیی در نظام اجتماعی جامعه به وجود می آید که نمی تواند نیازها و خواسته های فردی را با سرعت لازم برآورده سازد . در نتیجه ، چون شخص نمی داند که باید به کدامین سو رهسپار شود و چه کار کند سرگشته می شود .

4- خودکشی سرنوشت گرایانه : نوعی از خودکشی است که در نتیجه عکس العمل در برابر نظارت و نظم اجتماعی مفرط و شدید اتفاق می افتد . به بیان دیگر ، این خودکشی به هنگام وجود نظم و انتظام شدید و آهنین اتفاق می افتد با چنین نظمی راههای آینده به صورت بی رحمانه ای مسدود می شود و وشور و عشق به آینده را به گونه خشونت آمیزی از میان می برد .

 در این نظریه دورکیم خودکشی را از انگیزه ها و عوامل فردی و شخصی و درونی کاملاً مبرا و جدا می کند و تنها جامعه و شرایط و تغییرات آن را مؤثر و مقصر می داند و نظریه های مخالف او هم وجود دارد که می گویند در تعدادی از موارد عوامل و انگیزه ها و مشکلات روانی و فردی عامل تأثیرگذار بوده اند که این را دورکیم در نظر نگرفته است و به آن معتقد نیست .

 * در سده 19 دو مکتب رو به روی هم قرار گرفتند و در مورد عوامل خودکشی به بحث پرداختند : یکی نظریه روانشناسان و روان کاوان و دیگری نظریه جامعه شناسان . در مکتب روان کاوی دو نظریه متمایز وجود دارد : بر اساس نظریه اول ، شخصی که به خودکشی دست می زند ، قربانی مرگ پرخاشگرانه ای است که به جای متمایل شدن به جامعه ، به سوی خود شخص متوجه می شود ؛ و نظریه دوم از آن فروید است که بر دخالت غریزۀ مرگ مبتنی است . او عقیده دارد کسانی که به خودکشی مبادرت می کنند ، احتمالاً آن گروه از بیماران روانی اند که در آنها غریزه عشق خنثی شده و غریزه مرگ با آزادی عمل زیادی وارد صحنه می شود . به عقیده دورکیم ( 1897 ) و مکتب جامعه شناسان که نظر خود را با تکیه بر مطالعات آماری منظم بیان می دارند ، خودکشی پدیده پایداری است که اعمال فردی به توضیح و توجیه آن قادر نیست و به همین سبب خودکشی را حاصل جمع آمدن عوامل گوناگون ، تأثیرات خانوادگی ، اجتماعی ، دینی و ... می دانند . دورکیم همبستگی اجتماعی و شدت و ضعف آن را با خودکشی مربوط می داند . از نظر دورکیم ، خودکشی در دو حد نهایی « همبستگی اجتماعی » و « فردگرایی » اتفاق می افتد و یا :

                                      1- ضعیف -->  خودکشی خودمدارانه

ادغام و اندرتنیدگی جامعه  

                                      2- قوی -->  خودکشی دگرخواهانه و ایثار

 

                                            1- سست -->  خودکشی  بی هنجارانه ( آنومیک )

درجه پایبندی به قواعد و قوانین      

                                            2- سخت  -->   خودکشی سرنوشت گرایانه

 

* نظریه شورت و هنری بر سه اصل زیر مبتنی است :

1- میزان خودکشی در هر جامعه با استحکام نظام روابط اعضای آن رابطه معکوس دارد .

2- استحکام نظام روابط جامعه با محدودیت های خارجی ناظر بر رفتار آنها رابطه مستقیمی دارد .

3- محدودیت های خارجی ناظر بر رفتار اعضای یک جمعیت با پایگاه اجتماعی آنها در جامعه رابطه معکوس دارد .

نظریه شورت و هنری در این عبارت خلاصه می شود که میزان خودکشی در یک جمعیت با « پایگاه اجتماعی » اعضای آن رابطه مستقیم دارد .

