دیالنفی
  
 تضاد و تغییر تنها اصل پایدار هستی
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
بایگانی
موضوع بندی
 
29 آبان 1385
بیانیه دفتر تحکیم وحدت در باره قتل دانشجوی دانشگاه سبزوار

ادوارنیوز: در پی کشته شدن یک دانشجوی دانشگاه سبزوار توسط یک دانشجوی عضو بسیج دانشجویی، روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای نسبت به این فاجعه به شدت اعتراض کرد:

سر انجام دشنه عریان تحجر بر قلب دانشجو نشست. اگر تا دیروز جان دانشجویان دربند به شکرانه پایداری حکومت اسلامی ایمن نبود و زندان مسلخ بود و بوی خون پاک اکبر محمدی ها از آنسوی دیوارها به مشام دانشگاهیان می رسید؛ امروز دانشگاه خود رنگ خون گرفته و دانشجو به تیغ سلاخی جلادان متحجر سپرده شده است.

مقارن عصر شنبه 27 آبان 1385 یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار به ضرب فرود آمدن چاقو بر قلب توسط عضو بسیج دانشجویی این دانشگاه به قتل رسید.

به گفته شاهدان عینی مقتول در حال گفتگو با همسر خویش در محل ایستگاه اتوبوس دانشگاه بوده است که ضارب با ایراد این سوال که نسبت شما چیست؟ وارد حریم حوزه خصوصی انان می شود. بعد از وقوع درگیری لفظی، ضارب در اقدامی وحشیانه با فرود اوردن چاقویی بر قلب مقتول وی را به قتل می رساند. به گفته دانشجویان این دانشگاه قاتل از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه بوده که پیش از این نیزسابقه درگیری هایی از این دست را داشته است.

گفته می شود قاتل پس از دستگیری در مرکز انتظامی سبزوار ضمن اعتراف به انجام قتل انگیزه خویش را جریحه دار شدن احساسات مذهبی خود از گفتگوی دو جوان دختر و پسر در انظار عمومی دانسته است.

دفتر تحکیم وحدت ضمن عرض تسلیت به خانواده داغدیده جامعه دانشگاهی و بالاخص دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار ، بر خود لازم می داند نکاتی را پیرامون این فاجعه به استحضار رساند:

1. رخداد فوق بیش از همه وقت چهره عریان و طالبانی عمال حکومت دینی استبدادی را روشن ساخت. وقوع قتل توسط یکی از اعضای سازمان نظامی بسیج دانشجویی به عنوان مروج آرمانهای حکومت نمایانگر بازتولید گفتمان خشونت و جاهلیت توسط مربیان و فرماندهان این سازمان نظامی می باشد.

2. از آنجایی که این قتل توسط یکی از اعضای بسیج دانشجویی صورت گرفته است مسوؤلین ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، موظف به پاسخگویی در برابر ملت می باشند. از فرماندهی سپاه پاسداران انتظار می رود ضمن عذر خواهی از جامعه دانشگاهی و وجدان ملت ایران، زمینه تحقیقات مستقل را در خصوص تعرض های نیروهای آن نهاد به حوزه خصوصی افراد فراهم سازد، تا بیش از این شاهد وقوع جنایاتی این چنین نباشیم.

3. جوانی که دشنه بر قلب هم دانشگاهی خویش فروآورده است دست پرورده سیاست های ضد اسلامی و ضد فرهنگی تزریق شده بر جامعه دانشگاهی از سوی نهاد نمایندگی ولی فقیه دردانشگاه است. به مسوؤلین نهاد رهبری در دانشگاه ها هشدار اکید می دهیم؛ که تداوم اتخاذ سیاستهای ضد اسلامی و ضد فرهنگی در قالب برنامه های اسلامی و فرهنگی پیش از اینکه آسیبهای جدی بر شالوده ها و انباشته های فرهنگ تساهل و تسامح اسلامی داشته باشد به وجود آورنده ذهنیت بسته و جهالت مابانه بر اذهان صاف انسانی میباشد.

4. هشدار مکرر ما بر مسوؤلین وزارت علوم دولت امنیتی و عوام فریب نهم است. بی شک حمایت های بی دریغ آن وزارت بی کیاست از سازمانی نظامی و تبدیل کردن آن به بلندگوی رسمی حکومت بعد از این نیز پیامدهایی این چنین ناگوار به دنبال خواهد داشت. حجت بر درایتتان همین بس که بر سیاهه اعمالتان در برخورد با دانشجویان و بر دوش نشاندن ستاره های آسمانی، ریختن خون گرم انسانی بی گناه برسنگفرش سرد دانشگاه افزون شد.

