هر وقت وبلاگ می زنم لال مونی می گیرم یا شایدم حرفهایم را در خور بیان و ارائه نمی بینم . لذا فعلاْ برای خالی نبودن عریضه متن هایی را که می خوانم و می پسندم در اینجا می گذارم تا چه پیش آید در آینده ...
دیشب با مزدک بودم . نشریه « راه نو » رو دیدم . کاریه از علیرضا ثقفی و حسین افشار . در شماره ی اول چند تا از رفقای اشتراکی در اون بودند که از شماره ی دوم که الان روی گیشه هاست ازش جدا شدند انگار راه و ایده ی ثقفی رو نمی پسندیدند ! در هر حال بیشتر حول اخبار کارگری می گرده . یکی دوتا مقاله ی خوب هم داره از جمله « چرا ما نیاز به نظریه شناخت داریم ؟ » که ترجمه ایه از پرویز بابایی ، اخبار سندیکای اتوبوس رانی و کارگران نقاش ساختمان و معرفی و نقد کتاب . که یکی کتاب « خاستگاه آگاهی » از جولیان جینز که قبلاْ بارها ازش گفتم و دیگری « شاخه ی زرین » جیمز جرج فریزر که پژوهشی ست در جادو و دین ! ولی به قول مزدک به زودی تعطیل میشه . در این شماره آخرش هم یه شعر از سید علی صالحی عزیز داره :
جلبک سایه نشین سنگ
به ماهی لغزان دریاها می اندیشد
ماهی به پرنده هفت آسمان بلند
پرنده به آهو
آهو به آدمی
و آدمی به چه می اندیشد ؟
و آدمی عشق را آفرید
تا جلبک و ماهی و پرنده و آهو
آسوده زندگی کنند
|