در ادامه به بررسی یافته های مربوط به نمونه آماری می پردازد و به طور آماری بررسی می کند که بیشترین و کمترین مورد خودکشی به ترتیب در تابستان ( تیرماه ) و زمستان ( دی ماه ! ) ، ساعت 16-18 عصر و ساعت 4-6 صبح  و... بوده و تأثیر رفتار خشن والدین و اختلافات خانوادگی ( بیشترین عامل تأثیرگذار ) و اعتقادات مذهبی و سواد و سلامت جسمانی و اعتیاد و تقلید و شکست های شخص در زندگی ، عشق ، شغل ( عامل حفاظتی در برابر خودکشی که در صورت عدم موفقیت و از دست دادن آن نتیجه معکوس دارد ) ، تحصیل ، ازدواج تحمیلی و ناموفق و فقر  و .. را بر این مقوله می سنجد و به طور آماری ارائه می دهد .

* زنان 4 برابر مردان اقدام به خودکشی می کنند ولی تعداد خودکشی های موفق در مردان 3 برابر زنان است و این به خاطر تفاوت روش های خودکشی شان است ...  زنان بیشتر در سنین نوجوانی اقدام به چنین کاری می کنند و ...

* دکتر حسین فرجاد در بررسی انحرافات اجتماعی در ایران ، رفتارهای خودکشی را معمولاً با سه انگیزه اولیه مرتبط می داند :

1- از دست دادن ارتباط ، بدین معنی که واکنش های خودکشی  با احساساتی مانند ناامیدی و بیچارگی همراه است و اغلب با جدایی و یا مرگ یک فرد مهم و یا از دست رفتن یک رابطه ای باارزش تشدید می شود . وقتی احساسات بسیار شدید را نتوان از راه های دیگری نشان داد ، به زعم فرد ِ مستعد ِ خودکشی ، تنها راه باقیمانده برای بیان آن خودکشی است . این عمل او ناشی از احساس ناتوانی در مقابله با مشکلات خود و عدم پاسخ دیگران نسبت به نیازهای اوست .

2- تردید در مورد زندگی و مرگ ، بدین معنی که فقط عده کمی از افرادی که تهدید به خودکشی و یا اقدام به خودکشی می کنند کاملاً موفق می شوند . نظر برخی درباره خودکشی های ناقص یا خودکشی های کمتر موفقیت آمیز این است که افراد اقدام کننده احساسی متضاد درباره مرگ و زندگی دارند . چنین حالتی را « دوگانگی روانی » می نامند . این خصوصیت روانی باعث می شود که شخص از روش های کشنده و یا نیمه خطرناک استفاده کند و در ضمن جایی برای کمک و رهایی باقی بگذارد .

3- اثر خودکشی بر دیگران ، بدین معنی که اغلب انگیزه خودکشی را از تأثیرگذاری این عمل در اشخاصی که با او در ارتباط بوده اند می توان دریافت .

** دو مشخصه اساسی افسردگی ، ناامیدی و غمگینی است . در این زمان شخص احساس رکود وحشتناکی می کند و نمی تواند تصمیم بگیرد و یا فعالیتی را شروع کند و یا به چیزی علاقه مند شود . شخص افسرده در احساس بی کفایتی و بی ارزشی غوطه ور می شود ، گاه شروع به گریه می کند و ممکن است به فکر خودکشی نیز بیفتد . افسردگی گاه با اضطراب همراه است که در این صورت افسردگی تحریکاتی نامیده می شود . احساس خستگی می کند و به زندگی بی علاقه می شود در خود احساس عدم توانایی در لذت بردن از هر چیز می بیند اما در عین حال تنش دارد و بی قرار است و نمی تواند آرام بگیرد ، بدون آنکه دلیل واقعی برای چنین تغییراتی وجود داشته باشد . ( بیشتر خودکشی ها از این احساس فرد افسرده ناشی می شود . )

* معتادان نه تنها مولد و سازنده نیستند بلکه مصرف کنندگانی اند که غیر از ضرر اجتماعی هنری ندارند . فرد معتاد نسبت به اعضای خانواده خود احساس مسئولیت نمی کند . موقعیت اجتماعی متزلزلی دارد ، به دیگران اعتماد ندارد و برآوردن نیازهای خود را بر دیگران مقدم می دارد . روابط اجتماعی معتاد بسیار سطحی و تصنعی است و به ندرت می تواند به پیوندهای مستحکم عاطفی وفادار و متعهد باشد .

