* چند دلیل مهم از عدم وقوع انقلاب دموکراتیک از پایین در ایران عبارتند از « سنت استبداد شرقی » ، « ضعف مالکیت خصوصی » ، « ضعف طبقات اجتماعی » ، « تداوم ساختار قدرت سنتی » .
* از لحاظ سیاسی از آنجا که پایگاه اصلی سنت گرایی تجدد ستیز را گروه هایی تشکیل می داده اند که از لحاظ مادی یا روحی از فرایند نوسازی آسیب دیده اند و دچار « جابجایی و بی هنجاری اجتماعی » شده اند ، چنین طبقات و گروه هایی همواره در معرض بسیج مستقیم از جانب تشکلات سنتی قرار داشته اند . ... از همین طریق بسیج توده ای است که سنت گرایی توانسته است ایدئولوژی اساساْ نخبه گرایانه ، محافظه کارانه و ضد دموکراتیک خود را به پدیده ای توده ای تبدیل کند . سنت گرایی برای توده های گسیخته جاذبه ی روانی بسیاری دارد .
... جهان در خود فرو بسته ی سنت و مذهب به فرد آرامش و امنیت می بخشد ؛ در جامعه ی سنتی ، سنت ها و رسوم بجای فرد تصمیم می گیرند و چندان اثری از فردیت و مسئولیت فردی در آن یافت نمی شود . اما با تضعیف پیوندهای سنتی ، فرد گرفتار سرگشتگی می گردد . ترس از جهان نو و جامعه ی نو ، از آزادی و امکان انتخاب آزاد ، از فردیت و تفرد و از گزینش عقلانی خمیر مایه ی اضطرابی را تشکیل می دهد که در سنت گرایی تجدد ستیز نهفته است . احساس عدم امنیت ، حقارت و ترس در دنیای مدرن به نوبه ی خود میلی نیرومند به جستجوی قدرت در فرد ایجاد می کند . تنها قدرت است که به انسان امنیت می بخشد . قدرت بهترین درمان درد ناامنی و سرگشتگی است . آنچه در روانشناسی اجتماعی « شخصیت اقتدار طلب » خوانده می شود ، محصول همین توالی احوال است .
( خواندن این بخش را به خیلی ها توصیه می کنم . بسیار آموزنده ست . من را یاد جمله ی یکی از دوستان می افتم که نقل قول می کرد : « خدا ، پدر ، پول و خونه چهار پدیده ی هم سنخ از یک دیدگاهند و آن هم بخشیدن اعتماد و آرامش و امنیت به انسان است که اکثراْ به آن احتیاج دارند .... » )
|