5. توصیه مجدد به روشنفکران، روحانیون آزاد اندیش، اساتید مستقل و فعالین مدنی و سیاسی این که دفاع از دانشگاه، بیش از همه وقت ضامن بقاء حرکت یکصد ساله آزادی خواهانه ملت ایران است. تخم فاشیسم اسلامی بارور شده است. تا دیروز امنیت زبان و کلام مان به تاراج رفته بود و امروز جانمان در خطر حراج. بشتابید در دفاع ازجان و کلام فرزندان دانشجوی میهن و ملت.

 https://www.azarpressnews.com/news.php?readmore=2415


 
16 آبان 1385
راه نو ۲

 شماره ۲ نشریه « راه نو » رو هم گرفتم . از وقتی که نامه رو بستن دنبال نشریات دیگر بیشتر میرم .که اتفاقاْ آقای کیوان صمیمی ، مدیر مسئول نامه هم در این نشریه مقاله دارد با نام « دیگر برایتان نامه نمی آید » ! در این شماره هم مقالات ، اخبار ، میز گرد و مصاحبه ی کارگری مفصلی دارد . اگر سایت داشتند لینک مقالاتش را می گذاشتم . نمی تونم اشاره ی مفیدی به مقالاتش کنم ، بد نبودند ولی چشم گیر هم نبودند . چند تا شعر جالب هم داشت :

شعری از فرخی یزدی

آنان که از فراعنه توصیف می کنند / از بهر جلب فایده تعریف می کنند

بام بلند همسر نام بلند نیست / از فکر کوته است که تصحیف می کنند

تخفیف و مستمری ؛ مهریه و حقوق / گیرند و بالمناصفه تنصیف می کنند

در حیرتم ز ملت ایران که از چه روی / معتاد گوش خود به اراجیف می کنند

آزادی است و مجلس و هر روزنامه را / هر روز بی محاکمه توقیف می کنند

گویند لب ببند چو بینی خطا زما / راهی است ناصواب که تکلیف می کنند

فرش حصیر و نان پنیر و مقام فقر / مار را توانگران به چه تخویف می کنند

و دو تا شعر نو :

طبقه مرغی ( اشکان قلی پور )

مرغ و تخم مرغ

مامانِه و بچهِ

مامانِه با بی پر و بالیش بالاها می پره

بچه با بی زبونیش پایین ها

مامانه سرخ شده

سر سفره های بالا

بچهِ نیمرو شده تو سفره های خالی پایین

حالا مرغ اول بودهِ ... یا تخم مرغ ؟

*******

پرنده

راه باد را بسته

شهر

راه گریه را

و کودک

راه اتومبیل ران بی تفاوت را

امروز با دستمال

فردا با خنجر

( بهرام رحیمی )

یه چیز دیگه ، کتاب کوتاه « مختصری درباره هنر » از ایرج مهدویان رو خوندم که البته قدیمی بود و الان دارم کتاب « مرزهای آگاهی - شکل گیری زمان و واقعیت در عملکرد مغز » از ارنست پوپل رو می خونم با ترجمه ی دکتر مهرنوش خاشابی از نشر آگه . کتاب علمی جالبیه که به فلسفه و اندیشه وارد میشه البته انگار واسه سال ۱۹۸۵ هست که کمی تو ذوقم زد اونم توی این رشد و پیشرفت سریع و چشمگیر و بی وقفه ی علم . در هر صورت مفاهیم پیچیده و جالبی درباره ی مغز و کارکرد و نقش حیاتی اش در زندگی و فهم ما از محیط بیرون و ... بحث و تحقیق می کنه ، تموم که شد خلاصه ای ازش خواهم گفت .

 


 
14 آبان 1385
راه نو !

 

هر وقت وبلاگ می زنم لال مونی می گیرم یا شایدم حرفهایم را در خور بیان و ارائه نمی بینم . لذا فعلاْ برای خالی نبودن عریضه متن هایی را که می خوانم و می پسندم در اینجا می گذارم تا چه پیش آید در آینده ...

دیشب با مزدک بودم . نشریه « راه نو » رو دیدم . کاریه از علیرضا ثقفی و حسین افشار . در شماره ی اول چند تا از رفقای اشتراکی در اون بودند که از شماره ی دوم که الان روی گیشه هاست ازش جدا شدند انگار راه و ایده ی ثقفی رو نمی پسندیدند ! در هر حال بیشتر حول اخبار کارگری می گرده . یکی دوتا مقاله ی خوب هم داره از جمله « چرا ما نیاز به نظریه شناخت داریم ؟ » که ترجمه ایه از پرویز بابایی ، اخبار سندیکای اتوبوس رانی و کارگران نقاش ساختمان و معرفی و نقد کتاب . که یکی کتاب « خاستگاه آگاهی » از جولیان جینز که قبلاْ بارها ازش گفتم و دیگری « شاخه ی زرین » جیمز جرج فریزر که پژوهشی ست در جادو و دین ! ولی به قول مزدک به زودی تعطیل میشه . در این شماره آخرش هم یه شعر از سید علی صالحی عزیز داره :

جلبک سایه نشین سنگ

به ماهی لغزان دریاها می اندیشد

ماهی به پرنده هفت آسمان بلند

پرنده به آهو

آهو به آدمی

               و آدمی به چه می اندیشد ؟

                                   و  آدمی عشق را آفرید

                                   تا جلبک و ماهی و پرنده و آهو

                                   آسوده زندگی کنند


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 36244


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 
 


لوگوها
















نشریه الکترونیکی-سیاسی و خبری





لیست وبلاگهای به روز شده