** در مورد معضل خودکشی اغلب مردم عادی و بعضی متخصصان گمان می کنند کسی که حرف خودکشی را می زند دست به این کار نخواهد زد و هدفش جلب توجه دیگران است ، اما این گمانی باطل و خطرناک است . بسیاری از افرادی که تهدید به خودکشی می کنند و با بی اعتنایی رو به رو می شوند یا آنها را افرادی محسوب می کنند که به دنبال جلب توجهند ، بالاخره اقدام به این کار می کنند . تهدید به خودکشی هشداری است برای اطرافیان که اشکالی وجود دارد و شخص نیاز به کمک دارد و حتی اگر او واقعاً قصد این کار را نداشته باشد ، در حکم تنها راه حل برای حل مشکل ِ خود به خودکشی متوسل می شود . خودکشی فریادی است برای کمک ....

* از علائم هشدار دهنده خودکشی به موارد زیر می توان اشاره کرد :

1. خلق و خوی افسرده یا حاکی از ناامیدی که ادامه داشته باشد .

2. اختلال در خواب و خوراک .

3. کاهش عملکرد در مدرسه و کارهای روزانه .

4. انزوای اجتماعی تدریجی ، افزایش کناره جویی از دیگران .

5. پیشینه اقدام به خودکشی در گذشته .

6. خواستن چیزی مرگ آور مثل دارو ، سم یا سلاح .

7. گفتن عباراتی مثل ای کاش بمیرم یا برای چه زندگی می کنم .

8. حوادث غیر معمول و ناگهانی در زندگی افراد مثل شکست در تحصیل ، قطع رابطه نزدیک با فرد مورد علاقه یا مرگ عزیزی .

آگاهی و دانستن شرط اول رشد و پیشرفته هرچند که هر چه بیشتر دانستن همیشه درد و رنج و فشار بیشتری رو به همراه داشته ولی خب علیرغم وقوف به این امر از نادانی و جهل و خودفریبی و ضعف و انفعال گریزانم .. باید دانست هرچند که  :

     آگاهی

          در لغت

             به معنی گردن نهادن است

                                           و

                                              پذیرفتن .

رفیقی بهم می گفت : سیاوش من به دنبال یافتن و رسیدن به حقیقتی ، زنده نیستم ، من زنده ام و تلاش می کنم و ادامه میدم تا حقیقتی رو بسازم . من حقیقتم رو می سازم .می گفت: هدف تو ، نهایت و حقیقت تو در مسیر رشد و تکامل و پیشرفت تو ساخته میشه و به وجود میاد . یکی دیگه بهم گفت این حس و حال تو از محدودیتهای زمانی ( سنی ) و مکانی تو ناشی میشه . بله هنوز خیلی چیزهاست که نمی دونیم و نخوندیم و ندیدیم و تجربه نکردیم و بی انصافیه که در این جهل و خامی و نپختگی و در اول راه بخواهیم چنین تصمیمی بگیریم و با قطعیت بگیم که آره پوچه و ارزشی نداره !

* یاد آن روزها بخیر . بحرانهای شدید روحی و روانی که نهایتاْ به مدد عملگرایی و تجربه و از دل مطالعه راه رهایی را یافتم و به امروز رسیدم که حداقل از بودنم راضی ام ! با دنیایی ایده و برنامه در سر ! که اگر باقی بماند ... !

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 41799


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 
 


لوگوها








نشریه الکترونیکی-سیاسی و خبری